1676
1605

من یه هفته هر روزش یه خاستگار می اوند مامانم نمیزاشت میوه و شیرینی بخوریم بمونه برای فردا خاستگار بعدی میگف من که نمیتونم هر روز 50 تومن پول میوه بدم ..بعد یه روز خاستگار اومد برام گفتن ساعت 6 یا 7 میاییم ساعت 4 بود گفتم بخوابم ساعت چهار ونیم خاستگارم اومد منو مامانم تنها بودیم چای نذاشته بودیم مامانم رفت کتری گذاشت منم چشا پف کرده ارایش نداشتم مامانم کرم گریم سفید کننده با رژه قرمزززز اورداخرم ارایش نکردم نمیدونم اون لحظه شوهرم عاشق چیه من شد😳😅😂کلا یاد اون روز میفتم خندم میگیره چون نه من حرف میزدم نه مامانم اونام حرف نمیزدن نیم ساعت فقط همو نگاه میکردیم😂😂😂

دخترم یعنی دنیام همسرم یعنی زندگیم

من پدرشوهرم روز خواستگاری گفت که پسر من خیلی با دخترها دوست بوده از بچگی کلا دوست هاش اکثرا دختر بودن، منم گفتم فکر نمیکنین الان یکم دیر گفتین بهم ؟ ( جلسه قبل عقد بود) همه زدن زیر خنده 

لایکم که میکنید جوگیر میشم فکر میکنم مبصر کلاسم مودب میشم   
خوشبحالت هر روز خواستگار داشتی 😂 من که ندارم 

خخخ کلا نمیدونم چی شده بود هر روز یکی خخخخ...بعضیاشون نمیدونم به چه امیدی اومدن ...پولدارشون میگفتن با مامانم زندگی کنیم..خانوادم میگفتن نه

دخترم یعنی دنیام همسرم یعنی زندگیم

اگه میخوای تا شب عید یه اندام ایداه آل داشته باشی

کلیک کن

رفتیم حرف بزنیم، من شغل شو میدونستم ک حسابرسه ،گفت محل کارم خیابون دبستان تهرانه، منم عین منگلا گفتم آه معملمین؟

اون همینطوری نگام کرد  

موقع رفتن از اتاق گفت خب نظرتون چیه؟ گفتم نظر من مثبته،از پدرم بپرسید

هنوزم میگه معلومه از خدات بود که زن من شی

پس کی کرونا تموم میشه ،من به این حجم از زندگی مشترک عادت ندارم ،به من گفته بودن صبح میره شب میاد.... زن دوم نگیرین، یا زن دوم شمارو می‌کشه ، یا شما زن دوم رو میکشین ، یا زن اول هر جفتتون رو میکشه   
1677
من پدرشوهرم روز خواستگاری گفت که پسر من خیلی با دخترها دوست بوده از بچگی کلا دوست هاش اکثرا دختر بود ...

بله برون بود یعنی خخخ

دخترم یعنی دنیام همسرم یعنی زندگیم
رفتیم حرف بزنیم، من شغل شو میدونستم ک حسابرسه ،گفت محل کارم خیابون دبستان تهرانه، منم عین منگلا گفتم ...

خخخخ عزیزم کجا سیر میکردی حواست نبوده

دخترم یعنی دنیام همسرم یعنی زندگیم

من باشوهرم رفیق بودم مامانم هم نمیدونست.اومدن خواستگاری بعد وسطاش مامانم رفت آشپزخونه تنها شدیم وسط جمع شوهرم یهو یدونه قند پرت کرد سمتم افتاد تو بغلم مثلا شوخی میکرد.همون لحظه.......حدس بزنین چیشد؟؟؟؟؟؟

دوستم داشته باشی یا ازم متنفر باشی فرقی نمیکنه،من همچنان میدرخشم⚽😉💞⑦CR💞
خخخخ عزیزم کجا سیر میکردی حواست نبوده

از این دست سوتی ها هنوزم زیاد میدم  

پس کی کرونا تموم میشه ،من به این حجم از زندگی مشترک عادت ندارم ،به من گفته بودن صبح میره شب میاد.... زن دوم نگیرین، یا زن دوم شمارو می‌کشه ، یا شما زن دوم رو میکشین ، یا زن اول هر جفتتون رو میکشه   
1665
من باشوهرم رفیق بودم مامانم هم نمیدونست.اومدن خواستگاری بعد وسطاش مامانم رفت آشپزخونه تنها شدیم وسط ...

چی شددددددد😈😈

دخترم یعنی دنیام همسرم یعنی زندگیم

من تو یه روز دو تا خواستگار داشتم 

مامانم به یکی گفته بود ساعت ۴ بیاد به یکی گفته بود ساعت ۶

جلسه اول معمولا فقط مادر و خواهر میاد ، یه ربع هم بیشتر نمیشینن و یه معرفی اجمالیه فقط

خواستگار اولی یه خانم مسن بود ، تا خونه مارو پیدا کنه ساعت شد پنج ، اومد نشست دیگه کلی حرف زد ، کلی از گوشیش عکس نشونمون داد ، منم همش چشم به ساعت بود که خدایا این بره تا اونا نیومدن

تا اینکه بالاخره ساعت شش شد و اونا هم اومدنو ، من و مامانم شدیدا هول کردیم به این خانم گفتیم قضیه اینجوره و فک کردیم گفتیم دیگه پامیشه میره ، اونم خیلی شیک گفت ، ایرادی نداره من بهشون نمیگم خواستگارم ، میگم دوستتونم🤦‍♂️🤦‍♂️

خلاصه اونا هم اومدنو ، خواستگار اولی تا جد و اباد خواستگار دومی رو دراورد ، کلا مجلسو گرفته بود دستش ، مامان من و من فقط نگاه میکردیم

پسره چن سالشه ، چیکاره اس ، خونتون کجاست و ... همه رو پرسید، تا اینکه بالاخره دورادور باهم اشنا هم دراومدن !!

خلاصه خواستگار دومی هم رفت ، این خانمه همچنان خونه ما موند 😂😂😂😂

اخر سر مامانم برد رسوندش خونشون 😂😂😂😂😂

من یبار روی یکی از خواستگارا از عمد چایی ریختم ولی هیچوقت خودمو نمیبخشم....

شوهرمم بهش چایی تعارف نکردم اخه ما دوست بودیم میدونستم خیلی چایی میخوره استارت اولی بزنه دیگه نمیشه جلوشو گرفت

رفتیمم تو اتاق مثلا حرف بزنیم من دراز کشیده بودم رو مبل از خستگی😂😂😂

1651
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1638
1675
1658
1667
1681
1402
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1462
29
داغ ترین های تاپیک های امروز