Nst منظورم ضربان قلب بود
کمر دردی که من داشتم فکر میکردم به خاطر خستگیم هست و فک میکردم تو ماه های آخر طبیعیه ،اما اصلا طبیعی نبود
من سه روز قبل دکولمان سونو دادم و nst یعنی ۲۳شهریور ودکترم گفت روز دوشنبه بازم یه سونوی دیگه بده اما کاش میرفتم یه دکتر دیگه و التماسش میکردم که سزارینم کنه،نمیدونستم که قراره چه اتفاق تلخی برام پیش بیاد،البته من ترشی دوتا آسپیرین هم میخوردم که بچه ام وزن بگیره ، اگه به صورت اورژانسی سزارینم میکرد الان بچه ام تو بغلم بود و دلم شاد بود اما دلمو پر از غصه کرد بعضی دکترا واقعا وجدان ندارن
من هم البته نمیدونستم که وقتی نارسایی جفت داری م باید استراحت مطلق میبودم ، سعی میکردم بعضی روزا کم کم خونم رو تمیز کنم و آماده بشم برام برا زایمان،کاش حداقل استراحت میکردم شاید بچه ام زجر نمیکشید و میموند