2157
2106
عنوان

خانمااا شام چی دارین؟ 😍

207 بازدید | 23 پست

سلااام

یه شام راحت و خوشمزه هم بگید من درست کنم 😍

فقط 18 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدا رو هزاران بار شکر 💕

هیچی

همسرجانم جان جانانم جانانه جان میدهم به جانت💏دوستت دارم تاابدویک روز💏خدایاازعمرم کم کن به عمرش اضافه کن💏سایه ات ازسرماکم نشودحضرت یار💏بهترین هدیه ی خدابودی برام همسرم💏تاآخرین لحظه زندگیم عاشقانه کنارت میمانم همسرم💏

عدس پلو درست کن

داشتم برگه های دانشجو هامو تصحیح می کردم، یکی از برگه های خالی توجهمو به خودش جلب کرد، به هیچ کدوم از سوالا جواب نداده بود، فقط زیر سوال اخر نوشته بود: " نه بابام مریض بود نه مامانم، همه صحیح و سالمن خداروشکر، تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی ام نیوفتاده، دیشب تولد عشقم بود، گفتم سنگ تموم بذارم براش، بعد از ظهر یه دور همی گرفتیم، با بچه ها بزن و برقص، شام هم بردمش نائب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعدش گفت: بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشته بود ولی می ارزید. مخصوصاً باقالی و لبوی داغ چرخی های دور میدون. بعد بهونه کرد بریم امام زاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم دیگه. تا بردمش خونه و خودم برگشتم اون سر تهران ساعت یک شده بود و راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم، یعنی لای جزوتم باز کردما ولی همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبورو مالیده بود رو پک و پوزش، خندم می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی ام خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمرم ندادی ندادی فدای سرت یه ترم دیگم آوارت می شم نهایتاً. فقط خواستم بدونی بی اهمیتی و این چیزا نبود ناراحت نشی یه وقت.. چند سال بعد توی یک دانشگاه دیگه، از پشت زد رو شونم گفت: استاد اون بیستی که دادی خیلی بهم چسبید. گفتم: اگه لای برگت یه تیکه لبو می پیچیدی صد می دادم. خندیدو دست انداخت دور گردنم. گفت : بچمون هفت ماهشه استاد باورت می شه؟عکسشو ازتوی گوشی نشونم داد، خندیدم. گفت: این موهاتو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که. نشستم روی نیمکت فلزی سرد حیاط. دلم می خواست بگم که یک شبی هم تولد عشق من بود، که خودش نبود، دور همی نبود، نائب نبود، امام زاده صالح نبود، دربند نبود، فقط سرد بود.❄️اگه امضام خوندی دعا کن منو عشقم بهم برسیم ممنون😍❤️

آیا می‌دانید در هفته ۳۶ بارداری باید برای ذخیره خون بندناف نوزادتان ثبت‌نام کنید؟!

2149

خونه مامانم میرم کوکوسبزی داریم

فقط 6 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
1400/01/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ،1400/04/9 هلنای مامان تو راهه ، یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته  

املت میدمشون مریضم حال ندارم چیزی بپزم 

آرام باش هیچ چیزی ارزش این همه دلهره را ندارد:)👣               وقتی گریه کنی هیچکس بهت اهمیت نمیده تا شروع میکنی به خندیدنحسودیا شروع میشه پس بخند بخند بخند(:🙃
2050
2143
2051
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2154
2142
1872
2117
2037
2144
2139
2052
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   ziyba  |  7 ساعت پیش