2733
2734

آیا همسرتونم بعد ازدواج طی کرد یا فبلش 

الان این تفاوت هاتون زیاد نشده به دلیل رشد شما و عدم رشد طرفتون تو این زمینه ها  

این اختلاف الان چقدره 

اهمیتی داره براتون یا نه 

اگه نه چیش باعث عشقتون شده 


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2731

من قبل از ازدواج به اندازه‌ی کافی پیشرفت کرده بودم ولی همسر داره دکتری میگیره

منم مشکلی ندارم🤷🏼‍♀️

ای آن که دیگر ندارمت بدان که همچنان از اعماق وجود دوستت دارم ؛ بدان هرگز توان تکرار خاطرات مشترکمان با شخص دیگری را ندارم؛ من بعد از تو هیچ وقت نخواستم گذرم به کافه‌های فردوسی بخوره؛ بعد از تو همیشه با بغض از میدان کاج رد شدم؛ وقتی بعد از  تو رفتم شمال برای اولین‌بار دیگه از نگاه کردن به دریا لذت نبردم؛ دیگه توی تراسی که با هم هزارتا عکس داشتیم پام رو نذاشتم و حس می‌کردم اون خونه‌ای که با ذوق چیده بودیم برام قفسه ولی هنوز همه چیز سرجاشه چون بعد از تو هیچکس سلیقه‌اش مثل تو نشد .دلم خیلی برات تنگ شده برای دیدن صورت قشنگت که نمیدونم خاک سرد و بی‌رحم باهاش چکار کرده؟دلم خیلی برای لمس دست‌های گرمی که زیر خاک سرده تنگ شده.روزهای آخر بابت خیلی چیزها دلگیر بودم و نشد بیام پیشت و برای آخرین بار باهات وداع کنم چون باور نداشتم تو میری و فکر می‌کردم مثل همیشه میای و همه چیز رو از دلم در میاری...چون نشد خداحافظی کنیم داغ دلم هرروز تازه‌تر از قبل میشه حتی تو روز خاکسپاری نشد جمعیت رو کنار بزنم و بیام از ته دل گریه کنم و جیغ بزنم تا کمی سبک بشم و بغصم توی گلوم خفه شد آخه خیلی سخته که حتی نتونی اونقدری که دلت میخواد برای عزیز از دست رفته‌ات گریه کنی تا خالی بشی‌.کاش حداقل به خوابم بیای عزیزان لطفاً ازم نپرسید امضا در مورد چه‌کسی هست. ممنونم
2738

من لیسانسم نصف بوده دو سالش خونه شوهر خوندم خودشم راضی بودا ولی هر جور می تونست اذیتم می کرد ی جوری حسودی می کرد بهشفشار میومد دقیقا روزایی که تا هفت شب دانشگاه بودم زنگ می زد قورمه میخواست میومدم درس بخونم الکی صدام می زد صد بار شب امتحان ب زور من می برد مسافرت ماشین زیر پاش بود ولی کلا تو دو سال دوبار من برد دانشگاه تو سرما می رفتم شوهرم می گرفت می خوابید روزایی که صبح کلاس داشتم تا ساعت سه صبح سر و صدا می کرد نمی ذاشت بخوابم 

منم نمیدونم هر کاری میخوام بکنم میگه نه    

عوضش من هر چی بخوام درس کار تفریح میگه برو من پشتتم 

دندم نرم خرجتو میدم  برو به آرزوهات برس 

اما خب دستش تنگه نمیتونه خرج کنه برام اما میگه زیر سنگم شده گیر میارم برو پیشرفت کن

عوضش من هر چی بخوام درس کار تفریح میگه برو من پشتتم  دندم نرم خرجتو میدم  برو به آرزوهات ...

خب پس بشین برا دولتی بخون دیگه یا خودت دو سه ماه برو کار موقت چن مییون پول در بیار باهاش برو دنبال علاقه هات 

شوهرمن تو زبون می گه اینا رو که پشتتم و ال و بل چون دوست داره همه ب عنوان ی روشنفکر بشناسنشولی وقتش که می رسه حسودی می کنه 

2706
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2687