آریایی1545

عضویت : 1403/10/29
زن
29 سال
درج نشده است

 miss00_zahra  هستم یک تعلیقی 😁روزی بهلول، پیش خلیفه هارون الرشید نشسته بود. جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند. طبق معمول، خلیفه هوس کرد سر به سر بهلول بگذارد. در این هنگام صدای شیهه اسبی از اصطبل خلیفه بلند شد.خلیفه به مسخره به بهلول گفت: برو ببین این حیوان چه می‌گوید، گویا با تو کار دارد. بهلول رفت و برگشت و گفت: این حیوان می‌گوید مرد حسابی حیف از تو نیست با این خرها نشسته‌ای. زودتر از این مجلس بیرون برو. ممکن است که خریت آنها در تو اثر کند.

6 موضوع
پست
رفقا بیاین
1404/05/22 11:44:04 105 پست
105
خداحافظ دوستان
1403/12/16 11:57:58 9 پست
9
دعای نی نی سایت ها
1403/12/14 11:52:27 15 پست
15
مشکلات سایت
1403/11/04 20:18:57 2 پست
2