1874
1924
عنوان

زندگی تلخ من 😔

2680 بازدید | 110 پست

سلام بچه ها امید وارم با خواندن داستان زندگی من بتونید کمی دلداریم بدید و بهم کمک کنید.

من یک خواهر دارم که یک سال از خودم کوچکتره و یک برادر دارم که سه سال از خودم بزرگتره و الان خودم ۱۶ سالمه 

من وقتی ۴ سالم بوده مادر و پدرم از هم جدا شدن و مادرم حتی بدون گرفتن مهریه و بچه هاش از پدرم جدا شد اما خودش الان میگه که من خیلی تلاش کردم اما پدرتون چون که وکیل بود تونست شما رو ازم بگیره .

بابام بلافاصله بعد از طلاق گرفتن به واسطه ی پسر عموم با یک دختر کم سن و سال ازدواج کرد و اولین شرطش هم این بود که باید ۳ تا بچمو بزرگ کنی و باهاشون مهربون باشی روز های اول خوب بود اما بعد از چند وقت اذیت و ازارش شروع شد جلوی بابام با ما نهربون بود اما وقتی که بابام میرفت سرکار شروع میکرد به بهانه های الکی کتک زدن من و خواهرم و ما رو تهدید میکرد که به پدرتون اگه بگید فردا دوباره شما رو اینقدر میزنم تا بمیرید .

بابام به داداشم گفته بود که اگه اذیتتون کرد بهم بگو نمیزاشت که داداشم بفمه اما چند بار فهمید و به بابام گفت و خیلی بد باهم دعوا کردن و چند بار هم میخواستن طلاق بگیرن و هر بار به دلیلی این اتفاق نمی افتاد.

بابام چون من دختر بزرگش بودم و خیلی احساسی و زود رنج بودم منو خیلی دوست داشت و خیلی بهم توجه داشت و بخاطر این موضوع اون خانوم خیلی حرص میخورد یادمه چند بار بعد از اینکه بابام میرفت سرکار بهم میگفت مگه تو زنش هستی که میری بغلش و منو تهدید میکرد که دیگه نرم طرف بابام و این اذیت و ازار باعث شده بود که من به یه دختر عصبی و افسرده تبدیل بشم.

از الان بگم اگه توام بخوای سرکارمون بزاری

من یکی که اون دنیا نمیبخشم⁦✌️⁩

⁦❤️⁩ میشه لطفا برای حاجت منم صلوات بفرستین⁦هیچوت قصد نداشتم همچین چیزیو🙄بنویسم.ولی واقعا دیگه قلـ💔ـبم درد میکنه 💢⚡شدیم مثه آدمای کر و لال... نه کسیو میفهمیم،نه کسی مارو میفهمه🌵⚡       ⁦❤️⁩همسرم        💜مامانم💚بابام💙داداشام 

😪 خب

⁦❤️⁩ میشه لطفا برای حاجت منم صلوات بفرستین⁦هیچوت قصد نداشتم همچین چیزیو🙄بنویسم.ولی واقعا دیگه قلـ💔ـبم درد میکنه 💢⚡شدیم مثه آدمای کر و لال... نه کسیو میفهمیم،نه کسی مارو میفهمه🌵⚡       ⁦❤️⁩همسرم        💜مامانم💚بابام💙داداشام 

میدونستی با بیمه میتونی 

سرمایه گذاری کنی ؟

وسط اتیشی ...

