2137
2106
عنوان

ازین دابسمشای قرتی پرتی

126 بازدید | 14 پست

بچه ها چجوری یاد بگیرم رو آهنگ دابسمش برم؟ازینایی که با عشوه میرن😅😅

خیلی دلم میخاد یاد بگیرم ولی شبیه خر شرک میشم:)

 عروس کوچولوی سایت🤘👰  کاربر قدیمیم😘                                                            همونی که هرچی میخوره چاق نموشه🥺                                  گیمرِبیکارِبدبخت🎮🧸                                                          عاشق عروسکای رنگارنگ و گلای خوشبو😍💐

اونا کلی عمل و تزریق ژل و میکاپ دارن +کلی افکت و ادیت 

داشتم برگه های دانشجو هامو تصحیح می کردم، یکی از برگه های خالی توجهمو به خودش جلب کرد، به هیچ کدوم از سوالا جواب نداده بود، فقط زیر سوال اخر نوشته بود: " نه بابام مریض بود نه مامانم، همه صحیح و سالمن خداروشکر، تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی ام نیوفتاده، دیشب تولد عشقم بود، گفتم سنگ تموم بذارم براش، بعد از ظهر یه دور همی گرفتیم، با بچه ها بزن و برقص، شام هم بردمش نائب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعدش گفت: بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشته بود ولی می ارزید. مخصوصاً باقالی و لبوی داغ چرخی های دور میدون. بعد بهونه کرد بریم امام زاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم دیگه. تا بردمش خونه و خودم برگشتم اون سر تهران ساعت یک شده بود و راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم، یعنی لای جزوتم باز کردما ولی همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبورو مالیده بود رو پک و پوزش، خندم می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی ام خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمرم ندادی ندادی فدای سرت یه ترم دیگم آوارت می شم نهایتاً. فقط خواستم بدونی بی اهمیتی و این چیزا نبود ناراحت نشی یه وقت.. چند سال بعد توی یک دانشگاه دیگه، از پشت زد رو شونم گفت: استاد اون بیستی که دادی خیلی بهم چسبید. گفتم: اگه لای برگت یه تیکه لبو می پیچیدی صد می دادم. خندیدو دست انداخت دور گردنم. گفت : بچمون هفت ماهشه استاد باورت می شه؟عکسشو ازتوی گوشی نشونم داد، خندیدم. گفت: این موهاتو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که. نشستم روی نیمکت فلزی سرد حیاط. دلم می خواست بگم که یک شبی هم تولد عشق من بود، که خودش نبود، دور همی نبود، نائب نبود، امام زاده صالح نبود، دربند نبود، فقط سرد بود.❄️اگه امضام خوندی دعا کن منو عشقم بهم برسیم ممنون😍❤️

 

عزیزم من هم درست تجربه مشابه تورو داشتم تا اینکه با دکترساینا آشنا شدم. هم مشکلم برطرف شد هم جواب سوالهام رو گرفتم.

 پیشنهاد میکنم تو هم اینجا کلیک کنی و سوالت رو باهاشون درمیون بزاری.

2149
اونا کلی عمل و تزریق ژل و میکاپ دارن +کلی افکت و ادیت 

عه سلام چن وقتی بود ندیده بودمت تو سایت

نه من مشکلم قیافم نیس همه چی خوبه حرکتام مثل اونا نیس انگار حالتایی که به چشم و لباشون میدن

 عروس کوچولوی سایت🤘👰  کاربر قدیمیم😘                                                            همونی که هرچی میخوره چاق نموشه🥺                                  گیمرِبیکارِبدبخت🎮🧸                                                          عاشق عروسکای رنگارنگ و گلای خوشبو😍💐

من بلدم ولی انجام نمیدم🤣

من یک دخترم از بچگی جامعه یادم داد دختر باشم وقوی....من مثل اسمم قوی هستم و باتدبیر... جامعه یادم داد قوی باشم و مهربان!!!! جامعه بهترین تربیت کننده من بود هنوزهم هست.... جامعه منو به فساد نکشوند اما نشونم داد ک کثیف نیست بلکه ادماش کثیف ان...من دختر ایران زمینم سوگند یادکردم تا جان در بدن دارم به  مردمم خدمت کنم....کاربری قبلیم تعلیق شد به جرم بی مذهبی،بذاریدکمی درموردخودم بگم،من مسلمان بی مذهبم.اگه مشکل داری ریپلای نکن،تمام اطرافمونگاه کردم و دیدم مردم بخاطرمذهب افتادن به جون هم،باتمام احترام من هیچ مذهبی ندارم واقعا براتون غیر قابل درکه!

کاری نداره اما خز شده 😕

همونیم که دوسم داشتید 😎✌️                           عاقا بی زحمت با من مخالفین ریپ نزین                         چون من اختیار دهنمو ندارم مرسی عه😎✌️ 
2050

بااسنپ چت..ساده ترین راه


اگرداری امضامومیخونی لطفا تا آخربخون..وقتی توی تاپیکی پست میزنم برای استارتر هستش واگربانظرم مخالفی لطفاریپلای نکن..🌷                      و در آخر امسال سال اخره که فرصت دارم فرهنگیان قبول شم اگردوست داشتی دعا کن برای این نیتم..چون بشدت بهش نیازدارم..ممنون💝💝
چیه میخوای از اینستا پول مفت در بیاری 😆😆😆بلد شدی به ما هم بگو خواهر 

اینستا برا چیمه برا شوهرم میخام دلبری راه دور🤣

 عروس کوچولوی سایت🤘👰  کاربر قدیمیم😘                                                            همونی که هرچی میخوره چاق نموشه🥺                                  گیمرِبیکارِبدبخت🎮🧸                                                          عاشق عروسکای رنگارنگ و گلای خوشبو😍💐
عه سلام چن وقتی بود ندیده بودمت تو سایت نه من مشکلم قیافم نیس همه چی خوبه حرکتام مثل اونا نیس انگار ...

