2137
2106

دوستان سلام.

من مختصر فقط میگم که من دوتا بچه 5 ماهه و 9 ساله دارم, کلا از همون 14 سال پیش با شوهرم تفاهم نداشتیم و ایشون یکبار هم از همسر قبلیش که دو سالی عقد بودن جداشده بود که مابعد از تجربه ایشون باهم بصورت سنتی ازدواج کردیم. کلا ادم سردی بود از همون ابتدا. ذهنش فوق العاده ریاضیه و محبت کردن هاش هم حساب کتاب شده بود بیشتر تا از روی دل و احساس. کلا ادم ضد و نقیضی بود یعنی نمیتونست بصورت متداوم مثلا 7 روز خوش اخلاق و خوب بمونه و همیشه ی خدا بدون اغراق میگم که سر چهار یا نهایتا پنج روز انگار حالش بده و باید به هر دلیلی بی محلی میکرد و بدون هیچ علتی سرسنگین میشد و من فهمیده بودم شخصیتا مشکل داره که اینجوریه.

از اخلاق خوبشم بگم این بود که به حرف من در مسائل مالی وتصمیمات بزرگ زندگی گوش میکرد ومنو قبول داشت بعنوان مغز متفکر. خسیس اصلا نبود. و توی کارهای خونه خیلی کمکم میکرد.

خلاصه کنم که انقدر ادم سردی بود که من میگفتم این که اصلا اهل خیانت نیست پس نیاز جنسیش کجا میره!! چون نیازیه که مثل غذا خوردنه تعارف که نداریم. البته که من بعنوان یه زن نیاز جنسی برام اونطور مهم نبود و فقط حس اینکه مردم بهم نیاز داره و نگاهش بهم مثل یه شوهره رو میخواستم که متاسفانه شوهرم اصلا و ابدا اینگونه نبود و فقط حس برادری بهم میداد چون هیچگونه نیازی به من که زنش بودم نداشت. و این باعث شده بود که من ازش خشم درونی ناخواسته داشته باشم و این اواخر بددهنی بهش میکردم تا اینکه اخرین روز جواب بددهنی و توهین های منو به صورت خیلی بدتر بهم داد و هزارتا هم گذاشت روش و بهم داد و رفت و میدونم کارخونه ای که کار میکنه این سه شب رو میخوابه. و الانم دنبال خونست .

راستش من اصلا از زندگی با این ادم احساس خوشبختی نداشتم . و فقط تنها حسی که داشتم رضایت نسبی بود که خداروشکر مثل یک خانواده خوبیم . و همیشه سعی در بهبود زندگی داشتم ولی تاثیری نداشت. حالا نمیدونم الان چرا انقدررر برام سخته و سنگین که حتی نمیاد منت کشی و حس طرد شدگی دارم. و احساس شکست خیلی زیاد . اینکه حس میکنم تنها منو گذاشته با دوتا بچه و یه بچه چند ماهه خیلی نامرده و...

ما توی اینهمه سال مشکل که داشتیم چند باری مشاور هم رفتیم وی متاسفانه مشاورها ادم ها رو نمیتونن عوض کنن و فقط تاثیر موقت دارند.

از نظرمالی مشکلی ندارم اگه جدابشم چون ایران ما زندگی نمیکنیم و نگاه جامعه هم خداروشکر به اون شکل نیست . ولی دلم داغونه. لطفا کمکم میکنید.ممنونم

 

آقا میون کلامِتون! من رفتم اینجا و شاخ در آوردم! شما تا حالا اپ دخترونهای که بشه خرید، فروخت و گپ زد دیده بودین؟

2166

سلام امیدوارم خدا کمکتون کنه و حقیقتاً درد بوده از اول که گفته بودید تا اخر و متاسفم برای ایشون و انشالله خدا دل ایشون رو به راه بیاره و بینتون فقط و فقط مهر و محبت و الفت باشه و خدا به شما و دو تا بچه هاتون سلامتی بده

عزیزم ینی سوهرتون خیانت کرده؟ کجا زندگی میکنین چن سالتونه هر دو

مربی دنس♥️آذری ترکی..استامبولی ترکیه.  اسپانیایی..عربی ..فارسی...شافل و بیکلام با هر ریتمی.    عاشق رقص و اشپزی و اسب سواری وشنا و ارایشگری و عکاسی نقاشی و طراحی ام...
2165

بنظرم دعا بهش کردن .آدم خرافاتی نیستم ولی رفتارش عین دامادمونه  رفتیم سرکتاب براش گرفتیم۶تا طلسم براش کرده بودن اونم کی .دخترعموش که قبل خواهرم دوس دختر دامادمون بوده و میخواسته باهاش ازدواج کنه،همونکه سرکتاب گرفت اینو گفت  داماد ما یکسال خواهرمو ول کرد و رفت بدون خرجی و پشتیبان .خواهرم کار پیدا کرد رفت سر کار و خرج زندگیشو میداد تا ۸ ماه بدون خونه وسرپناه بود .

