2726

من خونه تا جایی که تونستم گردگیری کردم گاز و هود و اینا رو پاک کردم گفته بود امشب میاد هم جارو کنه طی بکشه هم کمک کنه من شیو کنم ساعت ۱۲ شد نیومده منم ۴ صبح باید راه بیفتم برم تهران خونه کثیف هنوز شیو نکردم لباسا رو نشستم و ساکمو نبستم بخاطر کمبود وقت 

میگه سرکارم ، کارش آزاده ولی واقعا یه امشب میتونست زود بیاد 

از ۳ ۴ روز قبل به خودم رسیدم لباس گرفتم امروزم رفتم آرایشگاه اصلاح و سشوار کردم الان درو قفل کردم فردا هم نمیرم بیمارستان‌

قرار بود فردا بچه ۳۷ هفتگی دنیا بیاد بخاطر قند خونم ولی انقدر استرس گرفتم هیچیم آماده نیست حتی یه حموم نشد برم ۴ ساعت دیگه باید راه میفتادم نمیرم

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

همه نوبت های دکترمو با استرس دیر رسیدن منو برد با سرعت بالا تو اتوبان 

میگفتم بیا فلان ساعت بریم (حتی تایم دکترو الکی زودتر میگفتم) میگفتم کمکم کن برم حموم انقد دسر میومد با هزار استرس و سرعت تو اتوبان منو میبرد امشب زدم سیم آخر

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40
2728

هرکاری میکنی بکن ولی با جون خودتو و بچه لجبازی نکن

 بچه کورد.سن ۱۸تا۲۵ سالگی خیلی عجیبه، بعضی ها هنوز گواهی نامه نگرفتن، بعضی ها دارن ی شرکت اداره میکنن، بعضی ها تاحالا هیچ رابطه ای نداشتن، بعضی ها بچه دارن، بعضیا دارن تو کشورای مختلف سفر میکنن، بعضی ها برای بیرون رفتن از خانوادشون اجازه میگیرن‌،تو این بازه سنی همه چی ممکنه.

عزیزم هنوز ۴ ساعت وقت داری 

تهش از خوابت بزن 

پاشو نشسته یه جارو بزن به خونت 

و یکم پاک و پوک کن و کیفت را بببند 

و حمام برو 

بجنبید دو سه ساعته تمومه یک ساعتم میتونی بخوابی 

عزیزم ضرر و ب خودت و بچه میرسونین ارزش نداره

دیگه گریم گرفته از استرس 

گفته بود عصر میاد هنوز نیومده 

الانم بیاد خونه رو آماده کنه کلا ۲ ساعت وقت خوابم میشه نه استراحت کردم نه آماده ام 


تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40

عزیزم میفهمم چی میگی، شوهر منم تو همه موقعیت های زندگیم برام خاطره بد گذاشت. حتی باردار بودم درکم نکرد، یه لیوان نشست ولی واسه مامانش کار میکرد. حالا همسر شما سر کاره،همسر آشغال من میرفت با خانواده اش. ولی خب من حال شمارو میفهمم، انشالله خدا به دلت به آرامش و خوشحالی بده

همه نوبت های دکترمو با استرس دیر رسیدن منو برد با سرعت بالا تو اتوبان  میگفتم بیا فلان ساعت بر ...

شوهر منم خیلی سر این چیزا عذابم داد با خودم عهد کردم دیگه بچه نیارم از بس حرص خوردم سر بارداری و زایمان

فدات بشم امام رضا جااااااااان  
2706
ارسال نظر شما
2687