1874
1924
عنوان

خاطره زایمان من

4527 بازدید | 203 پست

من‌ ۴۲ هفته بودم دردم نگرفته بود بعد ازیه طرفم توشهرماخیلی سخت سزمیکنن‌ ینی حتما بایددرشرف مرگ باشی تاسزکنن دکترمیگفت ممکنه مدفعوشوبخوره معاینم کردیه سانت بازشده بود گفتن فردابیاواسه زایمان طبیعی اینم بگم من اصلا چاق نشده بودم توبارداری یکم شکم دراورده بودم فقط ک بعد زایمان ب حالت اولش برگشت شاید۵۰درصداینکه باردارشدم بخاطراین بودک چاق شم ک متاسفانه نشدم تاهفت ماهگی معلوم نبودحاملم توبارداریمم ونواع واقسام میوه هاروخوردم ی روزایی بود فقط میوه میخوردم ب جای غذا سوره یوسف واناروزیارت عاشورارم ارروزمیخوندم برازیبایی بچم دیگه شب شوهرم منوبردبیرون باهم غذاخوردیم وخابیدیم البته من تاصب چش روهم نراشتم استرس داشتم

9/9/99بهترین اتفاق زندگیم خاهدافتادمن شک ندارم ❤❤❤❤❤

دیگه باشوهرم فرداش رفتبم پرونده تشکیل دادیم گفت برونهاربخوربعدبیا رفتیم خونه مادرشوهرم مادرشوهرم جوجه درست کردبیخبرازاینکه من متنفرم من چیزی نگفتم ونهارنخوردم وهمونجورگرسنه رفتم بیمارستان 

9/9/99بهترین اتفاق زندگیم خاهدافتادمن شک ندارم ❤❤❤❤❤

اگه نگران عصب کشی دندون کوچولوهاتون هستین با خیال راحت به ما اعتماد کنید

1922

مادرشوهرم  وهمسرم منوبردن سپردن دست پرستارا دیگه درازکشیدم وامپول فشارزدن اون روز چندنفردیگم زایمان کردن بعضیاشون عین خیالشون نبود ولی بعضیاواقعا دردداشتن منم فقط صلوات میفرستادم دیگه شب شدمادرشوهرم کباب اورد بهم دادوقتی دیدرنگم پریده منوبغل کردوگریه کرد

9/9/99بهترین اتفاق زندگیم خاهدافتادمن شک ندارم ❤❤❤❤❤

ساعت ۱۲شب دردام شدیدشدن همون موقع ی زنی اومده بود کیسه ابش پاره شده بود یساعته زایمان کرد یکی ازپرستارا گفت دخترم دیگه مادرتوبفرس بره گناه داره پیرزن هرکارمیکنیم نمیره کاری ازدستش برنمیاد باورنمیکردن مادرشوهرم باشه

9/9/99بهترین اتفاق زندگیم خاهدافتادمن شک ندارم ❤❤❤❤❤
1911

من اگه زایمان طبیعی بکنم بعدش یه عمل مقعدم باید بکنم

ای خدا چکار کنم 😐

فقط 8 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ
1826
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1762
1914
1492
1909
1933
1872
1763
1931
1919
1927
1766