2328

فرستادم


سینه ی تاریک من سنگ قبر آرزو بود.آنشرلی هم نشدیم یکی بهمون بگه آنه تکرار غریبانه روز هایت چگونه گذشت...آنه! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشم هایت، در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات از تنهایی معصومانه دست هایت آیا میدانی که در هجوم درد ها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی ات حقیقت زلالی دریاچه آب های نقره ای نهفته بود؟آنه! اکنون آمده ام تا دست هایت رابه پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آنه!شکفتن و سبز شدن در انتظار توست در انتظار توست...

آیا می‌دانید در هفته ۳۶ بارداری باید برای ذخیره خون بندناف نوزادتان ثبت‌نام کنید؟!

2334