2297
2298

بزا خودم بگم اولیشو😆

2روز بود که مامان بزرگم (مامان مامانم) فوت کرده بودن، آقا یهو دیدیم مامانم یه بولیزو بغل کرده داره چنان گریه میکنه..... میگف این بولیز مامانمه اخرین بار که اومده بود خونمون این تنش بود😭یهو زندایی بزرگم گفت آبجی فدات بشم اون بولیز واسه منه، با مامان جفت خریده بودیمش😆😆😆😆😆😆😆😆یعنی خدایی خود مامانم با اون حالش خنده ش گرفت بنده خدا پاشد رف بیرون 😂😂😂

هنگامی که دری به روی انسان بسته می‌شود، بلافاصله در دیگری باز میشود... اما انقدر به در بسته خیره می‌شویم که در باز شده را نمی‌بینیم🔐

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید،

 خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید  

  

خداییش بیاین ظاهربین نباشیم    ؛ بعضیا ممکنه در ظاهر کمی بی شعور به نظر بیان , اما وقتی باهاشون حرف می زنیم و بیشتر می شناسیمشون ؛ می بینیم که در باطن خیلی بی شعــورترن ....    

شمام تعریف کنین بچه ها 😆

هنگامی که دری به روی انسان بسته می‌شود، بلافاصله در دیگری باز میشود... اما انقدر به در بسته خیره می‌شویم که در باز شده را نمی‌بینیم🔐
دوره نامزدی برا اولین بار واسه نامزدم کیک میپختم بجای شیر دوغ ریخته بودم😁😁😁😁 خودمم نمیدونستم او ...

چطور بافتش خوب شده بود؟ 🤣

هنگامی که دری به روی انسان بسته می‌شود، بلافاصله در دیگری باز میشود... اما انقدر به در بسته خیره می‌شویم که در باز شده را نمی‌بینیم🔐
2050
چطور بافتش خوب شده بود؟ 🤣

دوغم همون تاثیر شیرو میزاره😂

یه دختر شیطون که حتی شوهر  ام نداره چه برسه به ی پسر کوچولو  😂برق گرفته شده نه ببخشید برگرفته شده از کاربر @miinnaaa        از شنبه میخوام رژیم بگیرم شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ از وزن ۵۵ کیلو به ۴۷ برسم من با اراده ام چون دوبار ۶ کیلو کم کردم 😌  بازم میتونم !و بلخره ترقوه درمیارم 😍🤩♡عضو گروه ابی بامداد خمار♡
اسی خیلی خنده دار بود دختر خوب زودتر تاپیک میزدی همه خوابن من چجوری یواش بخندم 😂😂😂😂😂

😅 😅 😅 😅 نوش جونت عزیزم 

هنگامی که دری به روی انسان بسته می‌شود، بلافاصله در دیگری باز میشود... اما انقدر به در بسته خیره می‌شویم که در باز شده را نمی‌بینیم🔐

یبار با یکی از دوستای بابام و خانوادش برا اولین بار رفتیم ویلاشون بعد منم از اول خیلییی کلاس میزاشتم 😂😂😂

همش لفظ قلم صحبت می‌کردم و اینا، وقتی برگشتم من تو ماشین عینک دودی زده بودم خیلی شیک و رئیس جمهور گونه به بیرون نگاه میکردم بعد یه بلواری رسیدیم و قرار شد جدا شیم ازهم ماشینا کنار هم نگه داشتن که خدافظی کنیم مامانم سرشو از پنجره برد بیرون که تعارف کنه بیان خونمون منم خواستم سرمو ببرم بیرون و خدافظی کنم شیشه رو ندیدم ک بالاس🤕🤕رفتم با عینک تو شیشه 🤣🤣🤣🤣🤣🤣

اونا تو اون ماشین ریسه رفته بودن از خنده و تا مدت ها رد دماغم رو شیشه بود 

دوغم همون تاثیر شیرو میزاره😂

چه جالب 😃 

هنگامی که دری به روی انسان بسته می‌شود، بلافاصله در دیگری باز میشود... اما انقدر به در بسته خیره می‌شویم که در باز شده را نمی‌بینیم🔐

اخی 

مامان منم فکر کنم این قضیه برای دو سال پیش یت بیشتر  خلاصه رفت قبرستون سر خاک مادرش خیییلیییی وقت پیش فوت کرده چند تا هم مهمون همراه ما بود قبرا خیلی شبیه هم درست شده بودن یهو نشست سر یه قبری گریه کرد یکی از مهمونا گفت اینجا که قبر حاجیه خانوم نیست اونور تره 

ما دخترا پوکیدیم از خنده مامانمم خندش گرفته بود

کاربر قدیمی ام  کاربری شیشم   .دعام کنید منم مادر بشم ....
2292
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1872
2284
2294
2296
2289
2108
2052
2037