2137
2106
عنوان

فیلم زخم کاری

161 بازدید | 22 پست

سلام

فیلم زخم کاری همه ‌ی قسمتاشو دانلود کردم ولی نمیدونم اززش داره ببینمش یا نه؟

چرت و پرت نباشه یوقت

فیلم سینمایی ترکی و کره ای هم اگر دید که خیلییی قشنگ بوده لطفا معرفی کنید 

تاپیک امضام🍃🌺🍃"ناامید نباش"دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود؛ «خدا رو چه دیدی شاید شد»یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد..فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می‌کردیم و حالمون خراب بود...گریه‌مون وقتی شروع شد که گفت:به درک که نمی‌تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی‌تونم بازیگر بشم...آخه عشق سینما بود...!سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه‌ی ما آورده بود. معلم ریاضی‌مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...« خدا رو چه دیدی شاید شد »وقتی این رو گفت:همه‌ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره!!امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه‌م گرفت..فکر می‌کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!  «خدا رو چه دیدی شاید شد» 🍃🌺🍃

دانلود کردی بعد تازه میپرسی ارزش داره😅😂

قشنگه نگا کن

داشتم برگه های دانشجو هامو تصحیح می کردم، یکی از برگه های خالی توجهمو به خودش جلب کرد، به هیچ کدوم از سوالا جواب نداده بود، فقط زیر سوال اخر نوشته بود: " نه بابام مریض بود نه مامانم، همه صحیح و سالمن خداروشکر، تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی ام نیوفتاده، دیشب تولد عشقم بود، گفتم سنگ تموم بذارم براش، بعد از ظهر یه دور همی گرفتیم، با بچه ها بزن و برقص، شام هم بردمش نائب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعدش گفت: بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشته بود ولی می ارزید. مخصوصاً باقالی و لبوی داغ چرخی های دور میدون. بعد بهونه کرد بریم امام زاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم دیگه. تا بردمش خونه و خودم برگشتم اون سر تهران ساعت یک شده بود و راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم، یعنی لای جزوتم باز کردما ولی همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبورو مالیده بود رو پک و پوزش، خندم می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی ام خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمرم ندادی ندادی فدای سرت یه ترم دیگم آوارت می شم نهایتاً. فقط خواستم بدونی بی اهمیتی و این چیزا نبود ناراحت نشی یه وقت.. چند سال بعد توی یک دانشگاه دیگه، از پشت زد رو شونم گفت: استاد اون بیستی که دادی خیلی بهم چسبید. گفتم: اگه لای برگت یه تیکه لبو می پیچیدی صد می دادم. خندیدو دست انداخت دور گردنم. گفت : بچمون هفت ماهشه استاد باورت می شه؟عکسشو ازتوی گوشی نشونم داد، خندیدم. گفت: این موهاتو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که. نشستم روی نیمکت فلزی سرد حیاط. دلم می خواست بگم که یک شبی هم تولد عشق من بود، که خودش نبود، دور همی نبود، نائب نبود، امام زاده صالح نبود، دربند نبود، فقط سرد بود.❄️اگه امضام خوندی دعا کن منو عشقم بهم برسیم ممنون😍❤️

واااای خدای من دقیقا منم اینطوری شده بودم. دکترساینا رو پیدا کردم و از دکترای اونجا مشورت گرفتم و مشکلم حل شد. [اینجا کلیک کن]

2149
عه محبوبی😍 خوبی کجایی نیستی

سلام عزیزدلم😍

والا خیلی حوصله نداشتم برای همین نیومدم

خوبی شما😍♥️

تاپیک امضام🍃🌺🍃"ناامید نباش"دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود؛ «خدا رو چه دیدی شاید شد»یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد..فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می‌کردیم و حالمون خراب بود...گریه‌مون وقتی شروع شد که گفت:به درک که نمی‌تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی‌تونم بازیگر بشم...آخه عشق سینما بود...!سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه‌ی ما آورده بود. معلم ریاضی‌مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...« خدا رو چه دیدی شاید شد »وقتی این رو گفت:همه‌ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره!!امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه‌م گرفت..فکر می‌کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!  «خدا رو چه دیدی شاید شد» 🍃🌺🍃
2050
سلام عزیزدلم😍 والا خیلی حوصله نداشتم برای همین نیومدم خوبی شما😍♥️

سلام از منه ببخش

قربونت 

دلم تنگت شده بود 

خوشحال شدم دیدمت محبوبی جونم😍😚🤗

قرار بود که راهت را ادامه دهیم ای شهید!ماراببخش که املایمان قدری ضعیف است...مااکنون راحت ادامه میدهیم....آبجی سادات دوستای گلمم😍🤗♥️💜Army💜
دانلود کردی بعد تازه میپرسی ارزش داره😅😂 قشنگه نگا کن

آخه نتم رایگان بود دانلود کردم گفتم که بعد بشینم به حوصله ببینم یهو گفتم نکنه بد باشه ،اگر بده اصلا نبینم😬😅

