سیاهچاله_سفید

عضویت : 1397/01/25
زن
19 سال سال
دانشجو

...

تو را من چشم در راهم...شباهنگام که میگیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی...وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛تو را من چشم در راهم...شباهنگام در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند...در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام؛گَرَم یاد آوری یا نه...من از یادت نمی کاهم؛تورا من چشم در راهم...
673