sarw2

عضویت : 1400/05/08
زن
26 سال
درج نشده است

سرمن یه سمساری قدیمی وشلوغ پلوغه که توش همیشه جنگه.بین امیدوناامیدی.بین خنده و گریه.بین رسیدن و نرسیدن.بین ولش کن و تو می تونی.توی سرمن همیشه هزارتا زن کولی دارن کل میکشن همیشه دونفردارن سر قیمت ی قاب عکس قدیمی چونه میزنن،همیشه یه بااحتیاط برانید داره قدم میزنه.دلم یه موزه ی قدیمیه.ی موزه ای که فقط یه نفررو برای دیدن داره.توی دل من نگاه توریخته رو درودیوار.توی دل من هواپره ازکشش افقی لبای تو.پر از بزن بریما.توی دل من همیشه هزارتا نظامی دارن یک صدا میخونن پایان شب سیه سپید است ...شاید برای همینه که من هیچوقت دختر عاقلی نبودم!به هر حال صبح میشه این شب 

143 موضوع
پست
چی هدیه ببرم
1404/11/20 03:10:28 9 پست
9
چی میشه آدما
1404/09/14 06:50:47 2 پست
2
بیدارم
1404/08/30 05:46:09 10 پست
10
عروسی پسرعمومه
1404/08/12 00:39:46 17 پست
17
خانماي مشهدي
1404/07/20 01:13:35 8 پست
8
به تاريخ ١٥ مهر ١٤٠٤
1404/07/15 05:50:46 15 پست
15
خانمايي ك رانندگي ميكنن
1404/05/27 23:33:04 25 پست
25