من که دوتا کمد بزرگ دارم برای شوشو که داره از لباس و کت و شلوار میترکه ..کمد دیواری اتاق خوابم هم همش پر پر تا خرخره...کمد و کشوهای پسرم همینطور...دارم دیووونه میشم..رفتم خونه دختر عموم یک کمد فینیگلی داره که لباس های خودش و شوهرش و نی نی دومش باهم یکجا هستن تازه کلی خالی بود..شاخ دراوردم اساسی ....من چه کنممممممممممممممممممممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
1395/11/29
|
01:02
من هر چند وقت یبار لباسهایی که نمی پوشم رو می دم به خانواده های بی بضاعت. ولی کلا چون عاشق خرید کردنم خیلی لباس دارم. خیلی ها رو حتی یکبار هم نپوشیدم از خریدنشون بیشتر لذت می برم.
من نه شوق رفتن به بهشت دارم و نه خوف از جهنم، برای من بهشت آنجاییست که آزادی باشد.

فروش ویژه پوشاک و کفش مردانه


تا %60 تخفیف + %15 تخفیف بیشتر با کد: mds-15

بچه ها معمولا طبقه پایین کمدها یه فضای اضافه هست میشه با یه تخته تبدیل به جاکفشی بشن. و اونهایی که خونه هاشون مال خودشونه با یکم سلیقه می تونن کمدهارو جادار تر بکنن. من اینجا مستاجرم ولی از کمدهاش خیلی خوشم اومد. پایین همه کمدها کشو داره.
من نه شوق رفتن به بهشت دارم و نه خوف از جهنم، برای من بهشت آنجاییست که آزادی باشد.
منم این جوری بودم اما سعی کردم خودمو مدیریت کنم و خلاصه الان اوضاع یک کم بهتره و مهمترین کارم اینه که یکی دو ماه یک دفعه همه کمدم میریزم بیرون و مرتب میکنم و بعضی ها را میذارم که بدم بیرون اگه یک لباسی هم دوست داشته باشم نمیدم بعد سری بعد که مثلا ممکنه یک سال هم طول بکشه اگر دیدم اصلا این لباسو نپوشیدم صد در صد میدم بیرون . لباس های مجلسیم که چون خیلی نو هستند اما به خاطر حالا مد یا اینکه ازش خسته شدم میدم به کسایی که میخواند عروس بشند و نمی تونند خودشون برای جهیزیه بخرند در کل سعی میکنم کمدم اصلا پر پر نشه . راستش بچه ها من یک دوره فنگ شویی گدروندم و بعد از اون نگرشم نسبت به انباشتگی و حرکت انرژی تغییر کرد .
منم قبلا زیاد خرید میکردم ... و همیشه کمدام در حال ترکیدن بودن ... تا اینکه تو کلاس یوگا ( د وسه سال پیش ) ، این مورد رو یکی تو کلاس مطرح کرد و مربی مون گفت که این یه جور تخلیه ی روانیه و نشون دهنده ی یه مشکل درونیه ... بعضیا به خودشون افتخار میکنن که هی پشت سر هم لباس میخرن بدون اینکه بدونن دارن یه جور واکنش نسبت به یه مشکل روحی رو انجام میدن ...

این مشکل ممکنه یه نوع کمبود باشه ... ممکنه انباشتگی درونی باشه ... ممکنه هر چیزی باشه ... برای همه هم یکسان نیست دلیلش ...

بهمون یه سری حرکات یاد داد و گفت از این به بعد به خودتون دقت کنید که از کنار مغازه رد میشید آیا مثل قبلا چشمتون برق میزنه وقتی لباس و ... این چیزارو میبینید یا نه ؟

باورش سخته ... ولی من از وقتی میرم یوگا ... علاقم به چند چیز خیلی خیلی کم شده ... نرمال شده ...

موزیک خیلی زیاد گوش میدادم ... الان سکوت رو بیشتر دوست دارم ...

خریدم کم شده و به جا خرید میکنم و مثل قبلا چشام برق نمیزنه موقع دیدن پوشاک و کیف و کفش ... آرامشم ، تسلطم و ... کلا خیلی خوب شده همه چیز ...

کمدام دیگه نمیترکهههههههههههههههه :)) ... همه چیز مرتبه ...

کلا خیلی تغییر کردم .. نه من بلکه بچه های کلاس هم ... همینطورن ...

بهتره در وحله ی اول به فکر این باشیم که این عادت الکی خرید کردن زیاد رو از خودمون دور کنیم ... با هر چیزی که بلدیم و امکانش رو داریم ... و بعد کمدامون خودش جا باز میکنه :D

دوست داشتم این تجربمو انتقال بدم

امیدوارم استفاده کنید ...

بوووووووووووس
افسوس روزی خواهد آمد که بی دینی، نمادروشن فکری است!(دکتر علی شریعتی )
طبقه های بالا تی شرت و زیر پوش و شورت و کمربند شوهرم طبقه های پایین کفشاشو گذاشتم کلا همه وسایلای مربوط به خودش اینجاست.
من نه شوق رفتن به بهشت دارم و نه خوف از جهنم، برای من بهشت آنجاییست که آزادی باشد.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید