2328
2330

من وزنم خیلی زیاده تقریبا ۱۱۷ هستم

سی..نهدها خیلی خیلی بزرگ زندگیم رو سخت کرده کمر درد و گردن درد گرفتم

الان جاریم رفته عمل کرده پروتزم کرده

من آرزومه فقط کوچیک بشه حتا یه بار رژیمم گرفته بود خیلی لاغر شده بود الی این همینطوری آویزون بود همه کارا برام سخته

ورزشی هست آب کنه و کوچیک کنه کهامتحان شده باشه؟

پول عمل که ندارم برم راحت بشم

❤❤❤❤تو رو خدا تا من تاپیک میزنم نگین مگه دوماه پیش دوهفته پیش دو روز پیش همین تاپیکو نزدی؟!!! ولله اگه مشکلم حل شده بود دیگه تاپیک نمیزدم من پول اضافه ندارم واسه بسته نت بدم😓❤❤❤شوه من کارگر مشکا ذهنی و جسمی داره. دخترمم تشنج کرده💔شوهرم میتونه راه بره و حرف بزنه ولی از نظر عقلی مشکل داره خیلی مغزش کار نمیکنه هنگ میکنه پخمه اس جسمی هم تا یه کار میکنه میفته ضعیفه نمیتونه زیاد کاری انجام بده.من خوشم نمیاد که همش میام تاپیک دعا میزنم مجبورم ناچارم هر کس هر تاپیکی که دلش میخواد میتونه تو نی نی سایت بزنه... منم دلم میخواد تاپیک دعا بزنم... اگه دلت نمیخواد میتونی نیای تو تاپیکااام.من خودم خوشم نمیاد که از این تاپسکا بزنم مجبورم التماس دعا دارم..آره من همون کاربریم با یه کاربری دیگه اومدم.قبلی رو ترکوندم...چون اون تاپیک پربازدید رو دیدم ترسیدم که خواهرشوهره مچ زنداداششو تو سایت گرفته بود... آخه من همه ی زندگیمو اینجا تعریف کرده بودم... حوصله دردسر نداشتم دیگه... گفتم کاربریمو بترکونن یکی جدید زدم😝خلاصه زندگیم میشه اینکه من تو یه شهر کوچیک که همه همدیگرو میشناسن تو یه خانواده بد نام به دنیا اومدم...بابام مشکل اخلاقی شدید داشت و داره مشکل مشکل روانی هم داره... مادرم از مجردی سابقه افسردگی داشت وقتی با بابام عروسی کرد بیشتر شد مشکل روانیش جوری که فقط قرص میخورد خواب بود...خلاااصه همه اینا رو میشناختن. هیچ کس از در خونمون رد نمیشد چه برسه به اینکه با من ازدواج کنه...بابام وضع مالیش عالیه.ولی پولی برای ما خرج نمیکرد.فقط دنبال هرزگی و هوس خودش بود..حتا تا پول نواربهداشتی رو نداشتم تو مجردی...با اون همه پولی که بابام داره.... خلاصه هیچ خواستگاری نداشتم. وقتی شوهرم اومد خواستگاریم باهاش ازدواج کردم امید داشتم خوشبخت بشم ولی زندگیم بدتر شد استرس های بیشتر..💔💔💔

بروتوگروه ایسان اینا

وارﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﻧﺴﺨﻪ‌ﺍﻡ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﻫﻨﺪ👀.ﻓﺮﺩﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪ‌ﺍﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻦ؟ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﭘﺮﺳﯿﺪ:😏ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ؟ ﺑﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ.ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺗﯿﺮ ﺁﻫﻦ ﻭ ﺁﺟﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺸﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯽ؟ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﮔﺮﻭﻧﻪ ﻫﺎ. ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺧﺖ ﻭ ﺁﻧ‌ﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺯﺑﺮ ﺷﺪﻩ، ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﻧﻢ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﻢ🤗…ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﺑﻬﺘﺮﻩ، ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺪﻩ.ﻣﺘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎنش ﯾﺦ ﺯﺩ🙃…ﭼﻪ ﺣﻘﯿﺮ ﻭ ﻛﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﮐﺴﯽ ﻛﻪ ﺑــﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻐـ🚶🏻‍♀️ـﺮﻭﺭ ﺍﺳﺖ!ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﻧﻤﯽ‌ﺩﺍﻧﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﺷﻄﺮﻧﺞ، ﺷﺎﻩ ﻭ ﺳـﺮﺑﺎﺯ ﻫـﻤﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺟﻌﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻧﺪ.😉 جایگاه شاه و گدا، دارا و ندار قبر اسـت…👩‍🦯تقواست کـه سرنوشت ساز اسـت💌 برای رسیدن بـه “کبریا” باید نه کبر داشت نه ریا💔💔

