2058
2047

خواهش میکنم متن رو بخونید که کمکم کنید 

و یه جاهاییش خودتونو بذارید جای من من آدم بیماری نبستم 

جاریم با شوهرم از قبل خیلی صمیمی بودن 6 سال از شوهرم بزرگتره 

هی با شوهرم بگو بخند میکنه لیم بازی در میاره تو جمع اونو صدا میکنه شوهرمم هی به هر جملش میخنده بلند بلند میگن و می‌خندن و هی بهم نگاه میکنن 

تو عقد یه بار حال جاریم بد شد شوهرم دستشو گذاشت رو شونه هاش ماساژش داد که یادش میفتم هنوز زجر میکشم آخه چرا اون این کارو کرد 


یه بارم جاریم بهم گفت من قبل ازدواج ابرو شوهرتو برمی‌داشتم و کلا هم هی میدیدم به شوهرم می زنگید اس میدادن خیلی صمیمی بودن 

به شوهرم قبل ازدواج که روز خواستگاری دیدم درگوشی با هم پچ پچ میکردن گفتم با این موضوع مشکل دارم گفت باشه رعایت میکنم 


اما الان تا میام حرف بزنم و بگم دست خودم نیست خب حساسم رو محرم نامحرمی ما خانواده ای بودیم که خیلی از شوخی با نامحرم خوشمون نمیاد شوهرم اصلا درک نمیکنه فاز ناموسی برمی‌داره که من حرف نزنم هی میگه زن داداشمه مگه چیه تو مریضی میگم بابا چه ربطی داره میدونم نظر ندارین بدم میاد باهاش گرم بگیری اونم نامحرمه اما اصلا حرفمون نتیجه نمیده 

یه بارم چند سال پیش با جاریم حرف زدم گفتم میدونم به جفتتون اعتماد دارم اما دست خودم نیست خب حساسم رو شوهرم جاریم از اون روز بدتر کرد. مادرشوهرم و اینام پشت اونان میگن اینا از قبل صمیمی بودن ما به یه آدم جدید میدون نمیدیم هیشکی منو درک نمیکنه 

جالبه اونوقت خودش بگه با پسر خالت گرم نگیر من کولی بازی باید در بیارم بگم منظوری مگه هست؟ خب آدم باید رعایت کنه به خاطر همسرش حتی تو دوران عقد رفتیم مشاوره همسرم به مشاور گفت مشاور حقو داد به من.

حالا بگید چطور همسرم متقاعد کنم؟ با جاریم چه برخوردی داشته باشم؟ حامله هم هستم همینطور دارم حرص میخورم. 

فقط 8 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا آرامشی عطا کن به خودم و همه. 

چه جاری بی حیایی داری

اسمش را گذاشته ام جان دل؛ یعنی هم جان است و هم دل. هنوز نتوانسته ام اسمی برای احساسم پیدا کنم پس همان جان دل صدایش میکنم!                                   جان دلم همسرم
2059
چه جاری بی حیایی داری

آره جالبه ادعا مومنیش هم میشه حالا چند ساله از لج من داره بدتر میکنه یه مدت قهر بودیم از شرش راحت بودم حالا دوباره هر سری خونه مادرشوهرم باید تحملش کنم. 

فقط 8 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا آرامشی عطا کن به خودم و همه. 
با سیاست خودت شوهرتو جذب کن و تو جمعی که جاریت هست نرو از ده بار یبار برو 

خب چمیدونم جاریم هست خونه مادرشوهرم یا نه ما قهر بودیم چند سال حالا تا زنگ میزنم و میرم اونجا مادرشوهرم به اونم زنگ میزنه میگه بیا 

فقط 8 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا آرامشی عطا کن به خودم و همه. 
2051
ببخشید ها هر دو تاشون کرم دارن

آره متاسفانه شوهرمم چراغ سبز نشون میده هی نگاهش میکنه میخنده انگار نمیتونه تو اون جمع به زن خودش نگاه کنه بخنده باهاشم نمیشه بحرفی دعوا راه میندازه میگه ناموس و فلان آدمو روانی میکنه اصلا درک نمیکنه 

یا یه بارم به شوهرم گفت موهاتو چرا اینطوری زدی دوست ندارم اینطوری 

یا میزنه رو شکمش میگه شکمو خب آدم بدش میاد 

فقط 8 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا آرامشی عطا کن به خودم و همه. 

