2733
2734
عنوان

چقد ادم عوضی تو سایت زیاده😐+شات

| مشاهده متن کامل بحث + 1672 بازدید | 75 پست
از کجا مطمئن شدی فاحشه است مدرک داری؟

از تاپیکهای اسی 

یه بار دو سه سال پیش فهمید دوس پسر دارم 

درو روم قفل میکرد هرچی از دهنش درمیومد بهم میگف😕

الانم من میخاستم به دوست پیام بدم

به داداشم پیام دادم گفتم ریحانه هستی

اون احمقم گفت اره منم فکر کردم دوستمه

بهش میگفتم امروز میخاستم برم پیش دوست پسرم ولی نیومد از دیشب نگرانشم و فلانو...

هوف یعنی ریدم

داداش خاله زنک عوضیم هنوز نگفته

ولی هم خودش هم مامانم بفهمن باز بدبختیام شروع میشه

الان بگم فهمیدم جای دوستم خودتو جا زدی منم  تلافی کردم اونارو گفتم حالتو بگیرم ضایعست؟

نمیدونم چجوری جمعش کنم🥲



لطفا به نیت حاجتم صلوات می‌فرستید؟؟ ممنونم زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...
با حرف آخرت موافق نیستم زندگی الان ایشون میتونه در آینده به زندگی یه غریبه ربط پیدا کنه مثلایه دخت ...

فدات بشم اون که بله قطعا. ولی مسئله اینه که به آدمای مجازی ربطی نداره😂

آدمای واقعی که همگی روی هم تاثیر می‌ذارن، چه مستقیم و چه غیر مستقیم. اما الان بحث اظهار نظر افراد ناشناس مجازی در رابطه با نوع زندگی افراد هست.

ببین برای منم همین پیش اومده بود دقیقا!!😥 من از یکی از پزشکای دکترساینا ویزیت انلاین گرفتم از خونه و خیلییییی خوب بود. بیا اینم لینکش ایشالا که مشکلت حل میشه 💕🌷



فقط امیدوارم بچه‌دار نشده باشی، و نشی تا وقتی که بری پیش یه روانشناس...

عزیزم خیلیا میگن بهترین مادر میشم تربیت کردن مهمه گلم جوری تربیتش میکنم که اصلا ازم چیزیو مخفی نکنه که مجبور شم حرفای بی شرمانه بهش بزنم

اقایون درخواست ندین لطفا،اگه با نظرم مخالفی ریپ نزن حوصله ی بحث ندارم و اینکه وقتی جواب نمیدم یعنی نظرت برام مهم نیس فکر نکنی حق باتوعه
2731
فدات بشم اون که بله قطعا. ولی مسئله اینه که به آدمای مجازی ربطی نداره😂 آدمای واقعی که همگی روی هم ...

خب عزیز من تو این تاپیک بله ربط نداشت اما پشت اکانتای مجازی آدمای واقعی نشسته و تو چه میدونی که توی نی نی سایت همسایه سمت راستیت الان داره باهات حرف میزنه یا یکی تو یه شهر دیگه 


از کجا مطمئن شدی فاحشه است مدرک داری؟

یکی دیگه از تاپیک های اسی

یه بار دو سه سال پیش فهمید دوست پسر دارم

درو روم قفل میکرد هرچی از دهنش درمیومد بهم میگف😕

الانم من میخاستم به دوست پیام بدم

به داداشم پیام دادم گفتم ریحانه هستی

اون احمقم گفت اره منم فکر کردم دوستمه

بهش میگفتم امروز میخاستم برم پیش دوست پسرم ولی نیومد از دیشب نگرانشم و فلانو...

هوف یعنی ریدم

داداش خاله زنک عوضیم هنوز نگفته

ولی هم خودش هم مامانم بفهمن باز بدبختیام شروع میشه

الان بگم فهمیدم جای دوستم خودتو جا زدی منم  تلافی کردم اونارو گفتم حالتو بگیرم ضایعست؟

نمیدونم چجوری جمعش کنم🥲

لطفا به نیت حاجتم صلوات می‌فرستید؟؟ ممنونم زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...
یکی دیگه از تاپیک های اسی یه بار دو سه سال پیش فهمید دوست پسر دارم درو روم قفل میکرد هرچی از دهنش ...

پس چرا از رو نمیره

 اینبار شهدا را از صف اول چیدند!یک رئیس جمهور،یک امام جمعه،یک استاندار،یک سردار، یک وزیر😭
پس چرا از رو نمیره

اثبات کنه تا شاید :

۱ به بد و بیراه گفتن به مادرش توسط کار برا  ادامه داده بشه

۲ طرف اسی رو بگیرن همه و اون راحت حرفای دلشو بگه 

۳ حرصش گرفته اون کار بر فوش داده میخواد اونم بد نام کنه و خودشو مبرا

لطفا به نیت حاجتم صلوات می‌فرستید؟؟ ممنونم زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...
2740
خب عزیز من تو این تاپیک بله ربط نداشت اما پشت اکانتای مجازی آدمای واقعی نشسته و تو چه میدونی که توی ...

خانم عزیز، حرف هاتون درسته، ولی واقعا دارید توی موقعیت و زمان اشتباه و بی ربطی می‌زنیدشون.

هرچی می‌گین درسته ولی کوچک ترین ربطی به بحث الان نداره پس لطفا ادامه ندید.

خانم عزیز، حرف هاتون درسته، ولی واقعا دارید توی موقعیت و زمان اشتباه و بی ربطی می‌زنیدشون. هرچی می‌ ...

شما گفتی رابطه داشته باش به کسی ربطی نداره برا این گفتم 

هرجور مایلی ترویج گناهم درست نیست

اثبات کنه تا شاید : ۱ به بد و بیراه گفتن به مادرش توسط کار برا  ادامه داده بشه ۲ طرف اسی رو ب ...

عزیزم ما که ایشون رو نمی‌شناسیم، اما می‌دونیم که فحاشی و توهین توی فضای مجازی به هر دلیلی هم که باشه، کار حقیرانه و اشتباهیه. این وسط اگر هم ایشون می‌خوان درد و دل کنن خب چه عیبی داره؟

تو نشستی تاپیکاشو کپی پیست میکنی؟!برو اداره اگاهی کار کن خب

دوست ندارم برم کار کنم فضولی؟بده از گمراهی درت میارم ؟؟

لطفا به نیت حاجتم صلوات می‌فرستید؟؟ ممنونم زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...
شما گفتی رابطه داشته باش به کسی ربطی نداره برا این گفتم  هرجور مایلی ترویج گناهم درست نیست

ترویج گناه؟ خیر. من فقط می‌گم هیچ انسانی در جایگاهی نیست که با نظر شخصیش دیگران رو قضاوت کنه و گناه کردن یا نکردنشون رو تشخیص بده. پس اگه هم کسی گناه می‌کنه، نهایت کاری که ما می‌تونیم بکنیم اینه که اگه فکر می‌کنیم اون کار اشتباهه انجامش ندیم. اما اصلا حق توهین و آسیب زدن به دیگران رو نداریم. چه از نظرمون گناهکار باشن و چه نباشن. چون نظر و عقیده ما همیشه درست و واقعی نیست.

2706
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2741
2687
داغ ترین های تاپیک های امروز