من لاغرم گردن درد دارم:(



خودتونو بزور تو دل کسی نچپونید از باسنش میزنید بیرون، از ما گفتن بود:)برام مهم نیست تو راجبم چی فکر میکنی.مهم اینه که من خودمو میشناسم، خودم میدونم چجور آدمیم، دوس دارم چجوری باشم، چجوری بگردم، باور کن نظراتت برای من مهم نیست.چون نظرای تو برای خودته و به من اصن مربوط نمیشه.،،چایی که سرد میشه روش آب جوش میریزن که گرم شه؛ چایی گرم میشه ولی کمرنگ میشه.رابطه ها ام اینطورین ، شاید بعد از یه دعوا یا جدایی دوباره باهم گرم شید ولی اون رابطه کمرنگ میشه ، هیچی دیگه مثل قبل نمیشه هیچی،،بعضی وقتا یه دونه انگشت وسط برای اینکه طرف بدونه چه حسی داری کافی نیست. واسه همینه که دوتا دست داری:)‌‌‌،، برای عاشق شدن ، دوست داشتن کافی نیس اندکی خریت به علاوه گذشت به میزان لازم هم باید بهش اضافه کرد:) ‌تو رابطه‌ای که قراره همش اشتباهات طرفتو ببخشی، یه بار خودتو برای انتخابِ اشتباهت ببخشو تمومش کن‌‌،، 

بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید،

 خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان 

داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.


چربی و قند اصلا نخور صبا نیم ساعت ورزش کن 

کاربری ششم نواربهداشتیتونم سابق هستم . اول دبیرستان ی دوست پسر همسن خدم داشتم زنگ میزد می‌پرسید شما درستون الان کجاست؟هنوز یادم میاد خندم میگیره . علاقه مند ب شخصیت صادق هدایت و طرفدار نگرش او. https://t.me/+drjHu1BY41lhOGI0 لینک گپ تل
2051

یعنی فکر کردن ب این اوج بدبختیته......برو دکتر تقذیه..عزیزم از اول چاق بودی یا بعدا شدی؟؟من قبل ازدواج ۵۷قبل بارداری۶۲الان ک پنج سال با دوتا زایمان ۷۰😞خیلی ناراحتم

❤درمــــن بـــدمــی مــن زنـــده شـــوم..یـــک جــان چـــه بـــود صــد جـــان مـــنــی..❤
عزیز باید بری دکتر اگه بی ام ی بدنت بالای ۳۹ باشه وقت عمل میدن رایگان بهت ولی وقتاش طولانیه.ولی غنیم ...

هزینه اشو اصلا ندارم حتا اوم کمشو

❤❤❤❤تو رو خدا تا من تاپیک میزنم نگین مگه دوماه پیش دوهفته پیش دو روز پیش همین تاپیکو نزدی؟!!! ولله اگه مشکلم حل شده بود دیگه تاپیک نمیزدم من پول اضافه ندارم واسه بسته نت بدم😓❤❤❤شوه من کارگر مشکا ذهنی و جسمی داره. دخترمم تشنج کرده💔شوهرم میتونه راه بره و حرف بزنه ولی از نظر عقلی مشکل داره خیلی مغزش کار نمیکنه هنگ میکنه پخمه اس جسمی هم تا یه کار میکنه میفته ضعیفه نمیتونه زیاد کاری انجام بده.من خوشم نمیاد که همش میام تاپیک دعا میزنم مجبورم ناچارم هر کس هر تاپیکی که دلش میخواد میتونه تو نی نی سایت بزنه... منم دلم میخواد تاپیک دعا بزنم... اگه دلت نمیخواد میتونی نیای تو تاپیکااام.من خودم خوشم نمیاد که از این تاپسکا بزنم مجبورم التماس دعا دارم..آره من همون کاربریم با یه کاربری دیگه اومدم.قبلی رو ترکوندم...چون اون تاپیک پربازدید رو دیدم ترسیدم که خواهرشوهره مچ زنداداششو تو سایت گرفته بود... آخه من همه ی زندگیمو اینجا تعریف کرده بودم... حوصله دردسر نداشتم دیگه... گفتم کاربریمو بترکونن یکی جدید زدم😝خلاصه زندگیم میشه اینکه من تو یه شهر کوچیک که همه همدیگرو میشناسن تو یه خانواده بد نام به دنیا اومدم...بابام مشکل اخلاقی شدید داشت و داره مشکل مشکل روانی هم داره... مادرم از مجردی سابقه افسردگی داشت وقتی با بابام عروسی کرد بیشتر شد مشکل روانیش جوری که فقط قرص میخورد خواب بود...خلاااصه همه اینا رو میشناختن. هیچ کس از در خونمون رد نمیشد چه برسه به اینکه با من ازدواج کنه...بابام وضع مالیش عالیه.ولی پولی برای ما خرج نمیکرد.فقط دنبال هرزگی و هوس خودش بود..حتا تا پول نواربهداشتی رو نداشتم تو مجردی...با اون همه پولی که بابام داره.... خلاصه هیچ خواستگاری نداشتم. وقتی شوهرم اومد خواستگاریم باهاش ازدواج کردم امید داشتم خوشبخت بشم ولی زندگیم بدتر شد استرس های بیشتر..💔💔💔
بروتوگروه ایسان اینا

