2157
2106
عنوان

دیشب خواهر عشقم پیام داد😂

746 بازدید | 40 پست

وضعیت گذاشتم برای تولد داداشم عشقمو که باهاش کاتم کاری کردم نتونه وضعیت واتساپمو ببینه فکر کنه شمارش پاک کردم وضعیتاشم چک نمیکنم خیال کنه بیخیالشم 

حالا خواهر کوچولوش پیام داده شنیدم نقاش شدی میشه نقاشیاتو ببینم؟

نقاشیامو براش فرستادم میگه میشه منم بکشی گفتم در اون حد بلد نیستم عزیزم کامل یاد نگرفتم برگشته میگه من که کلاس نرفتم دوستمو کشیدم🤣

دلم قنج رفت برای نقاشیش😂

ژووون

همسرجانم جان جانانم جانانه جان میدهم به جانت💏دوستت دارم تاابدویک روز💏خدایاازعمرم کم کن به عمرش اضافه کن💏سایه ات ازسرماکم نشودحضرت یار💏بهترین هدیه ی خدابودی برام همسرم💏تاآخرین لحظه زندگیم عاشقانه کنارت میمانم همسرم💏

سه ساله از دوقوز آباد

بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا به جای«و افعل بی کذا و کذا» حاجات خود را ذکر کنی/برخاتم انبیا محمد صلوات💖💖💖💖💖 يا مَنْ اِذا تَضايَقَتِ اْلاُمُورُ فَتَحَ لَنا باباً لَمْ تَذْهَبْ اِلَيْهِ اْلاَوْهامُ، فَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَافْتَحْ لِاُمُوريَ الْمُتَضايَقَةِ باباً لَمْ يُذْهَبْ اِلَيْهِ وَهْمٌ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

واااای خدای من دقیقا منم اینطوری شده بودم. دکترساینا رو پیدا کردم و از دکترای اونجا مشورت گرفتم و مشکلم حل شد. [اینجا کلیک کن]

2149

😂😂😂😂

بدون هیچ ماشین و آدمی......یه جاده که درخت های کنارش قد علم کرده باشن....آنقدر که شاخه ها در هم تنیده و سایه انداخته باشن رو جاده.....شروع کنم به دویدن و جیغ زدن.....دویدن و جیغ زدن و خندیدن.....بعد از نفس افتادنم...وسط جاده دراز بکشم و دستامو باز کنم و با لبخند به پیچیدگی و رنگ شاخ وبرگ ها نگاه کنم.
2050

چ نقاشی زیبایی داوینچی باید جلوت لنگ بندازه😂😉

داشتم برگه های دانشجو هامو تصحیح می کردم، یکی از برگه های خالی توجهمو به خودش جلب کرد، به هیچ کدوم از سوالا جواب نداده بود، فقط زیر سوال اخر نوشته بود: " نه بابام مریض بود نه مامانم، همه صحیح و سالمن خداروشکر، تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی ام نیوفتاده، دیشب تولد عشقم بود، گفتم سنگ تموم بذارم براش، بعد از ظهر یه دور همی گرفتیم، با بچه ها بزن و برقص، شام هم بردمش نائب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعدش گفت: بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشته بود ولی می ارزید. مخصوصاً باقالی و لبوی داغ چرخی های دور میدون. بعد بهونه کرد بریم امام زاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم دیگه. تا بردمش خونه و خودم برگشتم اون سر تهران ساعت یک شده بود و راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم، یعنی لای جزوتم باز کردما ولی همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبورو مالیده بود رو پک و پوزش، خندم می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی ام خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمرم ندادی ندادی فدای سرت یه ترم دیگم آوارت می شم نهایتاً. فقط خواستم بدونی بی اهمیتی و این چیزا نبود ناراحت نشی یه وقت.. چند سال بعد توی یک دانشگاه دیگه، از پشت زد رو شونم گفت: استاد اون بیستی که دادی خیلی بهم چسبید. گفتم: اگه لای برگت یه تیکه لبو می پیچیدی صد می دادم. خندیدو دست انداخت دور گردنم. گفت : بچمون هفت ماهشه استاد باورت می شه؟عکسشو ازتوی گوشی نشونم داد، خندیدم. گفت: این موهاتو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که. نشستم روی نیمکت فلزی سرد حیاط. دلم می خواست بگم که یک شبی هم تولد عشق من بود، که خودش نبود، دور همی نبود، نائب نبود، امام زاده صالح نبود، دربند نبود، فقط سرد بود.❄️اگه امضام خوندی دعا کن منو عشقم بهم برسیم ممنون😍❤️
2087
🤣🤣🤣🤣🤣 چ دقتی

😂😂کوثر چطوری

بدون هیچ ماشین و آدمی......یه جاده که درخت های کنارش قد علم کرده باشن....آنقدر که شاخه ها در هم تنیده و سایه انداخته باشن رو جاده.....شروع کنم به دویدن و جیغ زدن.....دویدن و جیغ زدن و خندیدن.....بعد از نفس افتادنم...وسط جاده دراز بکشم و دستامو باز کنم و با لبخند به پیچیدگی و رنگ شاخ وبرگ ها نگاه کنم.
2051
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2154
2142

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

خدایا😌

دختر_تخس | 3 ثانیه پیش

بی تو... 💔

سیاهیشب | 23 ثانیه پیش

عاشقانه

king___love | 26 ثانیه پیش
2152
1872
2117
2139
2052
2037
2144
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108