1542
1480

اعصابم خرده😭

سه سال باهم بودن و اخرش نشد حالا مادر دختره گفته منو باید واسه همه ی مراسماتون بیارید خصوصا عروسی

میدونم که رابطشون فقط به یه بوس خلاصه نشده بوده و فراتر از ایناست 

به خود نامزدمم که میگم دلم نمیخواد اونا توی مراسما باشن میگه خب فامیل بابامه منم بگم نیان اون قبول نمیکنه 😭بخدا دارم دق میکنم

مامانا تا عید خیلی نمونده 

اگه دنبال یه راه خوب واسه لاغری میگردی 

یه سر حتما به مابزنید

1546
8

حساس نشو زیاد دیگه جدا شدن

من خیلی دلم گرفته اگه ی وقت ناراحتتون میکنم ببخشید بذارید ب پای اینهمه بدبختیام. من دارم میرم از نی نی سایت یادم نمیره مهربونی و دلسوزی خیلیاتونو. باشما تنهاییام پر شد. اگه یادم بودین دعا کنین با خبر خوش برگردمو. بگم من رسیدم به آرامش. عاشقتونم

بیخیال بابا.تو باغ نیستیا اون باید بسوزه نه تو مث ابنکه یادت رفته تو اونشب عروسی

اگه ی لحظه از ته دلتون برام دعا کنین گره از کارام باز شه خیلی بهم محبت کردین شاید خدا به خاطر دل پاک شما بهم نظر کنه❤مرسی

اتفاقا باید بیاد!از همین اول حساسیت نشون نده که شوهرتم فکر کنه خبریه و بهش توجه کنه!ولش کن بابا

میشه لطفا واسه شادی روح مامانم صلوات بفرستین  فاطمه در راه رسیدن به سلطنت!  
1403

هیچی. اگر قرار بود بهم برسن رسیده بودن. بذار بیاد تو هم مثل یه فامیل باهاش برخورد کن. دختر دایی شوهر منم کیس خیلی جدی برای ازدواج با شوهرم بوده. اتفاقا انقدر خوبیم با هم. 

ام اس مهمون ناخونده ام شده. اما الان بعد این مدت که فهمیدم سایه اش بالا سرمه عزمم جزم شده که نذارم من رو از آرزوهام دور کنه برام دعا کنید 
1578
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1580

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

1550
1426
1594
1479
1588
1593
1506
1587
224
29
1462
داغ ترین های تاپیک های امروز