2204

  

اسمم رز♡ خدایا ینی میشه منم مادر بشم؟؟🥺لطفا دعا کنین برام(الکی مثلن من متاهلم...رد گم کنی🤣) بزرگی میفرماید اگر آدم نمیشوی حداقل حیوان خوبی باش😐😂.                                  ببینید.. من تو دنیا سه چیزو بیشتر از همه دوس دارم.. اول مادرم تاج سرم دوم لواشک که داوشمه و سوم هم کشک بادمجون.     اگه میخاین مخمو بزنین از دو تا آخری استف کنین😂تچکر .                                        ی سوال? پس چرا این نیز نمیگذرد

بزار

ایران به خاک خسته تو سوگند،به بغض خفته دماوند😞که شوق زنده ماندن من به شادی تو خورده پیوند😞ایران اگر دل ترا شکستند،تو را به بند کینه بستند😞چه عاشقان بی نشانی که پای درد تو نشستند😞 😞😞😞😞😞😞ایران به شوق زندگی، در مرگ روئین تن شده😞مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده😞ایران پر است از عاشقان، این گنج های بیشمار😞مرزیست پر گوهر ولی، با رنج های بیشمار😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢حس ششم!!!!😷😷😷😷😷😷😷😷غیرت!!!!😷😷😷😷😷😷😷😷جن!!!!😷😷😷😷😷😷😷مرد خاله زنک!!!!😷😷😷😷😷😷😷😷😷😷دختر بچه شوهر کرده!!!!!😷😷😷😷😷😷😷مرد بچه باز!!!!😷😷😷😷😷😷😷😷رل 😷😷😷😷😷😷😷😷کراش😷😷😷😷😷😷😷کرونا!!!!!😷😷😷😷😷

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید،

 خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید  

بزا

فقط 8 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا شکرت که بعد 4سال معجزه کردی ...چون باردارشدنم واقعا یه معجزه بود تو اوج ناامیدی که دارو خوردم برای بارداری اما زد ۸تا کیست بزرگ اوردم وتو بیمارستان بدلیل OHSS بستری شدم خیلی اتفاقی ازمایش بتا گرفتنو مثبت شد..هرچی درد تو بدنم داشتم فراموش کردم..برای همین همیشه منتظرا و اقدامی هارو دعا میکنم شمام اگه امضامو میخونی دعاشون کن چون خودم ۴سال تمام منتظر بودم میدونم چقدر سخته وباید بهشون بگم هیچوقت ناامید نشین چون دکترم منو رسما جواب کرد که هرکسی نمیتونه درمانم کنه و سخت باردارمیشم.. اما الان چی؟ الان دارم برای دخترنازم که تو دلمه لباسای خوشگل میخرم😊 فقط توروخدا دعا کنید که سالم بغلم برسه چون عفونت شدید دارم که رفع نمیشه..😔

هفت

هیچ چیزی بیشتر از اینکه سرتون به کار خودتون باشه، براتون آرامش خیال نمیاره... وقتی یکی از درداش واست میگه، نگو خوشی زده زیر دلش... نگو اگه زندگی فلانی رو داشت چی کار می‌کرد. شاید اون درد یا اون مشکل کوچیک باشه، اما امونشو بریده که به زبون اومده! وقتی یکی از درداش واست میگه، نگو چی بگم والا... بگو: «می‌فهممت» درسته که نمی‌فهمی ...یعنی نمی‌تونی بفهمی دردی رو که تجربه نکردی... ولی بگو می‌فهممت ! حداقل فکر میکنه تو هم اون درد رو داشتی و فقط خودش نیست که اون رو تجربه کرده.دل داری دادن که هیچ ، کاش حداقل یاد بگیریم چطوری به درد دل دیگران گوش کنیم ...!خیلی ها هستن که، معمولی ترین داشته های تو براشون آرزوی بزرگیه... قدر داشته هامونو بدونیم🙏 منتظر نباشین یکی بیاد حالتونو خوب کنه، حال خوبی که با اومدن کسی بیاد با رفتنشم میره، باخودتون خوب باشین! کسی بیاد خوبین، کسی هم بره خوبین...واسه ی هیچکس اونقدرام مهم نیست که تو چقد غمگینی و داری لابلای نقاب ارامش و سکوتت چقد رنج میکشی... واسه ی هیچکس تحمل یه چهره ی گرفته و یه حال نگران منفعتی نداره. به خودت اهمیت بده وگرنه لا به لای زندگی از بین میری و هیچکسم نمیفهمه......یه وقتایی باید بزاری هرکی هرجوری دوست داره درموردت فکر کنه،وقتی خودتو باور داشته باشی، به قضاوت دیگران اهمیت نمیدی غصه هاتو فراموش کن^^بذر شادی و امید بکار تو باغچه ی دلت توروزای گرفته و ابری زندگیت، خودت خورشید خودت باش🌱
2050

داداش زودی میخام بخوابم

خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.

بزار

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد

شما اول واسع اونایی که زود اومدن بذار ببین بعد بفکر بقیه باش😆

فقط 20 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
 من حاجتمو از حضرت زهرا گرفتم روز تولدش 🥰🤩اگه امضامو میخونی یه صلوات بفرست سالم بغلش کنم   بعد ۸ سال تو به من هدیه دادی💗برام حفظش کن💚
2051
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1872
2284
2294
2289
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
2037
2052
داغ ترین های تاپیک های امروز