2733
2734
اخه میدونی این قانون بی پایه و اساس ما چقدر لطمه زده به زندگیا یه همسایه داریم آقاهه چندین ساله زنش ...

آره عزیزم. حتی دیدم بهونه ثواب میگیرن که سرپرست بشن. خب بجای ازدواج یه پسر رو باهاش آشنا کن و هزینه ازدواجشونم بده که ثواب بیشتری داشته باشه. من که واقعا از قانون توی کشور چیزی دستگیرم نمیشه. پدرم با کسی شریک بود و خیلی از سرمایش رو از دستش درآورد اون شخص.  وقتی داشتیم پیروز می شدیم و داشت ثابت میشد حق با پدرمه با رشوه رای دادگاه تغییر کرد. سکوت کنیم بهتره😂

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

آره عزیزم. حتی دیدم بهونه ثواب میگیرن که سرپرست بشن. خب بجای ازدواج یه پسر رو باهاش آشنا کن و هزینه ...

متاسفم عزیزم انشالله که خدا خودش چند برابر اون سرمایه رو به پدرتون برگردونه🌹❤

کاش دنیا بهم یه دختر بده...که بهش بگم صداشو جرئت بده،بدونه با موهای اون کسی نسخ نمیشه،اگه نتونه مادر شه مرد تلف نمیشه،کاش دنیا بهم یه دختر بده،میخام بدون اجازه مرد نفس بکشه،میخام پرنده ها رو بدون قفس بکشه،میخام فرشته نباشه خطا جزئی از زمینه،میخام زن باشه،زن بمیره،زنیت همینه🍀   
قسم خوردم که بعد از خیانت میکشمش اینم یه جور خیانته دیگه!

واااو.خودشم میدونه؟

💜ARMY💜                                                    به راه های اتصال یکدیگر به خدا دست نزنیم اجازه بدهیم هر کس به گونه ‌ی خودش به خدایش وصل شود نه به شیوه ما ...
2728
متاسفم عزیزم انشالله که خدا خودش چند برابر اون سرمایه رو به پدرتون برگردونه🌹❤

قربونت گلم😘😘

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
جلو خودش قسم خوردم

ایول خوشم اومد👌عجب جذبه ای😁

💜ARMY💜                                                    به راه های اتصال یکدیگر به خدا دست نزنیم اجازه بدهیم هر کس به گونه ‌ی خودش به خدایش وصل شود نه به شیوه ما ...
ایول خوشم اومد👌عجب جذبه ای😁

خیلی حساسم رو خیانت

خط قرمزمه

متاهل/ کار کسی که به اونی که بهش خیانت شده میگه تحمل کن و تشویقش میکنه به تحمل کردن به مراتب زشت تر از کار کسیه که خیانت میکنه 
2738
قسم خوردم که بعد از خیانت میکشمش اینم یه جور خیانته دیگه!

یه جور که چه عرض کنم خود خود خیانته

تو فکرم از نی نی سایت خداحافظی کنم ... فکر کنم دیگه مناسب سن و سال و حال و هوای ما نباشه  ... حالا تا ببینیم...   
2706
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2687
داغ ترین های تاپیک های امروز