2091
2093


نگران نباش دقیقا منم همینطوری شده بودم. دکترساینا رو پیدا کردم و از دکترای اونجا مشورت گرفتم و مشکلم حل شد. [اینجا کلیک کن]

2087

با دست خورشت میریخت😐و همین طور برنج 

یعنی داشت عذا می‌خورد میدید سیب‌زمینی سرخ کرده بشقابش کمه با دست از تو دیس برمی‌داشت 😂😂

همینطور برنج و سایر مخلفات رو 

 جان من است او...#الف♡                                          تو آخرین شب یلدای قرن بهت گفتم چقدر دوست دارم ♡                  
2050

زنداییم😐 میره در یخچالو باز میکنه هرچی دلش خواست برمیداره میخوره غذا برمیداره گرم میکنه میخوره خیلی حرصم میگیره صب میاد تا شب هم خونمونه یروز درمیون اینجاست با دوتا بچه کوچیک

❤️🧡💛💚💙💜🖤

خالم همه جا خونمون میرفت حتا در یخچالو باز کرد دست زد تو غذاهامون خورد از بطری آبی بدون لیوان بدون اجازه آب خورد میرفت تو اتاقم  دست به وسایلمان میگرفت بدون اجازه مبایلمو بر میداش😐😐😐😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑

همسر دوم جانی دپ هستم☺قراره بریم ماه عسل بالاخره

شب خواب بودیم دیدم آقاهه باشرت داره تو سالن میگرده اقوام های شوهرم بود. دیگه راهش ندادم رفت که رفت 

تو یکبار دنیا اومدی ویکبار هم زندگی خواهی کرد پس بخاطر حرف مردم درس نخون بخاطر حرف مردم ازدواج نکن بخاطر حرف مردم سختی نکش به خاطر حرف مردم زندگی نکن فقط فقط به خاطر دل خودت زندگی کن 
دختر خالم  من نبودم رفته بود سر میز آرایشی من از لوازمم استفاده کرده بود

اقا منم خیلی بدم میاد از این کار منم تو خونمون هر وقت میرم تو اتاقم یا لوازم ارایشیم استفاده شده یا عطرم زده شده یا مثلا یه لباس جدیدی میخرم قبل از من‌پوشیده شده خب ادم ناراحت میشه حریم خصوصی گفتن اتاقی گفتن ... عجب

خداروشكر من مهمون پررو نداشتم 

تنها مهموني كه ميتونم بگم حرصم ميداد اين بود كه بچه اشو ول ميكرد همه چيز رو ميريخت و ميشكست و داغون ميكرد بعد هم ميگفت بچه است تو خونه اذيتم ميكنه اومدم مهموني نفس بكشم راحت باشم نه اينكه دنبال بچه ام باشم 

بعد هم شاكي بود از همه كه چرا خونه هر كي ميرم بچه مو دعوا ميكنند يا ميگن بچه ان شيطونه خوب چيكار كنم چون بچه ام شبطونه بشينم خونم هيچ جا نرم؟

زهره خانمي ام با عضويت ٩٤بازم تركيدم 

یا میره سر کمد لباسا هر لباسی خوشش بیاد برمیداره میبره.خداشاهده ی بار رفتم خونشون دیدم چقد لباسش اشنااس گفتم عهه توام از لباس من داری گفت مال خودته خوشم امد برداشتم بعدهم هر هر خندید😨

چندتا از دوستام اومدن خونمون سنگ تموم گذاشتم بعد که جمع کردیم دوستم گفت بذار بشوریم😑 اصلا من حرفی نزدما اونم چیزی نگفته بود🥴🥴 گفت بذار بشورم منم گفتم خودم میشورم به نظرم خیلی بیشعوری بود یا همون روز یکی دیگه شون با قاشقی که تو کاسه ترشی بود هی میذاشت دهنش هی میذاشت تو ترشی 🤮🤮🤮

🌈🦄🪐🌧️مهربون باشیم 🌧️🪐🦄🌈
1718
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2097
1872
2052
2101
2099
2100
1927
داغ ترین های تاپیک های امروز