کجاست؟

❤❤❤❤تو رو خدا تا من تاپیک میزنم نگین مگه دوماه پیش دوهفته پیش دو روز پیش همین تاپیکو نزدی؟!!! ولله اگه مشکلم حل شده بود دیگه تاپیک نمیزدم من پول اضافه ندارم واسه بسته نت بدم😓❤❤❤شوه من کارگر مشکا ذهنی و جسمی داره. دخترمم تشنج کرده💔شوهرم میتونه راه بره و حرف بزنه ولی از نظر عقلی مشکل داره خیلی مغزش کار نمیکنه هنگ میکنه پخمه اس جسمی هم تا یه کار میکنه میفته ضعیفه نمیتونه زیاد کاری انجام بده.من خوشم نمیاد که همش میام تاپیک دعا میزنم مجبورم ناچارم هر کس هر تاپیکی که دلش میخواد میتونه تو نی نی سایت بزنه... منم دلم میخواد تاپیک دعا بزنم... اگه دلت نمیخواد میتونی نیای تو تاپیکااام.من خودم خوشم نمیاد که از این تاپسکا بزنم مجبورم التماس دعا دارم..آره من همون کاربریم با یه کاربری دیگه اومدم.قبلی رو ترکوندم...چون اون تاپیک پربازدید رو دیدم ترسیدم که خواهرشوهره مچ زنداداششو تو سایت گرفته بود... آخه من همه ی زندگیمو اینجا تعریف کرده بودم... حوصله دردسر نداشتم دیگه... گفتم کاربریمو بترکونن یکی جدید زدم😝خلاصه زندگیم میشه اینکه من تو یه شهر کوچیک که همه همدیگرو میشناسن تو یه خانواده بد نام به دنیا اومدم...بابام مشکل اخلاقی شدید داشت و داره مشکل مشکل روانی هم داره... مادرم از مجردی سابقه افسردگی داشت وقتی با بابام عروسی کرد بیشتر شد مشکل روانیش جوری که فقط قرص میخورد خواب بود...خلاااصه همه اینا رو میشناختن. هیچ کس از در خونمون رد نمیشد چه برسه به اینکه با من ازدواج کنه...بابام وضع مالیش عالیه.ولی پولی برای ما خرج نمیکرد.فقط دنبال هرزگی و هوس خودش بود..حتا تا پول نواربهداشتی رو نداشتم تو مجردی...با اون همه پولی که بابام داره.... خلاصه هیچ خواستگاری نداشتم. وقتی شوهرم اومد خواستگاریم باهاش ازدواج کردم امید داشتم خوشبخت بشم ولی زندگیم بدتر شد استرس های بیشتر..💔💔💔
خوشبحالت بزرگخ😅هیچ کس راضی نیس

