1874
1993
عنوان

دوستم داره نیاد خونم میگه غذا درس کن

| مشاهده متن کامل بحث + 1128 بازدید | 56 پست
چه پررو بابا بگو شوهرم قراره یه هفته دیرتر بره الانم خونه نیستیم

اره ناراحت میشم‌خودم ولی پیام میدم بهش

اخع از یه طرف من تو‌ خونه کار میکنم عین اداره برا خودم سلعت نشخصی کارمو انجام‌میدم از به طرف هم‌ همسرم ازش خوشش نمیاد استرس دارم 

از این بسته ها؟؟ اخه وقت ندارم چون من تو خونه هم کار میکنم میدم بیرون اوضام بهم ریخته  اصلاا ...


حالا به دوستت و اینا کار ندارم 


ولی خب به مرغ دست نمی‌زنم مور مورم میشه چیه !!!این لوس بازیا چیه !!!

شاید همسرت مثل الان به هر دلیلی نتونس مرغ پاک کنه ،،،پس میخوای چیکار کنی شما؟؟؟!!!!


ولی خداوکیلی دوستت هم خواسته بهت زحمت نده دیگه،،،چیز سختی نخواسته  !!!!بیچاره یه تیکه مرغ کبابی خواسته با یه دونه پرتغال!!!اصلا زحمت و کاری نداره که 


سختش نکن بابا ،،،،حالا که دیگه قراره بیاد حرص خوردن فایده نداره

آیا می‌دانید در هفته ۳۶ بارداری باید برای ذخیره خون بندناف نوزادتان ثبت‌نام کنید؟!

1992
حالا به دوستت و اینا کار ندارم  ولی خب به مرغ دست نمی‌زنم مور مورم میشه چیه !!!این لوس بازی ...

نه عزیزم من هیچ‌وقت به مرغ دست نمیزنم اسمش لوسبازی نیس گلی خب دلم نمیاد دلم ریش ریش میشه دست خودم نیس 

اصلا جلوم پوست مرغو بکنن یا ....حالم بهم‌میخوره 

واقعا لوس نیستم اتفاقا کاری و قویم ولی خب هرکسی به چیزی حساسه 

حالا به دوستت و اینا کار ندارم  ولی خب به مرغ دست نمی‌زنم مور مورم میشه چیه !!!این لوس بازی ...

:///شوهرش نتونه پاک کنه مرغ نمیخورن... یه مرغ حساسیت داره دیگه واقعا که

راستش بنظرمن از اون دوستای گدا صفت و عنق هستی که هممون تو زندگیمون داریم یدونشو...تو رو یه جوری، پشت سر یه جور دیگه...کار دوستت اصلا اوکی نبوده...ولی ازکجا معلوم شاید همینکارو باش کردی که الان داره اینجوری میگه...راه حلم اینه که بش بگی رفتن شوهرت کنسل شده،نیاد....

2006

عزیزم به دوستت بگو شرایطشو ندارم برم برای خرید مرغ بیرون اگه اشکالی نداره برات ماهی کباب کنم و برایفردا شم بگو شوهرم کارش نشده داره برمیگرده

من ساده ام ،ساده ساده ساده.من آگاهانه سادگی را برگزیده ام نه از روی بیچارگی ،برعکس سادگی عین چاره من است چاره رهایی ام از بنده مشغله های ریزو درشت مادی،سادگی پناه بردن به قاصدکی در دشت که اجازه میدهد پرهایش را به دست باد بسپارم و در ذهنم سرنوشت هر کدام را داستانی کنم و همراه با پرورش آنها در دشتهای دور تر داستانم را بارور تر کنم و سادگی اینکه در باغچه نعنای مادرم رد حلزونها را بگیرمو ساعت ها به رفت و آمدشان نگاه کنم و از خانه به دوشیشان احساس قوی بودن بگیرم. من آگاهانه ساده ام.ساده ساده ساده...
رژیمه مطلقا به عیچی دست نمیزنه غذای امشبش فقط مرغ کبابی بدون کره هست  از یه طرف هم همسرم ازش خ ...

این یه بحث جداس اگه خودت  و همسرت خوشتون نمیاد برا چی ادامه میدی و اسمشو میزاری دوست صمیمی

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1999
1872
1763
2008
1990
1977
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   ۱۳۵۷۹۱۳  |  1 روز پیش
توسط   آنید_  |  5 ساعت پیش
1927
1766
داغ ترین های تاپیک های امروز