2137
2106
عنوان

کسی بوده پدرش مخالف ازدواجش باشه

171 بازدید | 6 پست

ولی در نهایت راضی شده باشه 

چقدر طول کشید تا راضی شد؟ 

چی شد که راضی شد؟ 


مثل خون در رگ های من          محترم باشیم                                                                           گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده، گریه کردیم دو آهنگ فراموش شده، پر کشیدیم بدون پر زخمی باهم، عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی باهم، زندگی حسرت یک شادی معمولی بود، زندگی چرخش تنهایی و بی‌پولی بود، شعر من مزه‌ی خاکستر و الکل می‌داد، شعر من را وسط زندگی‌ات هول می‌داد، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، نگران بودی اندوه تو خاکم بکند، نگران بودی سیگار هلاکم بکند، نگران بودی این فرصت کم را بکشم، نگران بودی یک روز خودم را بکشم، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، آه بدرود گل یخ زده‌ی بی‌کس من، آه بدرود زن کوچک دلواپس من، بغلم کن غم در زخم شناور شده‌ام، بغلم کن گل بی طاقت پر پر شده‌ام، بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود، بغلم کن که خدا دورتر از این نشود، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم...
یک سال 😐😐😐 همسری ول کن نبود هر ماه میومد خاستگاری راش نمیدادیم جلو در میشست نمیرفت نمیدونم چی شد ...

چه خوب 

من کع دیگه دارم نا امید میشم 

مثل خون در رگ های من          محترم باشیم                                                                           گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده، گریه کردیم دو آهنگ فراموش شده، پر کشیدیم بدون پر زخمی باهم، عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی باهم، زندگی حسرت یک شادی معمولی بود، زندگی چرخش تنهایی و بی‌پولی بود، شعر من مزه‌ی خاکستر و الکل می‌داد، شعر من را وسط زندگی‌ات هول می‌داد، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، نگران بودی اندوه تو خاکم بکند، نگران بودی سیگار هلاکم بکند، نگران بودی این فرصت کم را بکشم، نگران بودی یک روز خودم را بکشم، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، آه بدرود گل یخ زده‌ی بی‌کس من، آه بدرود زن کوچک دلواپس من، بغلم کن غم در زخم شناور شده‌ام، بغلم کن گل بی طاقت پر پر شده‌ام، بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود، بغلم کن که خدا دورتر از این نشود، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم...

عزیزم سنت الان سنیه که با کوچکترین محبت از طرف حنس مخالف حذبش میشی من یادم ۱۸ سالم بود خودمو برای استادم میکشتم.خدا خیرش بده محلم نداد بعد ۲سال از سرم پرید الان ازدواج کردم خودم با کیس دیگه بعد الان یاد اون موقع ام میافتم.میگم من اصلا اون موردیا قبول نمیکنم چی بود اخه من عاشقش شده بودم به نظرم به حرف پدرت گوش کن تا حدودی با تاپیکات آشنام چون تو زندگی شخصیتون مشکلات داشتی طبیعیه که جذب این آدم شدی ولی باور کن سنت بره بالاتر خودت پشیمون میشی تو همین نینی سایت یه دختری دقیقا عین شما بلخره تونست ازدواج کنه با یه ادم ۲۵ سال بزرگتر میامد اینجا دردل میکرد پشیمون بود ولی حیف که خانوادش گذاشتنش کنار خودش خییییلی پشیمون بودااا توروخدا به جوونت نگاه کن اون.مرد چند سال دیگه پیر و جا افتاده میشه ولی شما اوج جوونیت هستی هرجا بری بیرکن خجالت میکشی  همه فکر میکنن دختر و پدری .حداقل به کیس دیگه ای فکر کن بزار از سرت دربیاد 

 

آقا میون کلامِتون! من رفتم اینجا و شاخ در آوردم! شما تا حالا اپ دخترونهای که بشه خرید، فروخت و گپ زد دیده بودین؟

معلومه اون آقا خیلی تلاش میکنه واسه بدست اوردنت کیه که بدش بیاد دختر سن پایین اوج جوونی خوشگل زیبا تو به خودت فکر کن نزار زندگیت مثل زندکی پدر مادرت تو اوج جونیت شکست بخوره صد حیف که بعدا با یه بچه برگردی خونه پدرت .

2166
عزیزم سنت الان سنیه که با کوچکترین محبت از طرف حنس مخالف حذبش میشی من یادم ۱۸ سالم بود خودمو برای اس ...

نمی‌تونم به کس دیگه فکر کنم

مثل خون در رگ های من          محترم باشیم                                                                           گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده، گریه کردیم دو آهنگ فراموش شده، پر کشیدیم بدون پر زخمی باهم، عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی باهم، زندگی حسرت یک شادی معمولی بود، زندگی چرخش تنهایی و بی‌پولی بود، شعر من مزه‌ی خاکستر و الکل می‌داد، شعر من را وسط زندگی‌ات هول می‌داد، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، نگران بودی اندوه تو خاکم بکند، نگران بودی سیگار هلاکم بکند، نگران بودی این فرصت کم را بکشم، نگران بودی یک روز خودم را بکشم، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، آه بدرود گل یخ زده‌ی بی‌کس من، آه بدرود زن کوچک دلواپس من، بغلم کن غم در زخم شناور شده‌ام، بغلم کن گل بی طاقت پر پر شده‌ام، بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود، بغلم کن که خدا دورتر از این نشود، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2184
2189
2195
1872
2178
2037
2181
2117
2052
2108