2328
عنوان

یه دوراهی سخت .... شما بودین واقعا چکار میکردین

| مشاهده متن کامل بحث + 725 بازدید | 83 پست
بخداااا ک کشک نیس جدایییی منم مشگل داشتم منی ک دیگ بریده بودم گقتم فقط طلاق خانواده ها بحثشون شد و ا ...

الان خوب شدن خانوادت؟ ببین منم دوستش دارم و وابستم ... اما وقتی شرایطم اینه چکار کنم

کتاب آدمهای سمی رو بخون شوهرت دقیقا جز همیناست ازش دوری کن

ی وقتایی میگم شاید من مقصرم که خانوادمو دخالت دادم و خاستم جدا بشم ... و نشدم و اینا شده سرکوفت

بچه ها اگر مشکل پزشکی داشتید میتونید از این سایت بپرسید کلی دکتر متخصص دارند که میتونند راهنماییتون کنند.

سایت‌شون

2343
ی وقتایی میگم شاید من مقصرم که خانوادمو دخالت دادم و خاستم جدا بشم ... و نشدم و اینا شده سرکوفت

نه عزیزم اصلا مواردی که گفتی قابل تحمل نیست اما در مورد جدایی دیگه جدی باش دیگه بهش فرصت نده

منم مشکل تو رو داشتم، الان بعد 13 سال زندگی با یه بچه آخرش به طلاق ختم شد، حالا الان بنظرت بهتره جدا ...

واقعا؟؟؟  وای چقدر سخت ‌‌‌ ... میدونی از ما قبح کار ریخته . دادگاه و طلاق عادی شده واسش . حرمتا هم ریختن ... دیگه نه اون خانوادمو میخاد ن خانوادم اونو ... 

هنوز جوونی میتونی دوباره ازدواج کنی....زندگیتو هیچوقت ب خاطر حرف دیگران شرایط رو تحمل نکن....تنهایی ...

اخ اگه ترس ازین طلاق لعنتی نبود خوب بود ... میدونی دیگه احترامی هم تو اون خانواده ندارم . از بس قهر و آشتی کردیم

واقعا؟؟؟  وای چقدر سخت ‌‌‌ ... میدونی از ما قبح کار ریخته . دادگاه و طلاق عادی شده واسش . حرمتا ...

زیاد بودم براش، زیادی شدم براش، عزیزم الان جوونی میتونی خیلی قشنگ تر آینده اتو بسازی، بخاطر حرف این و اون همنشین آینده تو تباه کن، با خانواده مردیکجا زندگی کردن یعنی سم خالص وارد زندگیت میکنی، میدونم استرس داری که بعدش چی میشه، چون منم ترس همینو داشتم، اما حالا که بالاجبار این اتفاق برام افتاد، تازه دیدم چقدر الکی استرس داشتم، و الان وضعیت ام خیلی خیلی بهتر از قبل، توام امیدت بخدا باشه، ترس بزار کنار، راه درست انتخاب کن

زیاد بودم براش، زیادی شدم براش، عزیزم الان جوونی میتونی خیلی قشنگ تر آینده اتو بسازی، بخاطر حرف این ...

یه وقتایی همین احساس و استرس الکی  آینده آدم رو نابود  میکنه و نمیفهمی چکار کنی ... 

یه وقتایی همین احساس و استرس الکی  آینده آدم رو نابود  میکنه و نمیفهمی چکار کنی ...

دقیقا عزیزم، بخاطر همین دستت و بزار رو پای خودت، خیلی قدرتمند بایست، بگو من به کمک کسی احتیاج ندارم، من یک سال تمام بدون وکیل راه رو دادگاه رو بالا پایین کردم، اما اون با وجود وکیل تمام پرونده ها رو باخت، پس به خودت ایمان داشته باش

مبتونم بپرسم مشکل همسر شما چی بود؟

دخالت بیش از حد مادرش، بیش از حد مامانی بود، انقد در گوشش حرف زد آخرش یکسال قبل از جدا شدنمون با یکی دیگه آشناش کرد، بعد بخاطر ازدواج با اون منو طلاق دادن

اولش که انقد زیاد نبود، کم کم زیاد شد

شوهر من حرف گوش مادرش نمیده وابسته نیست ولی حس مسئولیت زیادی داره در قبالش میدونی . بعدم اگه کاری نکنم چون بعدش غر میزنه یا جایی نبریمش توقع میکنه . شوهر منم میخاد که جلو این چیزا رو بگیره شاید 

خیلی پر توقعه مادرشوهرم 

2052
2344
2037
2108