2733
2734

اول این بگم منظور همه زندگی سابقمه

شوهر و مادر شوهرم سابقم.

اگر غلط املایی هم داشتم ببخشید چون یکم حالم موقع نوشتن دگرگون شد.


اگر یک روز از من بپرسندقوی ترین زنان دنیا چه کسانی هستند؟جواب می دهم...زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید

سال ۸۷ بود که آخرین آی وی اف من بازم شکست خورد و نتیجه منفی شد ۴تا ای وی اف و ۳ بار ای یوا

همون ایام بود ک شوهرم ک فوق العاده  بداخلاق و عصبی شده بود منو فرستاد خونه بابام گفت برو دیگه برای طلاق چون حقم پدر شدنه و تو داری این حق ازم سلب میکنی

چون مشکل از من بود و اون سالم بود

خلاصه بعد از دو سه ماه ک خونه بابام بودم

شوهرم اومد با اصرار مادر شوهرم ک زن بسیار خوبی بود اومد دنبالم گفت برگردیم سر زندگیمون

منم خوش و خوشحال برگشتم وقتی برگشتم مادر شوهرم پیشنهاد داد بهمون که یکی ازجاریام بچه‌دار بشه و اونو بده به ما همسرم قبول نمی‌کرد

اگر یک روز از من بپرسندقوی ترین زنان دنیا چه کسانی هستند؟جواب می دهم...زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند!

قدیمسترین عضو نی نی سایت که تا حالا دیدم😍😍😍

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟/ ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد...۲۰ سال گذشت و دیگه تکرار نشد، خودت کمکم کن که بی تو هیچم.

ولی با گریزاری من و التماس‌های مادرش قبول کرد جاری من داستان داره اینجا بگم من چندتا جاری داشتم ولی بینشون دوتا از جاری من دو تا خواهر بودن که دو تا برادر شوهرامو گرفته بودن که هر دوتاشونم هر کدوم سه تا دختر داشتن و از این بابت هم همیشه ناراحت بودن و آرزوشون پسر دار شدن بود

اگر یک روز از من بپرسندقوی ترین زنان دنیا چه کسانی هستند؟جواب می دهم...زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند!

خلاصه مادرشوهرم با همه جاریام حرف زد و یکی از جاری‌هام قبول کرد باردار بشه یکی از اون  دو خواهرا گفت که من می‌خوام باردار بشم و ما هم گفتیم خیلی هم خوب و اگر باردار می‌شی دیگه ما هم حواسمون بهت هست و...

دیگه هرچی خاستی ب من بگو حتی پول دکتر و سونوهات 



آقا اونم همون ماه زد باردار شد

من ب مادر شوهر و شوهرم روز اول ک فهمیدم گفتم مادرجان و فلانی ایشون چون سالهاست آرزوی پسر داره

اگر سونو رفت گفت پسره ب هیچ عنوان بچه رو ک ب ما نمیده و ماهم نمیتونیم بگیریم

ولی اگر دختر بود دیگه امیدوار میشم



این گفتم ک بدونید بازم چقدر من همه جوانب سنجیده.

اگر یک روز از من بپرسندقوی ترین زنان دنیا چه کسانی هستند؟جواب می دهم...زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند!

خلاصه جاری ما که باردار شد

 هر روزم هوس یه چیزی می‌کرد و هر روزم یه کاری داشت یه روز قورمه سبزی یه روز خورشت بادمجون و و.... من

هم مثل نوکر کلفتا براش درست می‌کردم قابلمه قابلمه براش می‌بردیم دم خونه

حتی بعضی وقتا ازصبح می‌رفتم همه کاراشو می‌کردم خونه رو مرتب می‌کردم لباس بقیه بچه‌هاشم  می‌شستم برمی‌گشتم خونه با وجودی هم که نمی‌دونستم این بچه تو شکمش دختره یا پسر که مال من میشه یا نمیشه...

اگر یک روز از من بپرسندقوی ترین زنان دنیا چه کسانی هستند؟جواب می دهم...زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند!

دیگه همه هم می‌دونستن این بچه بچه ماست و همه منتظر سونو بودن ماه آخرای ماه چهارم بود که رفت سونو ون روز من فقط دعا می‌کردم برا خودم هم می‌ترسیدم دروغ چرا دعا می‌کردم بچه دختر بشه بچه‌شو بده به من خلاصه آخر شب بود که بهم جاریم زنگ زد و بهم گفت بچه‌ام دختره با گریه و زاری منم خودمو الکی یکم ناراحت نشون دادم.

اگر یک روز از من بپرسندقوی ترین زنان دنیا چه کسانی هستند؟جواب می دهم...زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند!

ولی تو دلم جشنی بود ک نگم براتون .

لبالب شادی بودم

خودم مادر میدونستم

اگر یک روز از من بپرسندقوی ترین زنان دنیا چه کسانی هستند؟جواب می دهم...زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند!
2706
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2741
2687