کااانلا درکت میکنم   مشابه اینی که میگی  واسم پیش اومده   و خییییلی زجر کشیدم خییییلی    ببین  یه راه حل میگم  امتحان کن   اول اینکه سعی کن تا ۲ ماه   اصلاااا واصلاااا راجع به این موضوع دیگه هیچی نگی   میدونم سخته زجر میکشی  ولی خب  گوش کن شاید نتیجه دیدی    اصلا حرف نزن راجع بهش  اگه دیدی گرم گرفتن جلو روت   خودتو سرگرم‌گوشیت کن و یه لبخند بزن انگار که یه چیز خیییلی جالب تو گوشیت داری میبینی   کاملا خودتو بیخیال نشون بده    و کلا حساسیتاتو ۲   ۳ ماه  کاملا بذار کنار سخته و لی احتمال زیاد نتیجه میده 

اول یه جوری رفتار کن که یعنی برام مهم نیست ولی برات مهم باشه

دوم خیلی به شوهرت محبت کن 

سوم تو جمع خیلی با شوهرت صمیمی رفتار کن و از کنارش تکون نخور 

چهارم به برادر شوهرت بگو

پشت خوبان حرف زیاد است😎✌
والا من جاری ندارم. اما همین مدل هستم با برادرشوهر اگه یه زن مثل تو بگیره صد درصد یه کاری میکنم طلا ...

من نمیگم خیانت حزفتونم درست نیست خاک بر سر برادر شوهری که به خاطر زن برادر زنشو طلاق بده. من میگم به خاطر من حد و حدود رو رعایت کنه من بدم میاد با نا محرم بگو بخند کنه. 

فقط 8 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا آرامشی عطا کن به خودم و همه. 

من بودم میدونی چکار میکردم منم با برادرشوهرم صمیمی میشدم تا آتیشی بشه تو بی سیاستی. اسی تو همون بودی ک عشق پا داشت همسرت انگار هر سری یه جور اذیتت میکنه

خداکنه اونی باشیم ک دلمون میخواد نه اونی باشیم ک دلشون میخواد...
والا من جاری ندارم. اما همین مدل هستم با برادرشوهر اگه یه زن مثل تو بگیره صد درصد یه کاری میکنم طلا ...

صمیمبت زیااادی با نامحرم واجب نیست اول مهم زنشه ن تو اگه زنش راضی نباشه وتوهم بدونی باید رعایت کنی برادرشوهرنامحرمه گلم

آره متاسفانه شوهرمم چراغ سبز نشون میده هی نگاهش میکنه میخنده انگار نمیتونه تو اون جمع به زن خودش نگا ...

به نظرم شوهرت برای جلب توجه هم اینکارو میکنه یه کم  

ببین کامل میفهمم چی میگی   چه شبایی که اول ازدواج به خاطر این چیزا سختی کشیدم و گریه کردم  تازه اون خانوادشم نبود   زن دوستش بود  

اول یه جوری رفتار کن که یعنی برام مهم نیست ولی برات مهم باشه دوم خیلی به شوهرت محبت کن  سوم ت ...

به برادر شوهرم بگم آنقدر جو گیرن و همه پشت همن خون راه میفته. 

فقط 8 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا آرامشی عطا کن به خودم و همه. 
آره متاسفانه شوهرمم چراغ سبز نشون میده هی نگاهش میکنه میخنده انگار نمیتونه تو اون جمع به زن خودش نگا ...

وااای ناراحت نشیا ولی من بودم خون ب پامیکردم.ی بارشوهرم سرسفره ب جاریم غذا تعارف کرد چنان قیامتی ب پاکردم ک جرات نمیکنه درست حسابی باش سلام علیک کنه

1718
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

اینستاگرام

leylii707 | 15 ثانیه پیش
1872
1763
2052
2036
1766
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   فرگلمم  |  18 ساعت پیش
توسط   تاییدکن  |  18 ساعت پیش
1927
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   tarsa77  |  17 ساعت پیش
توسط   تاییدکن  |  18 ساعت پیش
توسط   فرگلمم  |  18 ساعت پیش