سلام عزیزم هستم ی ذره درگیرم کمتر میام😅❤️

اگه اینطوره پس رو زبان بدنت کار کن احتمالا مشکل از اونه 

داشتم برگه های دانشجو هامو تصحیح می کردم، یکی از برگه های خالی توجهمو به خودش جلب کرد، به هیچ کدوم از سوالا جواب نداده بود، فقط زیر سوال اخر نوشته بود: " نه بابام مریض بود نه مامانم، همه صحیح و سالمن خداروشکر، تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی ام نیوفتاده، دیشب تولد عشقم بود، گفتم سنگ تموم بذارم براش، بعد از ظهر یه دور همی گرفتیم، با بچه ها بزن و برقص، شام هم بردمش نائب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعدش گفت: بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشته بود ولی می ارزید. مخصوصاً باقالی و لبوی داغ چرخی های دور میدون. بعد بهونه کرد بریم امام زاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم دیگه. تا بردمش خونه و خودم برگشتم اون سر تهران ساعت یک شده بود و راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم، یعنی لای جزوتم باز کردما ولی همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبورو مالیده بود رو پک و پوزش، خندم می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی ام خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمرم ندادی ندادی فدای سرت یه ترم دیگم آوارت می شم نهایتاً. فقط خواستم بدونی بی اهمیتی و این چیزا نبود ناراحت نشی یه وقت.. چند سال بعد توی یک دانشگاه دیگه، از پشت زد رو شونم گفت: استاد اون بیستی که دادی خیلی بهم چسبید. گفتم: اگه لای برگت یه تیکه لبو می پیچیدی صد می دادم. خندیدو دست انداخت دور گردنم. گفت : بچمون هفت ماهشه استاد باورت می شه؟عکسشو ازتوی گوشی نشونم داد، خندیدم. گفت: این موهاتو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که. نشستم روی نیمکت فلزی سرد حیاط. دلم می خواست بگم که یک شبی هم تولد عشق من بود، که خودش نبود، دور همی نبود، نائب نبود، امام زاده صالح نبود، دربند نبود، فقط سرد بود.❄️اگه امضام خوندی دعا کن منو عشقم بهم برسیم ممنون😍❤️
سلام عزیزم هستم ی ذره درگیرم کمتر میام😅❤️ اگه اینطوره پس رو زبان بدنت کار کن احتمالا مشکل از اونه& ...

باش عزیزم خوشحال شدم دیدمت مرسی❤

 عروس کوچولوی سایت🤘👰  کاربر قدیمیم😘                                                            همونی که هرچی میخوره چاق نموشه🥺                                  گیمرِبیکارِبدبخت🎮🧸                                                          عاشق عروسکای رنگارنگ و گلای خوشبو😍💐
باش عزیزم خوشحال شدم دیدمت مرسی❤

دل ب دل راه داره مهربون❤️😍

داشتم برگه های دانشجو هامو تصحیح می کردم، یکی از برگه های خالی توجهمو به خودش جلب کرد، به هیچ کدوم از سوالا جواب نداده بود، فقط زیر سوال اخر نوشته بود: " نه بابام مریض بود نه مامانم، همه صحیح و سالمن خداروشکر، تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی ام نیوفتاده، دیشب تولد عشقم بود، گفتم سنگ تموم بذارم براش، بعد از ظهر یه دور همی گرفتیم، با بچه ها بزن و برقص، شام هم بردمش نائب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعدش گفت: بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشته بود ولی می ارزید. مخصوصاً باقالی و لبوی داغ چرخی های دور میدون. بعد بهونه کرد بریم امام زاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم دیگه. تا بردمش خونه و خودم برگشتم اون سر تهران ساعت یک شده بود و راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم، یعنی لای جزوتم باز کردما ولی همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبورو مالیده بود رو پک و پوزش، خندم می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی ام خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمرم ندادی ندادی فدای سرت یه ترم دیگم آوارت می شم نهایتاً. فقط خواستم بدونی بی اهمیتی و این چیزا نبود ناراحت نشی یه وقت.. چند سال بعد توی یک دانشگاه دیگه، از پشت زد رو شونم گفت: استاد اون بیستی که دادی خیلی بهم چسبید. گفتم: اگه لای برگت یه تیکه لبو می پیچیدی صد می دادم. خندیدو دست انداخت دور گردنم. گفت : بچمون هفت ماهشه استاد باورت می شه؟عکسشو ازتوی گوشی نشونم داد، خندیدم. گفت: این موهاتو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که. نشستم روی نیمکت فلزی سرد حیاط. دلم می خواست بگم که یک شبی هم تولد عشق من بود، که خودش نبود، دور همی نبود، نائب نبود، امام زاده صالح نبود، دربند نبود، فقط سرد بود.❄️اگه امضام خوندی دعا کن منو عشقم بهم برسیم ممنون😍❤️
2087
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2154
2142
2152
1872
2117
2052
2139
2037
2144
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108