2401
2404

سلام دوستان حالم گرفته بود گفتم باهاتون حرف بزنم مامانم انگار ن انگار که من دخترشم من برم خونش نرم مهم نیست ی بار شام دعوتم نکرده ولی خالم مامانبزرگم اینا هر روز اونجان این همه درگیر دکتر شدم ی بار نپرسید دردت چیه خیلی احساس تنهایی میکنم 

بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید،

 خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان 

داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.


2402
مامان منم خیلی به مامانش وابسته بود حتی بچه های ابجیاشو بیشتر از ماها میخاد اما از وقتی من بچه دار ش ...

من بچه ندارم مامانمم که اصلا منو نمیفهمه نمیتونم حرف دلمم به همسرم بگم گاهی اوقات خیلی دلم میگیره 

2405
خب بالاخره ک مادرته و دوست داره شاید بلد نیس نشون بده میدونم ادم کلا از کسایی انتظار داره توو زندگی ...

من از این ناراحتم این همه درگیر دکتر شدم ی بار نپرسید دردت چیه من بچه که میبینم دست خودم نیس ناراحت میشم ولی پیش من پسرخالمو از شیرین زبونیس میگه واقعا حالم بد میشه

من بچه ندارم مامانمم که اصلا منو نمیفهمه نمیتونم حرف دلمم به همسرم بگم گاهی اوقات خیلی دلم میگیره&nb ...

دقیقا درکت میکنم خیلی شبیه منی منم یک خواهر کوچکتر دارم ک ازدواج نکرده تا وقتی خونه بابام بودم همیشه مامانم طوری رفتار میکرد که ما درخدمت مامانبزرگ و خاله هام باشیم این کارو ناخوداگاه انجام میداد چون مامانبزرگم همیشه کارای خودشو به مامانم ک دختر بزرگترش بود میگفت و به عهدش میذاشت خاله هام طوری رفتار میکردن انگار مامانم مامان اوناس‌!

دقیقا درکت میکنم خیلی شبیه منی منم یک خواهر کوچکتر دارم ک ازدواج نکرده تا وقتی خونه بابام بودم همیشه ...

دقیقا این کارش باعث شده از خانواده مادریم نفرت پیدا کنم خالم یا مامانبزرگم بیشتر از من تو خونه ما هستن یا وقتی که میخام برم مامانم خونه نیس خونه اوناس 

من از این ناراحتم این همه درگیر دکتر شدم ی بار نپرسید دردت چیه من بچه که میبینم دست خودم نیس ناراحت ...

عزیزم خیلی سخته درکت میکنم من خودم درگیر دکترم برا بچه و کلی دردای دیگه

ولی بابای منم اینطوریه 🙂

خدایا توکل بر خودت🤲🏻
دقیقا این کارش باعث شده از خانواده مادریم نفرت پیدا کنم خالم یا مامانبزرگم بیشتر از من تو خونه ما هس ...

دقیقا درکت میکنم منم از خانواده مادریم بدم اومده بود حالا باز مامان شما خونشونم میره مامان من فقط سرویس میداد هممون یه جوری باید درخدمتشون بودیم الان باز کمتر شده خودش اشتباهشو فهمیده ..

بنظر من تو خودت نریز باهاش حرف بزن بگو بهش دلم میخاد ببینمت بیشتر دعوتش کن نذار اونا همش دعوتش کنن

عزیزم خیلی سخته درکت میکنم من خودم درگیر دکترم برا بچه و کلی دردای دیگه ولی بابای منم اینطوریه 🙂

ن من دلم برا بابام میسوزه انگار که بابام تنهاتر از منه ارزش ی بچه کوچیک بیشتر از بابامه تو خونه ما 

دقیقا درکت میکنم منم از خانواده مادریم بدم اومده بود حالا باز مامان شما خونشونم میره مامان من فقط سر ...

مامانم میدید من حال روحی خوبی ندارم ولی هیچ تلاشی نکرد وقتی بهش چیزی میگم جبهه میگیره منو مقصر میکنه ترجیح میدم سکوت کنم

2392
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2414
2406
2052
2037
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   یکعددعاقل  |  4 ساعت پیش
توسط   narges220  |  4 ساعت پیش