2297
2298
عنوان

مادر شوهرم گند زد به تولدم

1136 بازدید | 37 پست

دوروز پیش تولدم بود با همسرم قرار گذاشته بودیم بریم بیرون و برنامه ریزی کرده بودیم از قبل 

مادر شوهرم زنگ زده بود به همسرم گفته بود ما شب میاییم خونتون شام ( تولد هم یادش نبود همینجوری مهمونی میخواست بیاد ) همسرمم بهش گفته ما برنامه داریم که بریم بیرون چون تولد خانوممه و این حرفا 

اینم بگم که خود مادر شوهرم چند بار شده ما خواستیم بریم گفته نیایید مثلا جایی میخوام برم یا مهمون دارم و خودش هم اصلا مارو دعوت نمیکنه 

بعد زنگ زد به من خیلیی سرد و طلبکار گفت زنگ زدم شوهرت گفته تولدته میخوایم بریم بیرون بااااشه خوششش بگذره ( با یه لحن خیلی بدی گفت ) تولدمم تبریک نگفت اصلا واقعا خیلییی نامرده من اصلا بهشون کاری ندارم بدی ای نمیکنم همیشه احترامشونو دارم هر وقت میان خونم به بهترین شکل پذیرایی میکنم 

حالا شوهرم میگه امشب دعوتشون کنیم منم گفتم من حالم خوب نیست مهمون دعوت نکن 

💫✨معجزه اتفاق میوفته ✨💫

بچه ها برای پسر نازم از این سایت لباس و سیسمونی با اسم خودش گرفتم، جالب اینه که هر چیزی انتخاب کنید با گلدوزی اسم بچه خودتون میفرسته، 

البته برای بچه های بزرگتر هم حوله و عروسک و تیشرت دارن که همه گلدوزی اسم کودک خودتون رو دارن، 

من خودم راضی ام واقعاً  اینجا میتونید قیمت ها و مدل ها رو ببینید 

2051

خوب کاری کردی

به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو! بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تونگران این نباشکه زندگی‌ات زیر و رو شود، از کجا معلوم زیرِ زندگی‌ات بهتر از رویش نباشد؟!»

برو بیرون به تولدت برس... یعنی چی که به شوهرت زنگ زدم گفته میخواین برین بیرون.... زنگ زدن داره آخه... بیخیال اونا هم سنی ازشون گذشته شاید درک نکنن

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده/ به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست
خوب کردی

ولی امشبم نباشه دوسه شب دیگه دعوتشون میکنه اصلا دوست ندارم فعلا ببینمشون 

یه جوری ام هست اگه ناراحتیمو بگم سریع خودشو جلوی شوهرم مظلوم میکنه اخرش من بدهکار میشم 

💫✨معجزه اتفاق میوفته ✨💫
اتقدر بدم میاد مادرشوهر به عروس زنگ میزنه گله و شکایت ....

منم بدم میاد 

پسرش گفته ناراحتیش واسه منه به شوهرم چیزی نمیگن بعد شوهرمم فکر میکنه چقدر خوبن 

💫✨معجزه اتفاق میوفته ✨💫
برو بیرون به تولدت برس... یعنی چی که به شوهرت زنگ زدم گفته میخواین برین بیرون.... زنگ زدن داره آخه.. ...

اخه مثلا روز پدر ما زنگ زدیم بریم کادو ببریم گفت نه امشب مهمون داریم بعد فهمیدیم واسه برادر شوهرم تولد گرفتن جاریم واسه اینکه کیک کم نیاد گفته بگو نیان حالا ما هر وقت میریم حتما شیرینی ای چیزی میبریم دست خالی نمیریم 

ولی خودشون راحت میگن نیایید ولی ما بگیم ناراحت میشن تازه شوهرمن اصلا بد نمیگه 

💫✨معجزه اتفاق میوفته ✨💫
ولی امشبم نباشه دوسه شب دیگه دعوتشون میکنه اصلا دوست ندارم فعلا ببینمشون  یه جوری ام هست اگه ن ...

همشون همینن تحمل کن دیگه چاره ای نیست 

به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو! بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تونگران این نباشکه زندگی‌ات زیر و رو شود، از کجا معلوم زیرِ زندگی‌ات بهتر از رویش نباشد؟!»
تا شبش نگفتم ولی هی داشت ازشون تعریف میکرد و گفت دعوتشون کنیم منم گفتم 

گفتنش فایده ای نداره.تازه میفهمه ناراحت شده مادرش شما تولدت را میرفتین و بعد چند روز سر حوصله دعوت کن چون بلاخره نمیشه قطع رابطه کرد مادرش 


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2308
2326
2052
2037
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز