shabnamtala

عضویت : 1398/07/30
زن
17 سال
درج نشده است
کاش یوزارسیف میومد عباشو رو منم مینداخت بعد که برمیداشت من لاغر و خوش هیکل میومدم بیرون با گریه میگفتم:"با من چه کردی یا نبی؟  دنبه هایم کو😢/صورتم یه طوری جوش زده که دیگه نمیتونه عروسی فامیل باشه😞ایندفعه عروسی خودم در پیشه😂/     دریای جو ساحل ندارد😏/اینجا تبریز است و شخته در حال کسیدن🙄 دوندوخ🥶🥶 / نامه ای به فرزند آیندم:عزیزم من داف نیستم.... بلوندملوند نیستم.... بلد نیستم عشوه بیام.... نمیتونم مخ باباتو بزنم🤐🙄🤕☹️😁/شماها چطوری اینقد دافین؟ 😕🤔 من نهایتش بتونم گوگولیه بامزه باشم🤕🤐😒😖😞🙁🤧./واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند/چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند/مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس/توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند😔😔/ من اینقدر بدشانسم که اگه میوه هم بودم یه نارگیل رو بلندترین درخت دنیا بودم که فقط یه میمون حاضر بود برای به دست آوردنم ریسک کنه🙄🤕😢😣😔😖 /شاعر میفرماید:"آی قیز دَلیسَن سَن/چوخ سِومَلیسَن سَن/دوزلوسان،شیرینسَن/مَنَه خوش گَلیسَن سَن" 😎😎😎😎🥰🥰/ آنفولانزا خر است تاماام😒😡😠😷😷🤒🤒🤧🤧🤧
موردی یافت نشد!