خیای بده همش معضبم تو خیابون موقع لباس پوشیدن هیچ کاری نمیتونم بکن یا به سختی

❤❤❤❤تو رو خدا تا من تاپیک میزنم نگین مگه دوماه پیش دوهفته پیش دو روز پیش همین تاپیکو نزدی؟!!! ولله اگه مشکلم حل شده بود دیگه تاپیک نمیزدم من پول اضافه ندارم واسه بسته نت بدم😓❤❤❤شوه من کارگر مشکا ذهنی و جسمی داره. دخترمم تشنج کرده💔شوهرم میتونه راه بره و حرف بزنه ولی از نظر عقلی مشکل داره خیلی مغزش کار نمیکنه هنگ میکنه پخمه اس جسمی هم تا یه کار میکنه میفته ضعیفه نمیتونه زیاد کاری انجام بده.من خوشم نمیاد که همش میام تاپیک دعا میزنم مجبورم ناچارم هر کس هر تاپیکی که دلش میخواد میتونه تو نی نی سایت بزنه... منم دلم میخواد تاپیک دعا بزنم... اگه دلت نمیخواد میتونی نیای تو تاپیکااام.من خودم خوشم نمیاد که از این تاپسکا بزنم مجبورم التماس دعا دارم..آره من همون کاربریم با یه کاربری دیگه اومدم.قبلی رو ترکوندم...چون اون تاپیک پربازدید رو دیدم ترسیدم که خواهرشوهره مچ زنداداششو تو سایت گرفته بود... آخه من همه ی زندگیمو اینجا تعریف کرده بودم... حوصله دردسر نداشتم دیگه... گفتم کاربریمو بترکونن یکی جدید زدم😝خلاصه زندگیم میشه اینکه من تو یه شهر کوچیک که همه همدیگرو میشناسن تو یه خانواده بد نام به دنیا اومدم...بابام مشکل اخلاقی شدید داشت و داره مشکل مشکل روانی هم داره... مادرم از مجردی سابقه افسردگی داشت وقتی با بابام عروسی کرد بیشتر شد مشکل روانیش جوری که فقط قرص میخورد خواب بود...خلاااصه همه اینا رو میشناختن. هیچ کس از در خونمون رد نمیشد چه برسه به اینکه با من ازدواج کنه...بابام وضع مالیش عالیه.ولی پولی برای ما خرج نمیکرد.فقط دنبال هرزگی و هوس خودش بود..حتا تا پول نواربهداشتی رو نداشتم تو مجردی...با اون همه پولی که بابام داره.... خلاصه هیچ خواستگاری نداشتم. وقتی شوهرم اومد خواستگاریم باهاش ازدواج کردم امید داشتم خوشبخت بشم ولی زندگیم بدتر شد استرس های بیشتر..💔💔💔
یعنی فکر کردن ب این اوج بدبختیته......برو دکتر تقذیه..عزیزم از اول چاق بودی یا بعدا شدی؟؟من قبل ازدو ...

چقدر شبیه من بودی منم هفتاد شدم الان خودمو به شصت و سه رسوندم ولی گونه هام آب شده ناراحتم

یعنی فکر کردن ب این اوج بدبختیته......برو دکتر تقذیه..عزیزم از اول چاق بودی یا بعدا شدی؟؟من قبل ازدو ...

از اول تپل بودم در حد ۷۰ الان با بدبختی های زیادی و فکری ۱۱۷ شدم

❤❤❤❤تو رو خدا تا من تاپیک میزنم نگین مگه دوماه پیش دوهفته پیش دو روز پیش همین تاپیکو نزدی؟!!! ولله اگه مشکلم حل شده بود دیگه تاپیک نمیزدم من پول اضافه ندارم واسه بسته نت بدم😓❤❤❤شوه من کارگر مشکا ذهنی و جسمی داره. دخترمم تشنج کرده💔شوهرم میتونه راه بره و حرف بزنه ولی از نظر عقلی مشکل داره خیلی مغزش کار نمیکنه هنگ میکنه پخمه اس جسمی هم تا یه کار میکنه میفته ضعیفه نمیتونه زیاد کاری انجام بده.من خوشم نمیاد که همش میام تاپیک دعا میزنم مجبورم ناچارم هر کس هر تاپیکی که دلش میخواد میتونه تو نی نی سایت بزنه... منم دلم میخواد تاپیک دعا بزنم... اگه دلت نمیخواد میتونی نیای تو تاپیکااام.من خودم خوشم نمیاد که از این تاپسکا بزنم مجبورم التماس دعا دارم..آره من همون کاربریم با یه کاربری دیگه اومدم.قبلی رو ترکوندم...چون اون تاپیک پربازدید رو دیدم ترسیدم که خواهرشوهره مچ زنداداششو تو سایت گرفته بود... آخه من همه ی زندگیمو اینجا تعریف کرده بودم... حوصله دردسر نداشتم دیگه... گفتم کاربریمو بترکونن یکی جدید زدم😝خلاصه زندگیم میشه اینکه من تو یه شهر کوچیک که همه همدیگرو میشناسن تو یه خانواده بد نام به دنیا اومدم...بابام مشکل اخلاقی شدید داشت و داره مشکل مشکل روانی هم داره... مادرم از مجردی سابقه افسردگی داشت وقتی با بابام عروسی کرد بیشتر شد مشکل روانیش جوری که فقط قرص میخورد خواب بود...خلاااصه همه اینا رو میشناختن. هیچ کس از در خونمون رد نمیشد چه برسه به اینکه با من ازدواج کنه...بابام وضع مالیش عالیه.ولی پولی برای ما خرج نمیکرد.فقط دنبال هرزگی و هوس خودش بود..حتا تا پول نواربهداشتی رو نداشتم تو مجردی...با اون همه پولی که بابام داره.... خلاصه هیچ خواستگاری نداشتم. وقتی شوهرم اومد خواستگاریم باهاش ازدواج کردم امید داشتم خوشبخت بشم ولی زندگیم بدتر شد استرس های بیشتر..💔💔💔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2308
2326
2052
2037
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز