2137
2106
عنوان

مثل سگ پشیمونم از اینکه بچمو الکی دعوا میکردم و اذیت میشد

| مشاهده متن کامل بحث + 1110 بازدید | 97 پست

منم عین شما بودم بچه رو کلا دیگه رها کردم بهش تایم میدم بره تو اتاقش بعدش صداش میکنم عر چی بلد بود همون و میفرستم اصلا و ابدا بزام یادگیریش مهم نیست تکالیف ‌ دوستاش و که میبینه خودش ناخودآگاه تلاش میکنه ولش کن گناه داره بذار بچگی کنه دو روز دیگه میخورن به سد کنکور دهنشون صاف طفلیا اصلا دخالت نکن بذار خودش تلاش کنه نا محسوس فقط کنترل کن که یاد بگیره پایه ش ضعیف نشه وگرنه این مدل درس خوندن دوزار به درد نمیخوره والا 

از سال ۹۲ اینجام منتهی خاموش 🥰

 

عزیزم من هم درست تجربه مشابه تورو داشتم تا اینکه با دکترساینا آشنا شدم. هم مشکلم برطرف شد هم جواب سوالهام رو گرفتم.

 پیشنهاد میکنم تو هم اینجا کلیک کنی و سوالت رو باهاشون درمیون بزاری.

ممنون عزیزم  خودم روزی چندبار می‌خوام بخونم متنمو که یادم بمونه چیکار کردم با بچه ی مظلوم  ...

خیلی مامان مهربون و گلی هستید واقعا ❤

حسابی دوست داشتنی ❤

انقدر متن تاپیکتون قشنگ و منطقی و آموزنده بود که واقعا نتونستم ازش بگذرم 

مرسی عزیزم 

امیدوارم موفق باشید هم شما هم گل پسرای نازتون 😍❤

مرسی عزیزم  یه وقتایی مشق می‌نوشت نمیتونست بنویسه سختش بود مثلا حرف د رو بنویسه  می‌گفت ...


خب دیگه وقتی داره مشق مینویسه بهش بگو مامان جون من دیگه عوض شدم نترس...فوقش چند بار اشتباه مینویسی عیبی نداره...کم کم آرومش کن تا ترسش بریزه 

حتی اگه بد نوشت بغلش کن بوسش کن بگو عیب نداره و...

https://harfeto.timefriend.net/16360170073699 نظری حرفی حدیثی؟
2166
منم همینم دقیقاااا دلم گرفت 😭😭😭خدا لعنتم کنه

توروخدا درست شو 

بچه هامون هیچکسو بجز ما ندارن 

یادم میاد دیروز چجور بغض کرده بود و چشماشو با پشت دست میمالید دلم میخواد خودمو بزنم له کنم فقط 

خاک تو سرم واقعا خاک عالم تو سر من که انقد بی رحم شده بودم 

آخه یه شعر مسخره انقد ارزش داشت ؟؟؟؟به جهنم که کلمه ی اخرشو اشتباه گفت،اگه میخواد با اون شعر فیلسوف بشه می‌خوام نشه اصلا 

کاش خدا یه دستی داشت که اینجور وقتا درازش میکرد رو زمین تا می‌خوردیم ماها رو میزد تا آدم بشیم 

منم دیروز دخترم رو دعوا کردم سر این چوب خط داد زدم سرش اومدم ببرون گریه میکردبمیرم دفترش رو آورده بود میگفت مامان یادم بده منم میگفتم نمیخوام شده بودم ی بچه سه ساله لجباز  میگفت مامان ببخش من یاد نمیگیرم بعدش اینقدر خودم ناراحت شدم ک نگو تازه بچه من ݝیر انتفاعی میره و هر روز هم میره میخوام برم با معلمش صحبت کنم اون باید ی روشی باهاش کار کنه ک راحت یاد بگیره همش نه تا شاگرد تو کلاسش هستن 

اگه ولت کنه که باز اذیتش میکنی. بذار یکم بمونی تو این وضعیت تا دیگه تکرار نشه. پسرت فرشته اس.نباید ...

درس خوبی بود ولی برام که دیگه از این غلطا نکنم 

منتظرم فقط ساعت ۱۲بشه برگرده خونه فقط بغلش کنم و بوسش کنم و راحت شم از این حس لعنتی 

2050
کلاس اولی ها باید باهاشون خیلی راه اومد.فکر نکن دیر یاد میگیره اکثرا همینطور هستند تا دستشون بیاد چی ...

پریشب خودش برام میخوند شعرو بدون کوچکترین اشتباه 

یعنی همشو بلد بود و قشنگ با ذوق میخوند،جلوی دوربین استرس گرفت من احمق هم بدترش کردم 

اسی ی بار من پسرم رو دعوا کردم زدم حالا چهارسالشه بهم ی حوری مظلومانه نگاع کرد دلم کباب شد دیگع این ...