تاپیک امضام🍃🌺🍃"ناامید نباش"دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود؛ «خدا رو چه دیدی شاید شد»یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد..فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می‌کردیم و حالمون خراب بود...گریه‌مون وقتی شروع شد که گفت:به درک که نمی‌تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی‌تونم بازیگر بشم...آخه عشق سینما بود...!سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه‌ی ما آورده بود. معلم ریاضی‌مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...« خدا رو چه دیدی شاید شد »وقتی این رو گفت:همه‌ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره!!امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه‌م گرفت..فکر می‌کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!  «خدا رو چه دیدی شاید شد» 🍃🌺🍃
آخه نتم رایگان بود دانلود کردم گفتم که بعد بشینم به حوصله ببینم یهو گفتم نکنه بد باشه ،اگر بده اصلا ...

ن عزیزم قشنگه. راحت باش😅❤️

داشتم برگه های دانشجو هامو تصحیح می کردم، یکی از برگه های خالی توجهمو به خودش جلب کرد، به هیچ کدوم از سوالا جواب نداده بود، فقط زیر سوال اخر نوشته بود: " نه بابام مریض بود نه مامانم، همه صحیح و سالمن خداروشکر، تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی ام نیوفتاده، دیشب تولد عشقم بود، گفتم سنگ تموم بذارم براش، بعد از ظهر یه دور همی گرفتیم، با بچه ها بزن و برقص، شام هم بردمش نائب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعدش گفت: بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشته بود ولی می ارزید. مخصوصاً باقالی و لبوی داغ چرخی های دور میدون. بعد بهونه کرد بریم امام زاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم دیگه. تا بردمش خونه و خودم برگشتم اون سر تهران ساعت یک شده بود و راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم، یعنی لای جزوتم باز کردما ولی همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبورو مالیده بود رو پک و پوزش، خندم می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی ام خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمرم ندادی ندادی فدای سرت یه ترم دیگم آوارت می شم نهایتاً. فقط خواستم بدونی بی اهمیتی و این چیزا نبود ناراحت نشی یه وقت.. چند سال بعد توی یک دانشگاه دیگه، از پشت زد رو شونم گفت: استاد اون بیستی که دادی خیلی بهم چسبید. گفتم: اگه لای برگت یه تیکه لبو می پیچیدی صد می دادم. خندیدو دست انداخت دور گردنم. گفت : بچمون هفت ماهشه استاد باورت می شه؟عکسشو ازتوی گوشی نشونم داد، خندیدم. گفت: این موهاتو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که. نشستم روی نیمکت فلزی سرد حیاط. دلم می خواست بگم که یک شبی هم تولد عشق من بود، که خودش نبود، دور همی نبود، نائب نبود، امام زاده صالح نبود، دربند نبود، فقط سرد بود.❄️اگه امضام خوندی دعا کن منو عشقم بهم برسیم ممنون😍❤️
ازکجا دان کردی

تلگرام

یه کانال دارم همه فیلمارو توش رایگان میزاره اما چندوقته آیدی و.. رو پاک کرده و نمیشه فیلمو برای کسی فرستاد

تاپیک امضام🍃🌺🍃"ناامید نباش"دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود؛ «خدا رو چه دیدی شاید شد»یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد..فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می‌کردیم و حالمون خراب بود...گریه‌مون وقتی شروع شد که گفت:به درک که نمی‌تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی‌تونم بازیگر بشم...آخه عشق سینما بود...!سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه‌ی ما آورده بود. معلم ریاضی‌مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...« خدا رو چه دیدی شاید شد »وقتی این رو گفت:همه‌ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره!!امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه‌م گرفت..فکر می‌کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!  «خدا رو چه دیدی شاید شد» 🍃🌺🍃
زخم کاری دانلود رایگان کردی ؟ از کجا؟

تلگرام بالا گفتم

تاپیک امضام🍃🌺🍃"ناامید نباش"دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود؛ «خدا رو چه دیدی شاید شد»یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد..فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می‌کردیم و حالمون خراب بود...گریه‌مون وقتی شروع شد که گفت:به درک که نمی‌تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی‌تونم بازیگر بشم...آخه عشق سینما بود...!سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه‌ی ما آورده بود. معلم ریاضی‌مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...« خدا رو چه دیدی شاید شد »وقتی این رو گفت:همه‌ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره!!امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه‌م گرفت..فکر می‌کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!  «خدا رو چه دیدی شاید شد» 🍃🌺🍃
2143
سلام از منه ببخش قربونت  دلم تنگت شده بود  خوشحال شدم دیدمت محبوبی جونم😍😚🤗

