2137
2217

سلام بچه هاشبتون بخیر خیلی ناراحتم حد و حساب نداره  من با نامزدم ۴ ماهه که نامزد کردیم ایشون ی پسرخاله دارن با ی زن خیلی خیلی نچسب که اینا همیشه خدا از دوران دوستی ما با ما میومدن بیرون و همیشه و همه جا راه فراری از دستشون نداشتیم جوری ک هر روز که میخاستیم بیرون اوناهم زنگ میزدن بارها و ما تو رودربایستی اونا هم با خودمون میبردیم واقها خسته شده بودم به نامزدم میگفتم مهدی جان بسه ب ابنا بگو نیان یکبار خودمون بریم بیرون میگف نه گناه دارن تنهان اوناهم بیان یکبار ک دوتایی میرفتیم صدهزاربار به گوشیامون زنگ میزدن گذشت تا اینک تصمیم گرفتم ب این فضیه خاتمه بدم چون فقط بلد بودن از نامزدم سواستفاده کنن هردفعه بیرون میدفتیم دست تو جیبشون نمیکردن  محمد مهدی باید خرج میکرد براشون ی بار که رفتین بیرون اصلا  محلشون نزاشتم و همون شد که دیک به ما زنگ نزدن  چن روز بعدش من کرونای شدیدی گرفتم نامزدمم همین طور فهمیدن منم مریضم حتی زن پسرخالش نگفت به حرمت نون و نمکی که خوردیم ی زنگ یزنم ی پیام بدم حالشو بپرسم کینع این خیلی مونده بود تو دلم داخل اینستاهم همو فالو داریم گذشت تا امروز که با همسرم که عقدیم میخاستیم ی سر بریم بیزون بهم گف پسرخالمم گیرداده با زنش که بعد چن ماه اوناهم بیان تو نظرت چیه منم ب خاطر اینک ناراحت نشه گفتم باشه بگوبیان از همون اول که سوارماشین ما شدن شروع کرد بی محلی بعد که یکی از دوستای مشترکمون با زنش اومد سریع پیاده شدگف من میخام برم تو ماشین اونا ببخشبد من خیلی نازاحت شدم به رو خودم نیاوردم رفتیم ۶ نفری سفره خونه رو به رو من نشسته بود فقط قیافه میومد برام واقعا کلافم نمبدونم چطور ادبش کنم تو اینستا فالو دارمش به نظرتون استوری تیک دار بزارم یا نه

این‌جا یه خبراییه؛ نگی نگفتی! 

دخترا هم دارن میلیونی پول در میارن و هم خوش می‌گذرونن؛ دیدم که میگم!


2215
آقا محمد مهدی چرا هر دفعه میخواین برین، اونا رو در جریان میذارن؟ که بلند شن بیان؟ 

میخاس پدرو مادرش برسونه خونه خالش اوناعم اونجا بودن متوجه شده بودن افتاده بودن پشت سرما

2050
1718
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2210
2209
1872
2212
2037
2052
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز