1619
1632

در هر موردی که هرگز از یاد نمیره 

سه سال پیش عروسی نوه عموم بود موقعی که عروس رو آوردن خونش ، یکی از پسر عموهای دیگم  پول ریخت رو سر عروس و دوماد 

زنعموم یعنی مادر همین پسر عمو جلوی در خودش رو انداخت زمین جوری که مثلا پاش پیچ خورده همه پولها رو با دست جمع کرد حالا خیلی پول رو زمین بود نهایت سی چهل هزار تومن بود حالا بچه هاش از خجالت یه حالی شده بودن بنده خداها هی می گفتن مامان زشته پاشو زنعموم مبگفت پام پیچ خورده نمیتونم تکون بخورم بعد به زور  بلندش کردن اومد این ور شروع کرد  با پسرش دعوا کردن که مگه پولت حرومه این کار رو می کنی 

کلا آدم حرص درآری هست 

هنوز که هنوزه هیچ کس یادش نرفته و تو همه مراسمها ازش یاد می کنیم 

خواهرای گلم برای خونه خریدنم یه صلوات مهمونم می کنید  


خريد شيرخشك هاي خارجي اس ام اي ، آپتاميل ، سيميلاك ، پدياشور و نيدو با ارسال فوري و امكان پرداخت در محل از فروشگاه مادرآن 😊 

برای مشاهده کلیک کنید

1522

چند دست لباس عوض میکنن

کاش یوزارسیف میومد عباشو رو منم مینداخت بعد که برمیداشت من لاغر و خوش هیکل میومدم بیرون با گریه میگفتم:"با من چه کردی یا نبی؟  دنبه هایم کو😢/صورتم یه طوری جوش زده که دیگه نمیتونه عروسی فامیل باشه😞ایندفعه عروسی خودم در پیشه😂/     دریای جو ساحل ندارد😏/اینجا تبریز است و شخته در حال کسیدن🙄 دوندوخ🥶🥶 / نامه ای به فرزند آیندم:عزیزم من داف نیستم.... بلوندملوند نیستم.... بلد نیستم عشوه بیام.... نمیتونم مخ باباتو بزنم🤐🙄🤕☹️😁/  نزدیک من نشین سندروم پیشا ولنتاین گرفتم همتونو زخمی میکنم 😒واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند/چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند/ من اینقدر بدشانسم که اگه میوه هم بودم یه نارگیل رو بلندترین درخت دنیا بودم که فقط یه میمون حاضر بود برای به دست آوردنم ریسک کنه /شاعر میفرماید:"آی قیز دَلیسَن سَن/چوخ سِومَلیسَن سَن/دوزلوسان،شیرینسَن/مَنَه ناز اِدیسَن سَن/دوزلوسان شیرین سَن/مَنَه خوش گَلیسَن سَن" 😎 / تا اطلاع ثانوی گوشیاتونو رو حالت پرواز نذارین فکر میکنن موشک کروزه با موشک میزننتون🤪/ شوهرت مثل جاده چالوس نباشه که همه باهاش خاطره داشته باشن صلواااات/💙👑استقلال👑💙

من یه عروسی رفتم   کارتخوان داشتن برای کادو   نمیگم از کدوم استان 

فرزند عزیزم پس کی قرار است بیایی و دل مادر را شاد کنی؟؟این روزها به شدت احساس تنهایی میکنم..گاهی آنقدر دیوارهای خانه به من فشار می آورند که دیوانه میشم...پس کی قرار است شیر خوردنت، تاتاتی کردنت ،بغل شدنت، شیرین زبانی هایت را ببینم؟؟کی قرار است تو اولین کلمه را به زبان بیاوری و من از شدت ذوق هی از تو خواهش کنم که دوباره تکرار کنی؟؟کی قرار است ذوق کردنت برای رفتن به مدرسه را ببینم؟کی قرار است اولین ها را با هم تجربه کنیم؟؟مادر این روزها غریب و تنهاس تو را در زندگی اش کم دارد خیلی کم دارد...به مادر بگو تا کی باید عکسهای بچه ها را با حسرت ببینم؟و یا از شنیدن مادر شدن اطرافیانم بغض کنم؟فقط به مادر بگو تا کی باید منتظر بمانم؟...فرزندم به تو قول میدهم برایت مادر خوبی شوم فقط بیا😔😔 
1614
1626
1639
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1634

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ترس

z9670 | 11 ثانیه پیش
1633
1426
1479
1640
1623
1617
1636
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
1439
1462
داغ ترین های تاپیک های امروز