1735
1714

اره خیلی

فقط 6 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدا جونم ازت ممنونم که منو دوباره لایق مادر شدن دونستی👼🏻🤰🏼🐥♥️یه صلوات برای نینی توی دلم میشه بفرستین🌸♥️ خوش اومدی عزیز دل مامان دردونه من ۹۸/۹/۲۸🥰😍🤰🏼🐥♥️امروز صدای قلب قشنگتو شنیدم عزیز مامانی ۹۸/۱۰/۲۲ 👼🏻🤰🏼قربون اون شکل ماهت بشم کنجد من امروز روی ماهتو دیدم خداروشکر🤰🏼🤱🏼 دخترم مامانی منتظرته🤱🏼 خدا واقعا تورو بهم بخشید ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥

کافه خوندنی، جایزه نقدی برای مطالعه و پاسخ به سوالات، 

هر ماه یک جایزه ۱ میلیون تومانی، ۲ جایزه پانصد هزارتومانی و ۱۵ جایزه دیگر، برای ورود اینجا کلیک کنید

1758

زمان درستش میکنه فعلا صبور باش و کار اشتباهی نکن

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️
1760
ببین هنوز ازدواج نکردیم ولی توگذشتم یه اتفاقاتی افتاده میخوام بهش بفهمونم که دیگ اون ادم قبلی نیستم

ببین گلم اگر توی اون قسمت از زندگیت هنوز با نامزدت اشنا نشده بودی پس به ایشون مربوط نیست و بهتر بود اصلا نمیگفتی

چون زندگی شخصی خودته

الانم اگر فهمیده فقط کافیه با گذر زمان و عملت بهش نشون بدی که اون ادم نیست، نه با حرف

Dance me to the end of Love...
1665
ببین هنوز ازدواج نکردیم ولی توگذشتم یه اتفاقاتی افتاده میخوام بهش بفهمونم که دیگ اون ادم قبلی نیستم

گذشته ربطی به الان نداره 

شما با ادم بی ننطقی ازدواج کردی عزیزم 

تقصیر تو نیست

به معنای واقعی کلمه وقتی میام سایت خارج از این حالات نیست واکنشم       
ببین گلم اگر توی اون قسمت از زندگیت هنوز با نامزدت اشنا نشده بودی پس به ایشون مربوط نیست و بهتر بود ...

اخه پسر همسایمونه از همه چی خبر داشت
منم همه چیو بهش توضیح دادم
ولی هرچی میشع میگ گذشتت اینجوری بوده اونجوری بوده میگ ازکجا معلوم دوباره تکرارنکنی
منم میخوام بهش ثابت کنم که توگذشته خیلی اشتباه کردم ودیگ نمیخوام تکرارشون کنم

1651
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1705
1708
1756
1737
1725
1739
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   artistbanoooo  |  19 ساعت پیش
توسط   nstrn_j  |  19 ساعت پیش
1462

داغ ترین های تاپیک های 2 روز گذشته

هشتای همه

chica | 23 ساعت پیش
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   artistbanoooo  |  19 ساعت پیش
توسط   nstrn_j  |  19 ساعت پیش