1542
1480
عنوان

رفتار با خانواده ی شوهر

626 بازدید | 28 پست

بچه ها من اصلا نمیتونم درست با خانواده ی همسرم رفتار کنم هروقت میرم اونجا و برمی گردیم احساس میکنم کلی حرف پشتم میزنن فکر میکنم غیبتم رو میکنن شوهرم میگه نه ولی دلم میخواد یه وقتی خودم اتفاقی حرفشون رو بشنوم تا ثابت کنم حسم الکی نیست اوایل ازدواج قصد داشتن شوهرمو پر کنن ولی خداروشکر شوهرم گوش نکرد...ما ماشین نداریم مجبوریم برای رفتن خونه ی مادرم ماشین پدر شوهرم رو بگیریم ولی هربار کلی منت میزاره ما ۲هفته یه بار می ریم و همین مدت رفت و آمدم میخوان قطع کنن هربار میگن میشه حالا این هفته نرید منم به شوهرم میگم یعنی ۲هفته یه بارم حق ندارم برم؟!

مادرشوهرم توقع داره من هر روز برم خونشون اوایل به شوهرم زنگ میزد میگفت چرا هر روز نمیاد شوهرمم میگفت کار داره یه بارم من رفتم اونجا پیش شوهرم بهش گفتم من هیچوقت نمیتونم هر روز بیام توقع بیجا نداشته باشید...

کلا چون مادرشوهرم و جاری هام توی یه ساختمونن و من باهاشون یه کوچه فاصله دارم حس میکنم خیلی پشتم حرف میزنن...

از اینو اونم شنیدم یه چیزایی ولی خب قابل اثبات نیست...فقط خودم عصبی میشم و ازشون سرد میشم.

اماااان از دخالت      

برن بمیرن چه خوب باشی چه بد پشتت حرفهست

فقط 24 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا رضایم به رضای توخودت کاری کن که میدونی به صلاحمه و عزیزانم خوش حال میشن. 

مامانا تا عید خیلی نمونده 

اگه دنبال یه راه خوب واسه لاغری میگردی 

یه سر حتما به مابزنید

1546

واست مهم نباشه

بزار هر چقدر دلشون میخواد غیبت کنن

حیف از آرامشت نباشه

سعی کن اونقدر به خودتو شوهر و زندگیت برسی که دق کنن

قضیه ماشین رو درک میکنم و واقعا سخته

امیدوارم به زودی صاحب ماشین بشید

خب فرض کن فهمیدی پشتت حرفه

حالا میخوای چیکار

نمیتونی دعوا و قطع ازتباط کنی ،چون شوهرت خانوادش رو میخواد ،اونوقت تنها میره خونشون

پس بهتره اصلا دنبال حرف نباشی

برای رفتن خونه بابات هم از تاکسی یا اتوبوس استفاده کن ،منت نکش

فقط 33 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
برای سلامتی نی نی صلوات میفرستی🧡لطفا

شوهر خنگ من بعداز اینهمه بی احترامی که خانوادش کردن من بعد از 7سال تصمیم گرفتن قط رابزه کنم حالا دیشب بهم میگه بببن تو زرنگ نیستی باید جوری باشی که اونا دوسدارن مثلن یدفعه بلند شی جارو کنی یا براشون غذا بپزی گفتم مگه اونا فک میکنن من چطور دوسدارم اونجوری باشن برای من مهم نیست مهم اینه من نمیرمو بیام وقتی احترام بلد نیستن بزارن میگه نه تو اونجوری باش که اونا میخان تو بعضی وقتا زیادی محبت میکنی معلونه مصنوعیه و محبتت دروغه این درصورتیه که براشون 20کیلو برنج درجه 1شمال و یه صندوق زرد آلو و یه گونی بلال و 10کیلو بادمجون بردم میگه محبتت مصنوعیه از دیشبه نخابیدم اینقد هرس خوردم چیزی نتونستم بگم