منم خیلیی خیلیی دل برای بچه های سایت تنگ شده بود

منم خوشحالم که باز میبینمتون عشقولی😍

تاپیک امضام🍃🌺🍃"ناامید نباش"دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود؛ «خدا رو چه دیدی شاید شد»یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد..فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می‌کردیم و حالمون خراب بود...گریه‌مون وقتی شروع شد که گفت:به درک که نمی‌تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی‌تونم بازیگر بشم...آخه عشق سینما بود...!سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه‌ی ما آورده بود. معلم ریاضی‌مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...« خدا رو چه دیدی شاید شد »وقتی این رو گفت:همه‌ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره!!امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه‌م گرفت..فکر می‌کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!  «خدا رو چه دیدی شاید شد» 🍃🌺🍃
منم خیلیی خیلیی دل برای بچه های سایت تنگ شده بود منم خوشحالم که باز میبینمتون عشقولی😍

جون😚

دورت بگردم

مواظب مهربونیات باش بیشترم بیا♥️♥️♥️

قرار بود که راهت را ادامه دهیم ای شهید!ماراببخش که املایمان قدری ضعیف است...مااکنون راحت ادامه میدهیم....آبجی سادات دوستای گلمم😍🤗♥️💜Army💜
ن عزیزم قشنگه. راحت باش😅❤️

خداروشکر 😅

فیلم سینمایی توی بساط نداری معرفی کنی؟😅

تاپیک امضام🍃🌺🍃"ناامید نباش"دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود؛ «خدا رو چه دیدی شاید شد»یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد..فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می‌کردیم و حالمون خراب بود...گریه‌مون وقتی شروع شد که گفت:به درک که نمی‌تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی‌تونم بازیگر بشم...آخه عشق سینما بود...!سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه‌ی ما آورده بود. معلم ریاضی‌مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...« خدا رو چه دیدی شاید شد »وقتی این رو گفت:همه‌ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره!!امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه‌م گرفت..فکر می‌کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!  «خدا رو چه دیدی شاید شد» 🍃🌺🍃
جون😚 دورت بگردم مواظب مهربونیات باش بیشترم بیا♥️♥️♥️

عزیزی 🥰😍

انشالله♥️

تاپیک امضام🍃🌺🍃"ناامید نباش"دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود؛ «خدا رو چه دیدی شاید شد»یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد..فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می‌کردیم و حالمون خراب بود...گریه‌مون وقتی شروع شد که گفت:به درک که نمی‌تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی‌تونم بازیگر بشم...آخه عشق سینما بود...!سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی ۹ تایتانیک رو اون برای همه‌ی ما آورده بود. معلم ریاضی‌مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...« خدا رو چه دیدی شاید شد »وقتی این رو گفت:همه‌ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره!!امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه‌م گرفت..فکر می‌کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!  «خدا رو چه دیدی شاید شد» 🍃🌺🍃
خداروشکر 😅 فیلم سینمایی توی بساط نداری معرفی کنی؟😅

سینمایی چشم و گوش بسته ‌(طنز با بچه نبین ولی 😂

خجالت نکش (عالیه 

ژن خوک 

کلوپ همسران ‌(خیلی خوووبه

کاتیوشا 

طلا

شبی ک ماه کامل شد

داشتم برگه های دانشجو هامو تصحیح می کردم، یکی از برگه های خالی توجهمو به خودش جلب کرد، به هیچ کدوم از سوالا جواب نداده بود، فقط زیر سوال اخر نوشته بود: " نه بابام مریض بود نه مامانم، همه صحیح و سالمن خداروشکر، تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی ام نیوفتاده، دیشب تولد عشقم بود، گفتم سنگ تموم بذارم براش، بعد از ظهر یه دور همی گرفتیم، با بچه ها بزن و برقص، شام هم بردمش نائب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعدش گفت: بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشته بود ولی می ارزید. مخصوصاً باقالی و لبوی داغ چرخی های دور میدون. بعد بهونه کرد بریم امام زاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم دیگه. تا بردمش خونه و خودم برگشتم اون سر تهران ساعت یک شده بود و راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم، یعنی لای جزوتم باز کردما ولی همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبورو مالیده بود رو پک و پوزش، خندم می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی ام خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمرم ندادی ندادی فدای سرت یه ترم دیگم آوارت می شم نهایتاً. فقط خواستم بدونی بی اهمیتی و این چیزا نبود ناراحت نشی یه وقت.. چند سال بعد توی یک دانشگاه دیگه، از پشت زد رو شونم گفت: استاد اون بیستی که دادی خیلی بهم چسبید. گفتم: اگه لای برگت یه تیکه لبو می پیچیدی صد می دادم. خندیدو دست انداخت دور گردنم. گفت : بچمون هفت ماهشه استاد باورت می شه؟عکسشو ازتوی گوشی نشونم داد، خندیدم. گفت: این موهاتو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که. نشستم روی نیمکت فلزی سرد حیاط. دلم می خواست بگم که یک شبی هم تولد عشق من بود، که خودش نبود، دور همی نبود، نائب نبود، امام زاده صالح نبود، دربند نبود، فقط سرد بود.❄️اگه امضام خوندی دعا کن منو عشقم بهم برسیم ممنون😍❤️
1718
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2154
2115
2152
1872
2117
2052
2037
2144
2139
2108