1874
1924
عنوان

من دستم يه سره تو.....

291 بازدید | 22 پست

دهنمه و دارم ناخونامو ميجوم 

فكرم مشغول ميشه يا حرص ميخورم بدتر هم ميشه 

يه نگشت سالم ندارم همشون درد ميكنن انقد ناخنمامو جويدم😑

چكار كنم به نظرتون 

مگه نمیگم لایک نکن😡😁آفرین 

در مورد کرونا سوالی داری؟

همین الان از پزشکان متخصص دکتر ساینا سوالت رو بپرس

1922

سر انگشتاتو چسب بزن 

من یک روستایی هستم 🤗اینجا بدنیا اومدم و اینجا ازدواج کردم 💑بعضیا اگه بخوان کسی رو تحقیر کنن بهش میگن دهاتی 😔من دهاتی ام 😊دهاتی فحش نیست 🌹پنجره ی خونه کوچیکم هرروز رو به آسمون و کوه و دشت و درخت باز میشه 😍مرغ و خروس و گنجشک ها پایین پنجره هر روز منتظر خرده نون های منن😁اینجا لذت هایی رو داریم که فوق العادس 😉نون و کلوچه محلی ،پیاده روی توی طبیعت ☺لباسهای رنگارنگ و سادگی و صمیمیت ❤برات یه آرزوی خوب میکنم دوستم 😍دلت شاد باشه و تنت سالم و یه روز خوب توی یه روستای قشنگ 😍کنار مردمی که مهربونن🌹
1911

یه جا خوندم یه اختلاله 

یه لاک هایی هستن که تلخه 

بزن رو دستت دیگه جرئت نمیکنی ناخن بخوری

برگه ی طلاق رو امضا کردیم و طلاق انجام شد . دیگه تحمل زندگی با یک همسر سرطانی رو نداشتم... وقتی خواستیم از دفتر خارج بشیم نسرین بی مقدمه آمد جلو و گفت من رو ببوس ! من گیج شده بودم ، نمیدونستم هدفش چی بود چون ما دیگه جدا شده بودیم و محرم نبودیم ولی رفتم جلو و علت کارش رو ازش پرسیدم . گفت تحملش رو داری؟؟؟ گفتم آره بگو...گفت شب اولی که باهم بودیم یادته چه قولی بهم دادی؟ هرچی به خودم فشار آوردم چیزی یادم نیومد !! بهم گفت زیاد فکر نکن میدونم یادت نمیاد بیشتر از اینم نمیشه ازت توقع داشت مهرداد جان . فقط اینو بدون یه زن تمام لحظات و خاطرات مهم زندگیش رو تو حافظش ثب میکنه چه خوب باشن چه بد....تو حتی یادت نمیاد چقدر من رو دوست داشتی ! درسته که من الان سرطان دارم و این حق تو هست که نخوای با من زندگی کنی و من هم اصلا از بابت این موضوع ناراحت نیستم ، تمام ناراحتی من بخاطر فراموش کردن حرفات هست....حرفاش مثل پتک تو سرم کوبیده میشد، خیلی اروم و متین حرف میزد اما هر کلمه ش مثل پتکی بود که تو سرم میکوبن . واقعا فراموش کرده بودم چه حسی بهش دارم و انقدر سنگ دل شده بودم که نمیخواستم ماه های آخر زندگیش کناش باشم . بهم گفت : تو اون شب پیشونی من رو بوسیدی و گفتی این بوس تا ابد اینجا یادگار بین من و توست و من گفتم اگر نشد چی؟ گفتی اگه نشد بوسم رو پس میگیرم . حالا هم ازت میخوام که بوست رو پس بگیری....تقریبا چند نفری دورمون جمع شده بودن و به حرفامون گوش میدادن و منتظر واکنش من بودن.... آه چقدر سنگ دل شده بودم خیلی خودم رو کنترل کردم تا اشک چشمام جاری نشه . بغض بدی گلوم رو گرفته بود...آرامش نسرین و حرفایی که زد ، نگاه سنگین و تاسف بار اطرافیان که کاملا حس میشد من رو یک موجود خوار و پست میدونن و همه این ها من رو از درون شکست و خرد کرد و فهمیدم که چقدر حقیرم.... زود باش مهرداد ! بوست رو پس بگیر . دوباره به خودم اومدم ، بهش نزدیک شدم و پیشونی اش رو برای آخرین بار بوسیدم ، ازم تشکر کرد و رفت...نسرین 5 ماه بعد بخاطر سرطان خون توی بیمارستان فوت شد و من سال هاست که تنهام....
1826

مث منی

میشه یه صلوات واسم بفرستین☺....خدایا نا امیدم نکن...❤۹۹.۹.۹ بهترین اتفاق زندگیم میوفته انشاالله😍😍😍اون روز روزیه که من و تو از ته ته دل شادیم تموم سختیامون تموم شده... همه چی قشنگه یه زندگیه شاد و بی دغدغه🤩برام دعا کنید دوست جونیا😘تچکر🤗
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1762

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

1914
1492
1909
1933
1872
1763
1931
1919
1927
1766