به پدرت بگو😢💝

باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )
1922
خانمی این قضیه کبری داریوش چی بوده؟؟ 

بیا یجای دیگه بهت میگم

اسی گناه داره بحث تاپیکش منحرف شه

⁦❤️⁩ میشه لطفا برای حاجت منم صلوات بفرستین⁦هیچوت قصد نداشتم همچین چیزیو🙄بنویسم.ولی واقعا دیگه قلـ💔ـبم درد میکنه 💢⚡شدیم مثه آدمای کر و لال... نه کسیو میفهمیم،نه کسی مارو میفهمه🌵⚡       ⁦❤️⁩همسرم        💜مامانم💚بابام💙داداشام 

و این به همین ترتیب ادامه داشت و بعد از چند سال اون خانم باردار شد و یه دختر به دنیا اورد و در همین حال بود که مادرم هم ازدواج کرده بود و از شوهرش یک پسر داشت و حتی به ما یه سر هم نمیزد و گذشت تا اینکه یک اتفاق شوم باعث شد که من بابای مهربونم رو از دست بدم😔

از الان بگم اگه توام بخوای سرکارمون بزاری من یکی که اون دنیا نمیبخشم⁦✌️⁩

اون تاپیک پربازدید ک شوهرش مرده بود سرکاری بود؟

فقط 19 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
باذِهْنِتَمْ مِصِ شِکَمِتْ رَفْتارکُنْ آشْغالْ بِ خورْدِشْ نَدِعْ🖤
1911
اون تاپیک پربازدید ک شوهرش مرده بود سرکاری بود؟

آره.

⁦❤️⁩ میشه لطفا برای حاجت منم صلوات بفرستین⁦هیچوت قصد نداشتم همچین چیزیو🙄بنویسم.ولی واقعا دیگه قلـ💔ـبم درد میکنه 💢⚡شدیم مثه آدمای کر و لال... نه کسیو میفهمیم،نه کسی مارو میفهمه🌵⚡       ⁦❤️⁩همسرم        💜مامانم💚بابام💙داداشام 
و این به همین ترتیب ادامه داشت و بعد از چند سال اون خانم باردار شد و یه دختر به دنیا اورد و در همین ...

فوت کرد⁦☹️⁩خدارحمتش کنه

⁦❤️⁩ میشه لطفا برای حاجت منم صلوات بفرستین⁦هیچوت قصد نداشتم همچین چیزیو🙄بنویسم.ولی واقعا دیگه قلـ💔ـبم درد میکنه 💢⚡شدیم مثه آدمای کر و لال... نه کسیو میفهمیم،نه کسی مارو میفهمه🌵⚡       ⁦❤️⁩همسرم        💜مامانم💚بابام💙داداشام 
1826

این چند روزه انقد تایپیک سر کاری بوده موندم بخونم  یا مث قبلیا  برم بیرون 🤔🤔

گاهی با خود می اندیشم آیا آقا منتظر ۳۱۳ یار است یا ۳۱۳ مادر که برایش سرباز تربیت کنند؟ و هر بار به خودم میگویم تربیت چه قدر کار دشواری است😔😔

داستان از این قرار بود که بابام داشت یه خونه ی دیگه میساخت داخل یک روستای نزدیک به شهرمون که جای خوش اب و هوایی بود و چند تا کارگر افغانی هم در اون ساختمون مشغول به کار بودن بابام بعضی  اوقات عصر ها بعد از کارش میرفت و به اونجا سر میزد تا اینکه یک شب رفته بود به اونجا سر بزنه

سلام عزیزدل

ب پدرت مثلا پیام بده میخام بیام محل کارت و ب زنش چیزی نگه

یاتوخونه ایناروبگووقتی زنش نیس

بگووقتی نیستی زنت منومیزنه وگفته اگه بهت بگم روزبعدبیشترمیزنه

یکم هم جلوباباد اغراق کن ،مثلابگواگه حرفموباورنداری یه جای خونه توحال مثلا دوربین بذارجوری ک زنت دوربینونبینه و...

یابگومن امنیت ندارم وقتی بازنت خونه تنهام ومیترسم

خلاصه ک حتماحتمابگی و گرنه این اذیت هابیشترمیشه وبعدتوپشیمون ازنگفتنت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1762

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

1914
1492
1909
1933
1872
1763
1931
1919
1927
1766