2733
2734

به به.

به نام کاربری دقت نمیکنم😑‌نظر شخصی منه حمله نکنید هرکی یه نظری داره مجبور نیستید ک با نظرات من زندگی کنید😶‍🌫️😮‍💨متاسفانه تند مینوستم و حواسم به کلمات نیس 🌱💖 آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم🤍.{ارنی کسی بگوید که ترا ندیده باشد ، تو که با منی همیشه، چه " تری " چه " لن ترانی "💜} من خدا رو دیدم ، تو تمام لحظه های زندگیم خدا بود حتی موقعی که من ازش غافل بودم اون بغلم کرد🥺❤️🌱  بایه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره ، نزار از نفس بیوفتم تویی تنها راه چاره🥲✨️
ببین برای منم همین پیش اومده بود دقیقا!!😥 من از یکی از پزشکای دکترساینا ویزیت انلاین گرفتم از خونه و خیلییییی خوب بود. بیا اینم لینکش ایشالا که مشکلت حل میشه 💕🌷



عزیزممممممممم

سعدی چقدر قشنگ میگه

حقا که شیرازیه🥰

نهایتا دل به جایی می رسد که دو راه بیشتر ندارد:یا باید خون شود یا سنگ.                                         باید عرض کنم خدمتتون که زن جانی دپم😌😌😌
2731

دلربا‌‌تر از این دلبری جناب سعدی

آنه ! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت،وقتی روشنی چشم هایت در پشت پرده های مه آلود،اندوه پنهان بود .با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات ،از تنهایی معصومانه دستهایت ،آیا میدانی که در هجوم دردها و غم هایت ،ودر گیرو دار ملال آورِ دوران زندگی ات ،حقیقت زلالیِ دریاچه ی نقره ای نهفته بود؟ آنه اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری،در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی ،و اینک آنه ! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ،در انتظار تو  ...💛🪴🍀🌿مینیمالیست 🧚‍♀آرزوهایم را به خدایی سپردم که یوسف را از ته چاه به پادشاهی رساند ...            💌 یادداشت های روزانه ام .
استاد غزل سعدی.....

استاد سخن سعدیست    نزد همه کس اما

دارد سخن حافظ            طرز غزل خواجو

هشتگ عدالت آبدوغ‌خیاری🤡نی‌نی‌سایت جاییه که امضای وطن پرستی خلاف قوانینه ولی شعار مرگ بر فلان با قوانین مغایرت نداره😂
یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی تا از سر صوفی برود علت هستی #سعدی 🍃

چنانت‌ دوست‌می‌دارم‌ 

که‌ گَر‌ روزی‌ فراق‌ اُفتد

تو‌ صبر‌ از‌ من‌ توانی‌ و‌ من‌ 

صبر‌ از‌ تو‌ نتوانم🥲

سعدی#  

آنه ! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت،وقتی روشنی چشم هایت در پشت پرده های مه آلود،اندوه پنهان بود .با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات ،از تنهایی معصومانه دستهایت ،آیا میدانی که در هجوم دردها و غم هایت ،ودر گیرو دار ملال آورِ دوران زندگی ات ،حقیقت زلالیِ دریاچه ی نقره ای نهفته بود؟ آنه اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری،در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی ،و اینک آنه ! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ،در انتظار تو  ...💛🪴🍀🌿مینیمالیست 🧚‍♀آرزوهایم را به خدایی سپردم که یوسف را از ته چاه به پادشاهی رساند ...            💌 یادداشت های روزانه ام .
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2741
2687
پربازدیدترین تاپیک های امروز