1676
1605
عنوان

من و غم هام بیاین لطفا😭😭

386 بازدید | 44 پست

سلام دوستان اخرای باردارینه .افتادم شهر غربت شوهرمم با اینکه مادرش از خونه بیرونمون کرده بود بازم اومده اونجا زندگی کنیم روزگارمو سیاه کردن

اخر ماه بارداریمه حتی جرعت ندارم بگم وای کمرم درد میکنه یا نمیتونم فلان کارو انجام بدم هزارتا حرف بارم میکنه و میگه ادا میدی خدا شاهده تو ۹ ماه جرات نکردم بگم مریضم .حق گلایه ندارم گلایه کنم بعد رفتن شوهرم قیافه میگیره ودعوام میکنه

اگه میخوای تا شب عید یه اندام ایداه آل داشته باشی

کلیک کن

1522
اخر ماه بارداریمه حتی جرعت ندارم بگم وای کمرم درد میکنه یا نمیتونم فلان کارو انجام بدم هزارتا حرف با ...

چه غلطا.مگه تو برده اونی که دلش بخواد باهات اینطوری حرف بزنه.حتما خودت رو دادی.

مامان و بابام یه شهر دیگن .خودمم ۱۸ سالمه .فقط شوهرمو دارم اما نمیتونم به اون چیزی بگم .اگه بگم اونم میره میگه مامان چرا گفتی بعدش فردا اذیتم میکنه که چرا به پسرم گفتی فش های بد بد میگه

میگهه از لحظه که پسرت به دنیا اومد با من میخوابه همه کاراشو من میکنم میگم منم دوس دارم مثلا یه بار بشورمش .میگه مگه از خونه بابات اوردی بچه منه تو حق هیچی نداری

8
وضیتم از برده بدتره


خودت باید خودت رو نجات بدی.

یروز که شوهرت نیست بشین بگو باهاتو حرف دارم

مشکلتون با من چیه

مادرشوهر منم اوایل خیلی با من بد بود

اما یروز نشستم حسابی باهاش صحبت کردم.

واقعا تغییر کرد.تازه رفت همه جا گفت این یه زبونی داره اصلا ساده نیست

چون خودش فک میکرد من سادم هیچی حالیم نیست میتونه آزارم بده

وقتا به زندگی مردم نگاه میکنم دلم برا خودم میسوزه که چقدر بدبختم ‌.شوهرم باهام خیلی خوبه عاشقمه .اما طفلی فقط یبار بگه بیا بشین خسته شدی مادرش اونقدر حرف زشت زشت میزنه که نگو

خودت باید خودت رو نجات بدی. یروز که شوهرت نیست بشین بگو باهاتو حرف دارم مشکلتون با من چیه مادرشوه ...

ازش میترسم اخه یبار اومدیم حرف بزنیم از خونش بیرونمون کرد موندیم کوچه رفتیم طلا فروختیم خونه اجاره کردیم بعد همسرم گف بازم بریم پیش مامانم من بدون اونا نمیتونم

وقتا به زندگی مردم نگاه میکنم دلم برا خودم میسوزه که چقدر بدبختم ‌.شوهرم باهام خیلی خوبه عاشقمه .اما ...

بروی خودت نیار.

دوست من پزشکه درآمدش خیلی بالاست از مادرشوهرش متلک میخوره 

نثلا بهش میگه برو چای بریز برای شوهرت آب بیار چرا شوهرت لاغر شده بهش غذا نمیدی و خیلی حرفای دیگه.اما اون اصلا بروی خودش نمیاره

ازش میترسم اخه یبار اومدیم حرف بزنیم از خونش بیرونمون کرد موندیم کوچه رفتیم طلا فروختیم خونه اجاره ک ...

حرف زدن با دعوا کردن فرق داره ها.باید بری رو مخش.باید از زیر زبونش حرف بکشی که چرا اذیتت میکنه.مطمئن باش خودش شرمنده میشه

از روی تظاهرم که شده خودت رو گاهی همسو با نظراتش نشون بده تا بهم نزدیک شین کاریت نداشته باشه

1645
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1679
1675
1658
1667
1402
1657
1663
پربازدیدترین تاپیک های امروز
29
1462
داغ ترین های تاپیک های امروز