1822
1823

اونوقت میگین خونه بابامونه ولی بخدا این بچه هاتون یه لحظه پیش اونا نمیمونن ...عروسمون وقتی بچه هاش از عرق سوز در حال له شدنن ک حتی وقتی پماد میزنی غش میکنن از گریه میده داداشم بیاردشون اینجا تا وقتی خوب شدن میان میبرنشون...یا هروقت دوس دارن میان خواهرمو بچه هاشو داداشم و بچه هاش بخدا ما هم گناه داریم همه کارا رو ما میکنیم دیگه دلم به حال خودم میسوزه ...خیلی دوسشون دارم خیلی عاشق خودشونو بچه هاشونم نیان خودم دلتنگ میشم میگم بچه هارو بیارین ولی اگه یکمم اونا درک میکردن خیلی خوب بود تازه دوستاشونم میارن سرزده شاید ما وسایل پذیرایی نداشته باشیم یاخونه ریختو پاش باشه خیلی خجالت میکشم دیگه خسته شدم میگم کاش ازدواج کرده بودم لااقل بیخبر نمیتونستن بیان یا تکلیفم باخودم مشخص بود خیلی وضع بدیه اصلا حس خوبی ندارم هم احساس میکنم سربار خانوادم شدم ۳۱سالمه مجردم بیکارم هستم هم خودم خسته شدم ازین شرایط چیکار کنم ای خدا

آیا می‌دانید در هفته ۳۶ بارداری باید برای ذخیره خون بندناف نوزادتان ثبت‌نام کنید؟!

1883
برو سرکار

کارم داشتم الان ۱ماهه بیکارم ورشکست شدم یجورایی بااین کرونا...اونوقتم همین بود از ۳تا ۸ونیم میرفتم وقتی میومدم خونه شلوغ تو اتاقم ک بری ناراحت میشن باید تو هرشرایطی بیای سرویس بدی بهشون

1826

الهییی .خوووب درکت میکنم منم وقتی مجرد بودم یا نامزد بودم خیلی اذیت شدم چهارتا خواهرزاده و دخترخاله و دختردایی کوچیک داشتم میومدن خونمون سرسام میگرفتم غذا بپز ظرف بشور فلان کن مامانمم زیادکاری نمیکرد تا میرفتم اشپزخونه جمع کنم میومدم میدیم پذیرایی و اتاقو ریختن . سره جراحی کردن خواهرامم خیلی اذیت شدم پذیرایی از مهمون و جمع کردن بچه هاسون .من سرکارم میرفتم .اما خداروشکر دوساله راحت شدم انشالله توام بخت خوبی بیاد سراغت راحتشی ب من ک همه میگفتن کوزت

کارم داشتم الان ۱ماهه بیکارم ورشکست شدم یجورایی بااین کرونا...اونوقتم همین بود از ۳تا ۸ونیم میرفتم و ...

حق داری گلم

شرایطت سخته

بایدخودشون شرایط شما رو درک کنن


السلام علیک یا ابا عبدالله
1718
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1887
1888
1902
1884
1890
1763
1868
1766
1872
1769