ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...روزهای سختی رو دارم میگذرونم تو شهر غریب تنها...خدایا امتحان کردنت تموم نشد تمام روزهایی که باید شادی میکردم و سالها منتظرش بودم تبدیل شد به بدترین روزهای زندگیم🥺