😭😭چقدر مظلومن بچه ها 

تو خیلی جا داری از دلش دربیاری،هنوز خیلی کوچیکتره

من الان میترسم،میگم نکنه یادش بمونه همیشه😞 

دستم بشکنه اگه بزنمش یا دعواش کنم بعد این 

بخاطر این سیستم اموزشی مزخرف و اشغال به بچه هاتون پاره جگرتون استرس وارد نکنید والا من خودم مثلا تحص ...

دقیقا 

آخه شعر صددانه یاقوت به چه دردمون خورده تو اینهمه سال 

بچه ی ۶ساله رو عذاب می‌دیم که چیزیو یاد بگیره که تا آخر عمرش اصلا بکارش نمیاد 

تاپیک دیروزت گفتم سخته برای بچه فشار نیار زده میشه

بابا کم کم حفظ میکنه

این سیستم آموزشی ما مشکل داره که بچه هارو با هم مقایسه میشن

هر بچه ای باید با توان و استعدادهای خودش مقایسه بشه نه با بچه های دیگران!

دلم برای بچه ات کباب شد

پسر منم پیشه اوایل یه کم سخت میگرفتم دیدم بابا چه ارزشی داره روان بچه بهم بخوره و زده بشه 

الان ریلکسم شعرها و قرآن رو روزی چند بار با هم میخونیم کم کم حفط میشه

ببین اگه به بچه استرس ندی راحت حفظ میکنه استرس بدی نمیتونه ذهنش متمرکز نمیشه

در کل روان بچت بهم نریز بخاطر حفط یه شعر که کل عمرش بدردش نمیخوره

میشه یه صلوات برای حاجتم بفرستین ..ممنون ❤💙
2183
پریشب خودش برام میخوند شعرو بدون کوچکترین اشتباه  یعنی همشو بلد بود و قشنگ با ذوق میخوند،جلوی ...

سلام استاتر عزیز ،مدام میخواستم این حرفو تایپ کنم همش میگفتم نیاز نیست بگم ولی الان فکر میکنم شاید لازم باشه بدونید به هر حال کسی اینجا منو نمی‌شناسه،بچه تر که بودم مادر من هم یک سری برخورد های اینچنینی بامن داشت توی همین سن ،این خاطره ها به طرز عجیبی از ذهن من پاک نشد که نشد و باعث شد توی یک زمان کوتاهی از بچگی که فکر کنم حدود ۴ سال اینطوری ها بود نصبت به ایشون احساس تنفر کنم ،این حس کم کم بعد گذشت چندین سال رسید به بی حسی در حال حاضر هیچ حسی به مادرم ندارم ،حتی به خاطر این موضوع به روانشناس هم مراجعه کردیم ولی احساسم دست خودم نیست ،سعی کنید زیاد همچین رفتارهایی رو با پسرتون نداشته باشید ،شاید یه روز بخاطر همین چیزا مثل من شد که از خدا می‌خوام هیچ وقت همچین روزی رو نیاره💔

غصه نخور اسی منم پسرم کلاس اول و واقعا وقتی درسش میدم میخوام هم خودمو بزنم هم اونو کلا کلاس اول خیلی سخته اونم غیر حضوری و اکثر مادرای کلاس اولی همین مشکلو دارن پس صبور باش چون بالاخره یاد میگیره

پسرم 29 روزشه دیشب بخاطر اینکه باباش بیاد یگیرتش گذاشتم گریه کنه. باباش زود اومد بغلش کرد ولی من خیل ...

خوبه که زود فهمیدی و به خودت اومدی 

نذار بچت به سن بچه ی من برسه و مثل من بترسی از اینکه یادش بمونه کاراتو 

اینا همون بچه هایی هستن که ۹ماه انتظار کشیدیم بدنیا بیان کلی ذوق داشتیم بغلشون کنیم صورتشونو نگاه کنیم 

موقع گریه بغلش کن راه برو به این فکر کن که وقتی بدنیا نیومده بود چه ذوقی داشتی برا دیدنش 

صبح حرفای کاربر تربچه خندان رو میخوندم که دخترش که ۱۳سالش بود دوماه فوت کرده رفته تو سردخونه دیدتش،انقد گریه کردم که خدا می‌دونه،میترسم از روزی که خدایی نکرده زبونم لال زبونم لال بچم حتی فقط یروز بیمارستان بستری بشه و اونوقت من باشم و عذاب وجدانی که تا آخر عمر باهامه  


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2184
2195
1872
2178
2052
2117
2037
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز