1735
1714

سلام بچه ها من چند وقت پیش تو گوشی همسرم پیامی دیدم از دختر عموم که نوشته بود به همسرم من فلانی هستم و زود بیا دیگه ...منم دیدم و شک کردم که چرا این پیام رو به شوهرم داده کجا مگه بوده که گفته شوهرم بیاد و من از خودش زنگ زدم از دختر عموم و اونم گفت اون روزی که خونه شما بودم بابات به من گف پیام بده به شوهر من که کجاست و زود بیاد و من هم قبول کردم واون هم خیلی خوب با من قطع کرد ولی بعد ۵ دقیقه دیگه من رو گرفت و گفت چرا این سوال رو لز من کردی و من کفتم خوب میخواستم بدونم و اونم گف نه نباید این سوال رو از من میکردی تو باید به من اطمینان داشتی حالا جالبه همین شخص چند سال پیش با برادر متاهل من چت میکرد و میخواست رابطه داشته باشه منم به خاطر همین شکم برده بود ولی به خدا قصد تهمت زدن بهش رو نداشتم و بازم از خودش پرسیدم ولی دعوای شدید بینمون سر گرف و زن عموم هم زنگ زد به پدر و مادر من که چرا دخترت این حرف رو زده و وای هزار تا مشکل به نطرتون من نباید سوال میکردم ازش !!؟؟

از شوهرت چرا نپرسیدی

مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژه‌ی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچه‌ی ساده‌ باشم 

عفونت مجاری ادرار دارید؟ عفونت شما موقتی خوب میشود و دوباره باز میگردد؟

داروی کانفرون بیونوریکا آلمان مشکل شما را برطرف می کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید

1718
1760

تو براش توضیح دادی که همینجوری خواستی بدونی...حالا که انقد دور برداشته و همه رو خبر کرده،کار چندسال پیششو یاداوری کن و بگو

بعدم بگو چرا به خودت شک داری و فلان.اینم بگو که من به شوهرم مطمینم و از این حرفا

1665
از شوهرت چرا نپرسیدی

اخه من گوشی همسرم رو همین جوری دیده بودم و گفتم که اگه بخوام بگم دیدی که مردا ناراحت میشن و تازه چون فامیل خودم بود وسه همین گفتم سوال کنم از خودش ولی نمی دوستم ناراحت میشه اخه چون قبلش هم سابقش خراب بود راستش شک کردم و وقتی گفت به من نباید سوال میکردی منم بهش گفتم جا نماز اب نکش هم من تو رو میشناسم و هم تو و قبلا هم با برادر متاعهل من چت میکردی و من مچشون رو گرفته بودم و واسه همین شک کردم ولی اون داد میزد که تو اگه اطمینان نداری نباید من رو اصلا به خونت راه نیدادی خوب من چیکار کنم این پیام به خدا برای من جای سوال داشت من در جریان نبودم 

اخه من گوشی همسرم رو همین جوری دیده بودم و گفتم که اگه بخوام بگم دیدی که مردا ناراحت میشن و تازه چون ...

حرفات خیلی بد بوده

واقعا دلشو شکستی

مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژه‌ی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچه‌ی ساده‌ باشم 
این چه خرابیه هنوز هم اعتماد نکن به جوابش 

نه خودش کاری نکرد و ناراحت نشد چون من حتی میدونم دوست پسرای متعهل هم داشت ولی از این ناراحت شدم که چرا باید مادرش ناراحت بشه و دفاع کنه نه من حرفش رو قبول کردم دروغ نمی گف ولی چرا باید این قدر موصوع گنده بشه مگه من رفتم به کی گفتم به خودش سوال کردم  

1651
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1762
1708
1756
1737
1725
1739
1462

داغ ترین های تاپیک های 2 روز گذشته

هشتای همه

chica | 1 روز پیش