2137
2106

یکسال ویکماه باهاش زندگی کردم،یکی دیگرومیخاست اماب اصرارمادرش بامن ازدواج کردباعث شدبهش وابسته شم وبااحساستم بازی کرد،ونگفت عاشق یکی دیگس،همش بافکروذکرعشق سابقش بامن زندگی‌میکرد،وامامن‌منیکه از۱۶سالگی بخاطرش ازدرس ومدرسه وخانوادم‌گذشتم،نه ماشین‌خاستم‌ن‌خونه ن‌ پول ون درس،درقبال ازخودگذشتگی های من حتی ب من محبت هم‌نمیکرد،مادروخاله هاشوب من ترجیح میدادکافی بودیه کلام علیه من حرف بزنن‌نه تنهاازمن دفاع نمیکنه بلکه میادباهمون دست کثیفش موهامیکشه،همیشه خفم‌میکرد،اخرشم طلاهاموبازورگویی ازم گرفت،امامن‌میگفتم‌ن‌دوستم داره حتمامشکل ازمنه ک‌کتک میخورم حتمامن بدم..ازدوست داشتن زیادی همیشه‌کوتاه میومدم،اون‌اواخردیگه واقعابهم فشاراومده ازاینک‌مادرعفریتش اینهمه پرش میکنه ک نذارزنت سوارت بشه کتکش بزن واون روزب روزوحشیترمیشد،اخرین بارک کتکم زدرفتم خونه اقام،وبعددادخواست طلاق داد..خلاصه داغون شدم ازاینک ب این راحتیاقیدموزدکلی براش گریه کردم‌پشت گوشی امااون باکمال گستاخی وبیرحمی گف ک من حق انتخاب دارم،یه‌زن دیگروبهم ترجیح داد،چن‌روزدیگه مشاوره داریم واصلادلم نمیخادروشوببینم،امایه چیزسخترازبرگشت اینه ک خونه پدرم ب شدت تعصب داره ونمیذاره ازدرخونه برم بیرون وراستش طلاق ومطلقه شدن برام سخته،بنظرشماچ کنم

آیا می‌دانید در هفته ۳۶ بارداری باید برای ذخیره خون بندناف نوزادتان ثبت‌نام کنید؟!

2149
2050
2087

از در خونه بابات اینا بیرون نری بهتره یا تو چنین رابطه مسمومی بمونی که حس حقارت و بد بودن بهت داده؟ بشین برا خودت از عمرت استفاده کن مگه چند بار زندگی میکنی که بخوای عذاب کتک و این مدل زندگی رو به جون بخری؟

1718
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2154
2142
1872
2117
2037
2144
2052
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز