2058
2075
عنوان

خاطره زایمان من

78448 بازدید | 901 پست

سلام 

بچه ها از اون جایی که نزدیک تولد سه سالگی پسرم هست خواستم خاطره زایمانش را ثبت کنم یاد سه سال پیش افتادم تو چند تا پست تند تند تایپ میکنم 

من ماه آخر خونه مامانم بودم چون خونمون طبقه چهارم بود و بدون آسانسور خب سخت بود دیکه رفتم خونه مامانم ولی خب خیلی استرس اینو داشتم زمان زایمانم برسه و مامانم متوجه بشه آخه مامان من هم دیابت داره هم بیماری قلبی و زود دچار استرس میشه من به شوهر جان سفازش کزدم ماه آخر بیشتر نزدیکم باشه که اگه دردم گرفت سریع به بهونه ای بیام از خونه بیرون اما زهی خیال باطل 

توی سونو  nt تاریخ زایمانم ۱۴ خرداد زده شده بود و من روز سیزده خرداد درد داشتم اینقدر نی نی سایت را زیر و رو کرده بودم و خاطرات مختلف خونده بودم که میدونستم زایمانم نزدیکه ولی نباید زود برم بیمارستان دلم میخواست شوهرم زود بیاد خونه ولی آقا رفته بود خرید و بعد هم رقته بود خونه مامانش بازم خدا خیر به مادر شوهرم بده بهش گفته بود پاشو برو خونه خانمت پا به ماهه شاید دردش بگیره 

به هر حال منم دردم میگرفت و باز آزوم میشدم فاصله دردام نسبتا زیاد بود تا رسید به وقتی که فاصله دردام به ۱۵ دقیقه یکبار رسید دیگه مامانم اومد تو اتاقم و از حالت چهرم و ... فهمید وقت زایمانه وای همون لحظه صورتش قرمز شد و فشارش بالا رفت که شوهرم رسید سوار ماشین شدیم مامانم اصرار منم میام منم گفتم نه نمیخواد میرم دنیال خواهرم و با اون میرم...

گر تو با بد، بد کنی پس فرق چیست

تو مسیر رفتم دنبال خواهرم که هفت سال از من بزرگتره و واقعا رفیقمه هر چند خواهر نازنینم هیچ تجربه نداشت تو این زمینه چون هیچوقت طعم مادری را نچشید اما من کنارش حس آرامش داشتم عجیب

گر تو با بد، بد کنی پس فرق چیست

توی مسیر یادم به مامانم افتاد تو فاصله ای که درد نداشتم زنگ زدم به مامانم گفتم من حالم خوبه گفتم درد زایمان نیست که من واسه اطمینان میرم بیمارستان ولی امشب زایمان نمیکنم الکی گفتم یکمی آرومش کنم 

گر تو با بد، بد کنی پس فرق چیست

چه جالب دقیقا منم همین مشکل رو داشتم از طریق دکتر ساینا آنلاین با یه دکتر مطرحش کردم و راهنماییم کردند. برای من خیلی تجربه خوبی بود.

اینم سایت‌شون 

2077

منم تو ماشین دردام که آروم میشد میخندیدم و مزه میپروندم بعد یه هویی دردم میگرفت میگفتم یا خدااااااااا یه ماجرایی بودا شوهرم بعدا گفت من فکر میکردم مث این فیلما تو باید از اول تا آخر جیغ بکشی چرا اینجوری بودی تو 

گر تو با بد، بد کنی پس فرق چیست
2050

رسیدم بیمازستان ماما چند تا سوال ازم پرسید و معاینه م کرد اون موقع ساعت ۹ شب ۱۳ خرداد بود و گفت ۵ سانت بازی و زنگ زد به دکترم و اعلام گزارش کرد

گر تو با بد، بد کنی پس فرق چیست
2082

به ماما گفتم من میخوام اپیدورال شم گفت امشب دکتر بیهوشی نیست و اصلا امکان پذیر نیست خیلی حالم گرفته شد ولی با خودم گفتم تا اینجاش تونستم بقیش هم میتونم

گر تو با بد، بد کنی پس فرق چیست
به ماما گفتم من میخوام اپیدورال شم گفت امشب دکتر بیهوشی نیست و اصلا امکان پذیر نیست خیلی حالم گرفته ...

باز خوبه شما خودت باز شدی من با سوزن فشار بودم جدم امد تو حلقم 

دعا کنین سر این ک ۲۹ روز دیگه وقتشه کیسه ابم پاره بشه و دکتر نگه سوزن بزنی😔

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40
باز خوبه شما خودت باز شدی من با سوزن فشار بودم جدم امد تو حلقم  دعا کنین سر این ک ۲۹ روز دیگه ...

چندم برات تاریخ زدن

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40
برای حل مشکل شوهرم یه صلوات مهمونمون کنید 💚خدایا سپاسگزارم بابت لطف بیکرانی ک در حق ما میکنی❤خدایا هر روز درهای سلامتی،عشق،امید،نور،برکت،ثروت و فراوانی را به روی ما بگشا❤❤الهی امین❤❤
1718
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2038
2052
2036
1872
1766
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1927
داغ ترین های تاپیک های امروز