1542
1541

سلام دوستان،

من قبلا تاپیکهای مختلفی زده بودم در این مورد. چند ماه پیش گفتم که ایران نیستم. من و همسرم هردو تحصیلکرده ایم و خداروشکر زندگیمون خوبه. حالا خواهرشوهر مجردم داره اقدام به مهاجرت میکنه که بیاد کشوری که ما هستیم. من کلا به هم ریختم، حتی با همسرم حرف زدم در این مورد و گفتم خوشحال نیستم از این موضوع. اونم گفت که تو منو می شناسی میدونی که هرگز کسی روی زندگی ما تاثیرگذار نیست و ما برنامه زندگی خودمون رو داریم. 

اما من وجودم پر از استرس و ناراحتی شده. احساس میکنم آرامشم در خطره. شاید چون همیشه دور بودیم، الان برام سخته. نمیدونم... همش میگم قدیم مردم چه خوب مهارت ارتباط داشتن و همه با هم زندگی میکردن اما ماها الان تحمل نداریم تو یه شهر زندگی کنیم با هم. همش دارم دعا میکنم که مسیرش تغییر کنه و نیاد.

لطفا راهنماییم کنین که چطور این احساسات منفی رو از خودم دور کنم.

تمام آنچه درباره‌ی هل و عرق هل باید بدانیم

کلیک کنید

1546

پیشداوری نکن 

صبر کن هر وقت مشکل بوجود اومد به راههای حل کردنش فکر کن 

شتید اصلا گوردی برای نگرانی وجود نداشته باشه 

خودت حریمت رو مشخص کن و بذار از اول بدونه حدودش چقدره . باهاش صمیمی نشو ، ولی یکم هم صبور باش تا خودشو پیدا کنه .

1432
پس با دید مهمون به قضیه نگاه کن .

من با مهمون بودنش مشکل ندارم. ازین نگرانم که مجرده و به هر حال یه بار مسئولیتی میافته رو دوش همسر من. میترسم آرامشمون به هم بخوره😔

امضات با پستت همخوانی نداره😉

مگه چی گفتم

حرف بدی زدم؟؟!!!

 خانواده همسر خودم اومدن جلو چشمم احساس کردم خواهر شوهر عذاب اوره

بعد فکر کردم همه که شعورشون پایین نیس خواهر شوهر شما ممکنه فهم و شعور بالایی داشته باشه و بتونید در کنار هم خوش باشید

لطفا مودب باشید   
1403
مگه چی گفتم حرف بدی زدم؟؟!!!  خانواده همسر خودم اومدن جلو چشمم احساس کردم خواهر شوهر عذاب اور ...

عزیز اون اولش که گفتی بیچاره ای... دنیا رو سرم خراب شد🤣🙈

دنیا رو سر شما خراب شد دلیل بر بی ادبی من نیس😄 ولی واقعا حسی بود که لحظه اول بهم دست داد😁

دور از جون.

ولی دیگه اینجوری به یه آدم مضطرب دلداری نده😁🤣

من با مهمون بودنش مشکل ندارم. ازین نگرانم که مجرده و به هر حال یه بار مسئولیتی میافته رو دوش همسر من ...

مسلما خواهر همسرت یه اهدافی داره و یه برنامه ای برای خودش مشخص کرده  ان شالله که ارامشتون پا برجا میمونه و مسلما ایشون نیاز به تجربه و حمایت شما در روزهای شروع  داره ....تا سریع تر مستقل بشه ...روزهای اول مهاجرت خودتون بیاد بیار و سختش نکن برا خودت ...

اینجور وقتا خودتو بذار جای اون طرف مقابل و درکش کن

طبیعیه تازه میاد به کمک شما و برادرش نیاز داره. خودتم بودی این توقع رو داشتی

منم تا حدی مث تو هستم و حوصله تغییر تو وضعیتهامو ندارم. ولی وقتی پیش میاد، کنار میام و خودمو میذارم جای اون شخص

1578
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1599
1510
1550
1588
1479
1426
1593
1587
1506
1594
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
1462
29
داغ ترین های تاپیک های امروز