florawin

عضویت : 1404/01/04
زن
18 سال
کنکوری

تا وقتی برنده نشی هیچکس به داستانت اهمیت نمیده..سخت ترین بخش زندگی.. تکرار روزهای تکراری است، درحالی که تمام دنیای تو فرو ریخته..>

زندگیه دیگه گاهی خستت میکنه خیلی خستت میکنه اونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش یه مدت بری سراغ خودت هیچی نکنی با هیچکی حرف نزنی حتی نفسم نکشی اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی میبینی یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی. گم میشی و هیچی تو دنیا بدتر از این نیست که ندونی کجای زندگیتی.. نه خواب درمان است نه بیداری. آنقدر دویدهام در ذهنم که باید چیزی به بزرگی فراموشی، من را از یاد ببرد..دلم ابری تر از هر شب ولی بارون نمیباره>این اتفاقا منو نکشت ولی قوی ترمم نکرد فقط خسته و له و افسردهم کرد.>

موردی یافت نشد!