2204
2217
صبرررررر، مثل این صبری ک الان دارم در برابر مشکلاتم میکنم و بقول معروف؛ این صبر ک من میکنم افشردنِ ج ...

تا جایی که حمله عصبی بهم دست بده بدنم کهیر بزنه از استرس🙂

فمنیست هستم

آیا می‌دانید در هفته ۳۶ بارداری باید برای ذخیره خون بندناف نوزادتان ثبت‌نام کنید؟!

وا چه ربطی داره میگم فامیل اینجوری اتفاقا من رکم اگه از کسی بدم بیاد جلو روش میگم پشتش قایم نمیشم

ببخشید من نگفتم شمااااا 

بد نوشتم معذرت میخوام اون جمله این شمایی که دوست موندین زورتون نرسیده که دشمن بشین و همچین چیزی


 میخواهم ملکه ای باشم که با چشمان اغواگرش از پادشاه سرزمین رویاهایش دل میبرد
میشه بپرسم چه کاری؟

قبلا خیلی مهم بودن برام الان بیخیالشون شدم خودمو ازشون دریغ کردم چیزی اصلا فکر شو نمیکردن که با همه بدی هاشون کنارشون و میگم میخندم همیشه سختی بد نیست آدمای اطرافت رو بهتر میشناسی

 میخواهم ملکه ای باشم که با چشمان اغواگرش از پادشاه سرزمین رویاهایش دل میبرد
2240
قبلا خیلی مهم بودن برام الان بیخیالشون شدم خودمو ازشون دریغ کردم چیزی اصلا فکر شو نمیکردن که با همه ...



من تو این شرایط بودم تا وقتی که داداش کوچیکم به دنیا اومد من عاشقشم اونا هم اینو میدونن آزارش میدن حس میکنم قلبم له میشه

فمنیست هستم
عزیزم  بهترین کار این هست که احترامشان را نگه دارید ولی کار خودتون را انجام بدید البته اگر یقین ...



بله یقین دارم اگه تاپیکای قبلیمو بخونید شما هم یقین پیدا میکنید.

فمنیست هستم
من تو این شرایط بودم تا وقتی که داداش کوچیکم به دنیا اومد من عاشقشم اونا هم اینو میدونن آزارش میدن ح ...

من از خانواده نخ از فامیل میکشم  ولی کلا دیگه بی اهمیت شده همه چی 

 میخواهم ملکه ای باشم که با چشمان اغواگرش از پادشاه سرزمین رویاهایش دل میبرد
2050
من خانوادم هم همونجورن بی اهمیت بودم نسبت بهشون تا اینکه داداشم اومد

سخته ولی وقتی میبینی به خاطر تو اونو اذیت میکنن هیچ عکس العملی نشون نده بدتر اذیت میشی استرس هم مادر همه بیماری هاس

 میخواهم ملکه ای باشم که با چشمان اغواگرش از پادشاه سرزمین رویاهایش دل میبرد
واکنشی نشون نمیدم ولی قلبم کنده میشه

من سر برادر زادم به خاطر استرس دوسال تمام دل درد میکشیدم میرفتم دکتر میگفتن چیزی نیست چند تا دکتر رفتم 

میدونی چرا من ته تغاری ام بعد مورد توجه بابام و داداشام برادر زادم به دنیا اومد منم دوسش داشتم مامانش رفت سر کار اونم خونه ما موند شلوغه خیلی بعد توجه به من کم شد همش شد اون حق یکم تذکر هم نداشتم با اینکه اذیت میکرد ولی دیگه تموم شد الان به سنگدل معروف شدم

 میخواهم ملکه ای باشم که با چشمان اغواگرش از پادشاه سرزمین رویاهایش دل میبرد
من سر برادر زادم به خاطر استرس دوسال تمام دل درد میکشیدم میرفتم دکتر میگفتن چیزی نیست چند تا دکتر رف ...


ممم این روزا رو گذروندم سنگدل شدم ولی داداشم استارت زد احساساتمو دلم نمیاد نسبت بهش بی احساس بشم

یه نصیحت میکنم هر کار میکنی بکن ولی خیلی حواست به احساست باشه به نظرم اصلا نباید خرج بشه آدمو نابود میکنه

فمنیست هستم
2233
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2223
2231
2209
1872
2222
2224
2037
2242
2052
2108