 ای رهگذری که از کنار امضاء من به سادگی میگذری...لطفا برای برداشته شدن مانعِ سر راه ازدواج منو عشقم یه صلوات مهمونم کن   خیر ببینی مهربون الهی رو سفید بشی ، بهترین ها رو ازخدا میخوام برات    

خیلی بده این موضوع که حس عشق و زن و شوهری بینتون نیست. مخصوصا برای شما که مهر طلبید ظاهرا.

اگه مقدوره و حضانت بچه ها رو دارید کات کنید همه چیزو. بچه هاتون که بزرگتر شدن بفکر یه زندگی مجدد باشید. البته اگه شوهرتون واقعا غیر قابل تحمله

2183
سلام امیدوارم خدا کمکتون کنه و حقیقتاً درد بوده از اول که گفته بودید تا اخر و متاسفم برای ایشون و ان ...

ممنون عزیزم از دعاهای قشنگتون.

ولی چکار کنم با این همه غم.

اون شب اول که گذاشت و رفت ,,انتظار داشت من بهش زنگ بزنم که برگرده چون ما اینجا کسی رو نداریم. منم گفتم بچه که نیست بخواد میادش. و راستش گوشیمم پیشم گذاشتم و کلا بیدار بودم تا صبح.اصلا ازش خبری نشد. حالا بعدش مدعی بود که چرا ازش خبری نگرفتم و نگفتم برگرده خونه. 

خودش بعد از توهین های من هزار تا توهین بهم کرد و رفت واقعا چه انتظاری داره اخه


سلام عزیزم من با دقت خوندم نظراتمو میگم.

به نظرم تو حقیقتا دوسش داشتی و الان واست گرون تموم شده که جرا این اتفاق افتاده و الان سعی داری خودتو قانع کنی که آیا میتونی این موقوعات رو نادیده بگیرید و دوباره زندگی کنید؟

خب اگر واقعا نیاز جنسی خیلی واست مهم نیست میتونی این مشکل رو تو زندگی بپذیری نه اینکه کلا رابطتون قطع بشه ولی اگر میدونی سرش جای دیگه گرم نیست فکر کنی شوهرت کم توانی جنسی داره و ارتباطتون در حد خیلی خیلی کم هست. تو اول باید این مساله رو پیش خودت حل کنی که دیگه با خشم و نفرت باهاش رفتار نکنی که این اتفاقات نیفته 

پروفایلم عکس خودمه لطفا کپی نکنین❤ البته چیز خاصی نیس یه عکس از پشت سَرَمه قیافمم مشخص نیس ولی به هرحال متعلق به منه😁
محبت و علاقه بینتون بوده؟ 

بله تا نسبتی. ولی چون رابطه زناشویی 8 ماهه نداشتیم کلا از هم دور شدیم. ولی همیشه باهم وقت میگذروندیم. حتی مسافرت رفتیم دو هفته پیش. ولی هر 6 روز یکبار دعواهای بزرگ داشتیم که علتشم بنظرم همین دوری بین مون بوده که قفلوزناشویی رو نداشتیم و نگاه ایشونم همش عین یه برادر بهم بوده و این عذابم میداد

ممنون عزیزم از دعاهای قشنگتون. ولی چکار کنم با این همه غم. اون شب اول که گذاشت و رفت ,,انتظار داشت ...

خب شما حق دارید و البته ایشونم ممکنه شرایطی داره و نتونسته با شما در میون بذاره پس نمیشه گفت ایشون هم حق ندارن لکن بهتر هست شما جویای ایشون بشید و خواهش دارم از شما ولو ممکنه احساس کنید براتون بد میشه لکن خواهش دارم این بار رو جویای ایشون بشید و بدارید خدا مهرتون رو تو دل همسرتون روشنتر کنه و من حتم دارم الان ایشون منتظر شما هستن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2184
2189
2195
1872
2178
2037
2052
2117
2181
2108