پرنسس__جادوگر

عضویت : 1400/06/19
زن
فوق دکترای زندگی کردن...
بهت گفتم بری میمیرمو با اولین پرواز رفتی،،،!.....سالیانه سالِ تو گُذَشتَم حَبسَم...گذشته‌ای ک تمومی نداره...(دیگه خستم از خاطرات موندگارت...،)🖤    (بزن یزنگ بمن،ک شده تن‌گ دلم)...🖤  حتی خودمم نمیدونم باخودم چند چندم....روزا بکنار ک دربین جمعی از زنده هام..شبا تا صبح تو گورستان در جمع مرده ها وعزیزانی ک با حسرت ازدستشون دادم،عزیزانی ک حتی فرصت نکردم برای اخرین بار ببینمشون، سرگردانم تکو تنها....نمیدونم این عذاب تاکی میخواد‌ ادامه داشته باشه...کاش حداقل شخصیت اصلیه خودمو پیدا کنم..این تضادشخصیتی ازارم‌میده....