ماریا۱۳۶۸

عضویت : 1396/07/21
زن
کارشناسی حقوق

ای خدای خوبیها کمکم کن

نیمه جانم اینجا من خیلی تنهام روزها و شبها به فکر توام یه لحظه از فکرت در نمیام نمیدانم خدا کی به تو اجازه میدهد تا بیایی و در آغوشم برایت لالایی بخوانم برایم بخندی گریه کنی آرامت کنم بهانه بگیری و من نازت کنم  در خیابان  دست در دست هم قدم بزنیم به پارک بریم و تو قهقهه بزنی وبازی کنی و من فقط محو تو شوم  لباس های زیبا تنت کنم  ببویمت مثل یک گل هر وقت بیرون میرم سری به مغازهای سیسمونی فروشی میزنم لباسهارا نگاه میکنم قیمتش را سوال میکنم دوباره میگذارم سر جایش چون تو هنوز نیامدی تا ببینم چه لباسی برایت بگیرم عزیزتر از جانم پس کی میایی من و پدرت عاشقانه منتظرت هستیم   کودکم  انشالله هر موقع امدی به سلامت بیایی دیگر از نگاه های معنا دار اطرافیان از سوال های آنها خسته ام خودت از خدا بخواه که زودتر به وصال هم برسیم هر مراسمی میرم دعا میکنم هر مکانی میرم دعا میکنم نذر میکنم پس تو کی میایی کنجدم شیرین زبانم بدان که هر وقت امدی قدمت         روی چشمان من و پدرت جای دارد من تلاش خودم را میکنم تا به تو برسم میگویند خواستن توانستن هست پس تو هم بخواه میسپارمت به خدای خوبیها
33 موضوع
پست
موتیلیتی بوست
1397/10/22 15:23:05 0 پست
0
پریودی
1397/07/20 20:19:27 8 پست
8
ای یو ای
1397/07/19 23:34:06 20 پست
20
قرص دگزامتازون
1397/07/16 19:55:58 9 پست
9
عکس رنگی
1397/07/14 13:55:48 4 پست
4