2204

خوندم😂

السلام علیک یا قائم آل محمد.🌺 الهم عجل لولیک الفرج 🌺برا امام زمان میتونی چیکار کنی؟ ❤️❤️1_5صلوات🌺2_14صلوات🌺3_100صلوات 🌺4_دعای فرج🌺5_دعای سلامتی امام زمان🌺6_دعای عهد🌺7_یه صفحه قران🌺9_3توحید🌺10_امروز رو خوش اخلاق باشی با همه حتی اگر ناراحتی داشتی 🌺11_برا همه دعای خیر کنی و از خدا خوبی بخای برا همه🌺12_تمرین کنیم یه روز حتی اگه به نفعمون هم نبود راست بگیم🌺13_باهر کی قهر هستیم برا آشتی پیش قدم بشیم🌺14_بخاطر امام زمانت تمرین کنی تا حجابت رو رعایت کنی حتی برا یه روز🌺15_به انسان های دورو برت کمک کنی بدون اینکه توقعی داشته باشی به نیت امام زمان مثلا به مادر، خواهر..🌺16_نماز اول وقت بخونی 🌺17_برنج و نان که از وعده غذایی که میخوریم، و تو سفره میریزه بجای اینکه بریزیم سطل آشغال بریزیم جلو پرنده ها 🌺18_صدقه بدی🌺19_نزدیک عیده بخای به کسی که دستش تنگه کمک مالی کنی🌺20_یه روز رو بدون گناه بگذرونی🌺21_از دستفروش کنار خیابون خرید کنی🌺22_یه روز رو دائم لبخند رو لبت باشهو خیلی کار های دیگه که حضور ذهن ندارم بگم..شما دوست داری کدوم کارو انجام بدی به نیت امام زمان؟ 

خوندم خیلی قشنگه ❤❤

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

بچه ها یه چیز باحال پیدا کردم

یه سایتی که ازش میتونید برای بچه ها لباس و حوله و عروسک با اسم خود کودک بگیرید! اسمی که میگید رو روی اجناس گلدوزی میکنن. من امتحان کردم و عالی بود

حتماً سر بزنید  

2050
آبکی نیست؟

نه من دوست داشتمش 

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

پارت ۱


مستانه میر*ق*صیدم
اصلا آن روزها معنی ناراحتی و نگرانی براى من فقط در امتحان ها و تصادف
ماشینم خلاصه میشد؛
چه میدانستم آینده برایم از درد و نگرانی تعبیر بهترى خواهد داشت؟!
دومین مهمانی بود که سوشا با جمع ما همراه میشد
در این یك ماه آشناییمان همه چیز خوب پیش رفته بود
هرچند که بعضی از رفتارهایش اصلا با مزاج و فرهنگم سازگار نبود
سوشا با تیپ و استایل خاصش مورد توجه دخترهاى مهمانی بود
انصافا خوش هیکل، خوش پوش و قابل بود؛
فرم صورت مردانه اش با چشم هاى قهوه اى روشن و درشت و پوستتت
گندمگونش ترکیب مقبولی از او ساخته بود.
در حال روشن کردن سیگارش با آن فندکي عجیب طرح اژدهایش که با زمرد مزین
شده بود نزدیکم شد، زیر لب و با حرص گفتم:
_ امشب ١ پاکت کشیدى فکر کنم

خنده کجی تحویلم داد و دود سیگارش را عمدا روى صورتم گرفت و گفت:
_ پنجمیه دخی
با حرص دود را از جلوى صورتم تکاندم و گفتم:
_ از این حرکتت متنفرم
مچ دستم را گرفت و فشرد:
_ منم از اینکه همش با این پسرها لاس میزنی متنفرم
_ باز شروع کردیا خودت خواستی بیاى
اخم تندى کرد و گفت: نمیومدم راحت تر بودى؟
باید آرامش می کردم مادرم همیشه میگفت:
"غیرت یه مرد بالاترین سرمایشه حاالا از هر نژاد و طبقه اى که باشه"
دستش را نوازش کردم
_ سوشا خودت میدونی اینا همه ،هم دانشگاهیامن! چند ساله با هم هستیم
،باور کن صمیمیتمون لطمه اى به رابطه من و تو نمیزنه
پوزخند حرص در آورى زد و گفت:

پارت ۱ مستانه میر*ق*صیدم اصلا آن روزها معنی ناراحتی و نگرانی براى من فقط در امتحان ها و تصادف ماشی ...

فکر کنم ۱ سال طول میکشه تا تموم بشه،

یه رمان کم حجم تر انتخاب میکردی

بترس از دادگاهی که قاضی خودش شاهده..
2051
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2280
1872
2284
2293
2275
2289
2108
2052
2037
داغ ترین های تاپیک های امروز