ماماناچه حسی دارید وقتی بچه توشکمتون تکون میخوره باتصورشم قلبم میریزه موهای تنم سیخ میشه دیگه صبرم تموم شده گذشت اون جونیم بچگیم خوشگلیم شدم یه زن بالغ و پخته که هنوز هیچکس بهش نگفته مامان.منم دیگه خسته شدم بعضی شبا برا خودم رویامیبافم خودموحامله تصور میکنم وای که چه حس خوبیه دکترا جوابمون کردن گفتن فقط جنین اهدایی شوهرم دیگه ازسرش افتاده میگه دیگه حس بچه نداره خسته شدم از بس برای بچه خواهر و برادر و خواهرشوهر مادری کردم و خودم یواشکی مادرشون تصور کردم که چه حسی دارم اگه بچم باشه از عمق وجودم براشون مادری کردم ولی اونابه من نمیگن مامان.اونا بعدازچندساعت منو پس میزنن و میگن مامانمومیخام اونجاست که میفهمم من چقدرتنهام چقدر بی کس.راستی اگه بمیرم کی میفهمه من نیستم حسرت خیلی چیزاموند رودلم برای منم بادلای پاکتون دعا کنید تا خدا معجزشو نشونم بده😢😢

بذار حرف بزنن چه اهمیتی داره مهم اینه تو رفتار درست رو داشته باشی تحت هر شرایطی 

درباره گرفتن ماشین هم سعی کن حداقل تو خودت تو فکر ماشین گرفتن ازشون نباشی

مثلا من خودم همیشه با ماشین پدرشوهر میریم مثل شما اما من خودمم به این امر راضی نیستم و برنامم رو براساس اینکه ماشین نداریم میبینم اما شوهرم میگیره 

وقتی ام مادر شوهر گفت یکی دوبار گفتم آره منم میگم نگیره اما خوب کاری ازم برنمیاد (اینو گفتم که موضع من بیاد دستش) اما بعد از اون دیگه تا خواست بگه من اصلا گوش ندادم 

اینم که نمیخوای زیاد بری رو مستقیم نگو هی بگو انشاالله میام وقت بکنم حتما میام بخدا اصلا وقت ندارم حتما مزاحم میشم (یعنی خیلی رسمی و باتعارف اینکه مستقیم بگی باعث میشه ازت ایراد بگیرن)

1566

شوهرم پسرداییم هست نمیتونم ارتباطم رو قطع کنم هفته ای یه بار میرم خونشون البته از غروب تا آخر شب میمونم که شوهرم میاد شام می خوریم برمیگردیم به نظرتون کمه یا زیاده یا معمولی

اماااان از دخالت      

یه نفر میگفت در خونشون باز بوده رفتم داخل دیدم دارن پشت سرم حرف میزنم وایسادم همه رو گوش دادم بعد هرچی رسیده بهشون گفتم

اینقدر دلم میخواد تو این موقعیت قرار بگیرم

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40
پسرم همه زندگیمه💕خدایا خودت مواظبش باش
شوهر خنگ من بعداز اینهمه بی احترامی که خانوادش کردن من بعد از 7سال تصمیم گرفتن قط رابزه کنم حالا دیش ...

خوب زیادی محبت کردی 

یه محبتای کم اما تابلو بکن 😉

اینجور نباش که اونا میخوان اونو باش و شرایط رو جوری ایجاد بکن که خودت میخوای

اما قطع ارتباط اصلا خوب نیست

1563
بذار حرف بزنن چه اهمیتی داره مهم اینه تو رفتار درست رو داشته باشی تحت هر شرایطی  درباره گرفتن ...

منم گفتم با اتوبوس راحت ترم ولی ما یه جای عجیبی زندگی میکنیم که تا یه ساعت خاصی اتوبوس هست تاکسی و مترو و بی آرتی هم که اینجا رویاست...

اماااان از دخالت      
دلتوبد نکن خونه. مادر شوهرتم زیاد نرو.دوری و دوستی ..هیچوقت باهاشون احساس راحتی نکن

هفته ای یه بار میرم نمیدونم این زیاده یا کم اما از غروب میرم تا آخرشب

اماااان از دخالت      

برات مهم نباشه چی میگن راجع بهت.منم هر چقد بهشون خوبی کردم چیزی جز غیبت و بدگویی و قهر و قیافه نصیبم نشد.بذار هر چی دوس دارن بگن تو کار خودتو بکن و رفت و امدتم کم باشه.توتستی با اتوبوسی چیزی برو خونه مامانت منت سرت نباشه

1547
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1599
1580
1550
1588
1426
1479
1593
1506
1587
1439
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
1594
1583
29